معنی: مهمات
معانی دیگر: (مجازی) هر گونه وسیله ی حمله، گزک، دستاویز، (در اصل) هر نوع تجهیزات نظامی، (ارتش) مهمات

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the projectiles detonated from any weapon, such as bullets or shells, or the means of exploding such material, such as gunpowder and fuses.

- They had plenty of guns, but without ammunition, they were in a hopeless situation.
[ترجمه گوگل] آنها اسلحه فراوان داشتند، اما بدون مهمات، در وضعیت ناامید کننده ای قرار داشتند
[ترجمه ترگمان] تعداد زیادی تفنگ داشتند، اما بدون مهمات، آن ها در شرایط بدی قرار داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: any means used in a conflict to attack or defend a position.

- The candidate's mistake was ammunition for his opponent during their debate.
[ترجمه فواد بهمنی] اشتباه نامزد در حین بحث خود، دستاویزی برای حریف خود بود
[ترجمه راحله طاهری] اشتباه نامزد انتخاباتی، دستاویزی برای حریفش در حین مشاجره بود.
[ترجمه گوگل] اشتباه کاندیدا مهمات برای رقیبش در جریان مناظره آنها بود
[ترجمه ترگمان] اشتباه این کاندیدا برای حریفش در طی مناظره بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. ammunition dump
انبار مهمات

2. ammunition belt
نوار فشنگ،فانوسقه

3. ammunition chest
جعبه ی مهمات

4. ammunition dump
انبار مهمات،زاغه ی مهمات

5. inert ammunition
(ارتش) مهمات مشقی (بدون خرج تخریب)

6. armed ammunition
مهمات آماده ی انفجار

7. he had enough ammunition to launch his criticism
او دلائل کافی برای انتقاد کردن داشت.

8. to run out of ammunition
تمام شدن مهمات،مصرف کردن همه ی مهمات

9. they used his own letters as ammunition to attack him
آنان از نامه های خودش برای تاختن به او استفاده کردند.

10. each soldier was given fifty rounds of ammunition
به هر سر باز پنجاه گلوله داده شده بود

11. The letter gave her all the ammunition she needed.
[ترجمه گوگل]نامه تمام مهمات مورد نیازش را به او داد
[ترجمه ترگمان]این نامه تمام ammunition را که می خواست به او داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The government issued ammunition to troops.
[ترجمه گوگل]دولت برای سربازان مهمات صادر کرد
[ترجمه ترگمان]دولت برای سربازان مهمات صادر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. They left food and ammunition on the way—but would the enemy rise to so obvious the bait?
[ترجمه گوگل]آنها غذا و مهمات را در راه گذاشتند - اما آیا دشمن تا این حد آشکار طعمه را برمی خیزد؟
[ترجمه ترگمان]آن ها غذا و مهمات را در راه جا گذاشته بودند - اما آیا دشمن برای چنین طعمه آماده می شد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. His bad behaviour provided plenty of ammunition for his opponents.
[ترجمه گوگل]رفتار بد او مهمات فراوانی را برای مخالفانش فراهم کرد
[ترجمه ترگمان]رفتار بد او مقدار زیادی مهمات برای مخالفان او فراهم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. They confiscated weapons, ammunition and propaganda material.
[ترجمه گوگل]آنها اسلحه، مهمات و مواد تبلیغاتی را ضبط کردند
[ترجمه ترگمان]آن ها مقادیری سلاح، مهمات و مواد تبلیغاتی توقیف کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. When the soldiers had used up all their ammunition, they went on fighting with their swords.
[ترجمه گوگل]وقتی سربازان تمام مهمات خود را تمام کردند، با شمشیرهای خود به جنگ ادامه دادند
[ترجمه ترگمان]وقتی سربازان تمام مهمات خود را مورد استفاده قرار داده بودند با شمشیرهای خود به جنگ پرداختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مهمات (اسم)
munition, ammo, ammunition, ordnance

به انگلیسی

• projectiles shot from a weapon (bullets, grenades, bomb shells, etc.); something used to attack
ammunition is bullets and rockets that are made to be fired from guns.
you can also use ammunition to refer to information that can be used against someone.

پیشنهاد کاربران

دستاویز، حربه
گزک - آتو

The Natanz attack wasn’t designed to make Iran’s leaders think the U. S. was negotiating in bad faith, but rather to give more ammunition to the hardliners arguing that Iran shouldn’t be holding nuclear talks at all, upping the pressure to pull out of negotiations
Time. com@


e. g. live ammunition
( ​still able to explode or light; ready for use= )
مُهمات، تجهیزات جنگی
هرگونه وسیله جنگی
اتو دست کسی دادن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما