well up

پیشنهاد کاربران

احساسات قوی
جریان پیدا کردن رو به بالا به صورت تدریجی و مداوم، جوشیدن، جوشش یافتن.
جریحه دار شدن احساسات
If it doesn't go well up there he's gonna need some support
اگر همه چی اونجا خوب پیش نره اون به کمک نیاز خواهد داشت
جمع شدن اشک در چشم
1 سرریز شدن لیوان و . . .
2 بغض کسی ترکیدن
3 از شدت تاثیر به گریه افتادن
( justfriends. ir )
زدن زیر گریه
I felt tears welling up in my eyes
متوجه شدم ( فهمیدم ) اشک از چشمام میخواد جاری بشه
احساساتی شدن
شکل گرفتن اشک در چشم
اشک سرازیر شدن
( اشک در چشم حلقه زدن = Brim with tears )

I welled up watching the scene
قوت گرفتن
طغیان کردن، سرریز کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما