تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی �جنگی� ریشه در زبان های هندواروپایی دارد و معادل انگلیسی آن همان �گنگ� است. ترکیب �جنگی شلوار پلنگی� در فرهنگ مازندرانی بسیار به کار می رود و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترکیب جنگی شلوار پلنگی در فرهنگ مازندرانی ( طبری ) یک اصطلاح وصفی کهن است که ریشه در روایت ها و فولکلور مردم این منطقه دارد. در این اصطلاح، جنگی به م ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی گَنگ در اصل همان جنگ است، اما در فرهنگ غربی به صورت یک اصطلاح درآمده و معادل فارسی آن را می توان جنگی دانست. جنگی شلوار پلنگی در فرهنگ طبری بس ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گنگ همان جنگ است. اما در غرب بصورت اصطلاح درآمده و معادل فارسی این اصطلاح همان جنگی می شود. جنگی شلوار پلنگی در فرهنگ طبری بسیار بکار می رود که اشار ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کرنر یک واژه هندو - اروپایی است که برابر فارسی آن کنار و کناره است. کنج هم می گویند.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریشه کلاچای به ۴ روایت زیر باز می گردد: ۱. پلرودبار: نام قدیمی شهر به معنای �شهری بر روی رسوبات رود پلرود� است. ۲. گل و لای جای: نام اصلی شهر به معن ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دربارهٔ معنای کالج ( Kalej ) نظرات مختلفی وجود دارد، اما بیشتر محققان معتقدند که این واژه از �کاله� مشتق شده است که در گویش طبری هم به معنای منطقهٔ س ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ ترجمه در اصل صورتِ معرَّبِ واژهٔ فارسیِ تَرگُمه و ترگُمان است. این احتمال مطرح است که ریشهٔ آن از عبارت تِرِه گُمه ( به معنای �تو را می گویم� ی ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک نام ایرانی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حاکم واژه ای معرب است در زبان فارسی و عربی که در معنای فرمان رو، داور یا صاحب قدرت به کار می رود. ریشهٔ این واژه از فعل طبری هاکن ( در فارسی امروز: ب ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

میزان

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اوشان و یوش، ریشه در واژه اوستایی اوشهین دارند.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از واژه اوستای اوشهین دو شهر موجود است: یوش و اوشان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رمضان معرب رمه گان است. رمه به معنای گله دام و گان پسوند فارسی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام رامسر در شکل کنونی خود، صورت تحول یافته ای از رمه سر یا رَمِه سَر دانسته می شود. در زبان فارسی میانه و گویش های طبری، رمه به معنای گله و دام است ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام رَمَک از ریشهٔ رَم / رمه به معنای گله و دام گرفته شده است. در گویش های ایرانی، به ویژه در نواحی شمالی، پسوند ـَک یا ـِک برای نسبت سازی یا اشاره ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام رمج محله از دو بخش رم ج محله تشکیل شده است. رم ( هم ریشه با رمه ) در فارسی به معنی گله یا دام است. پسوند ـِج در گویش های مازندرانی و ایرانی شما ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در سنت های شمال ایران و در زبان های محلی گیلان و مازندران، عنوان کیا ( صورت تحول یافتهٔ �کی� ) رواج یافت و به عنوان لقب حاکمان و بزرگان محلی به کار ر ...

پیشنهاد
٠

اصل واژه هیرکانی در فرگرد یکم وندیداد به صورت وهرکانه آمده است. وهرکانه نهمین سرزمینی است که اهورا مزدا آفرید. این کلمه در یونانی به هیرکانیا تلفظ شد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمانی که سام بن نوح را ۵۹۰ سال بود، تاریخ دور زحل بود و آفرینش و عمر و سیرت خلاف این روزگار بوده است. ذکر فرزندارن سام: کتاب تاریخ مازندران: تمامی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمانی که سام بن نوح را ۵۹۰ سال بود، تاریخ دور زحل بود و آفرینش و عمر و سیرت خلاف این روزگار بوده است. ذکر فرزندارن سام: کتاب تاریخ مازندران: تمامی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ �شمال� در اصل همان مفهوم کهن �خراسان� است. در منابع فارسی، �خراسان� معمولاً به عنوان �جای برآمدن خورشید� تعبیر شده، اما از دید زبان شناسی تطبیق ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در ( برهان قاطع، تصحیح محمد معین، ص۷۱۰، مدخل �خاور� و �خاوران� ) آمده است که در شعر رودکی، �باختر� به عنوان شرق و �خاور� به عنوان غرب به کار رفته است ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چهارسوی در زبان فارسی: خوراسان یا خراسان در اصل شمال و سرزمین سردسیر خوروران همان خاوران یا مشرق اباختر یا باختر به معنای مغرب نیمروز جنوب و ناحیهٔ گ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میان دو عنوانِ اسپه بد و پادوسپان شباهتی معکوس وجود دارد. واژهٔ پادوسپان از ترکیب �پاد� ( از پتی به معنی سرور ) و �اسپان� ( از اسپه بان به معنی فرمان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام پادوسپان از دو بخش �پاد� و �اسپان� تشکیل شده است. �پاد� از واژهٔ اوستایی و پارسی باستان pati به معنای �سرور� یا �فرمانروا� گرفته شده که در واژهٔ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پتی خشای گر یا پادشاه گر یا پادشاه کننده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ خرس قطبی در فارسی از ریشه ای کهن در زبان های هندواروپایی منشأ گرفته است. در فارسی میانه، صورت این واژه به احتمال *hursa - * یا *xursa - * بوده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام �روسیه� از واژهٔ �روس� گرفته شده است که نام قومی و سیاسی در قرون وسطی در شرق اروپا بود. در فرهنگ غربی، روسیه به �سرزمین خرس ها� مشهور شده، زیرا خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام �روسیه� از واژهٔ �روس� گرفته شده است که نام قومی و سیاسی در قرون وسطی در شرق اروپا بود. در فرهنگ غربی، روسیه به �سرزمین خرس ها� مشهور شده، زیرا خ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدیمی ترین شکل نوشتاری از لاریجان، �لارز� بوده است. ابن فقیه این منطقه را یکی از کوره های طبرستان دانسته و از آن با نام �لارز� یاد کرده است. �لارز� ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ '''خرس''' در فارسی از ریشه ای کهن در زبان های ایرانی و هندو - اروپایی منشأ گرفته است. در فارسی میانه و ایرانی باستان، صورت این واژه به احتمال ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دربارهٔ ریشهٔ نام '''خراسان''' ( صورت کهنِ {{خرسان}} ) دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. یکی از دیدگاه های زبان شناختی آن را برگرفته از واژهٔ '''{خرس}}' ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام کهنِ '''خرسان''' ( صورت قدیم خراسان ) با واژهٔ �خرس� از نظر واجی و نمادین هم ریشه دانسته شده است، چرا که در فرهنگ های باستانی �خرس� همواره نماد ج ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوزندگی از ریشه مصدر دوختن یک معرب است. ریشه آن به دوجندگی بازمی گردد. دوج هنوز در زبان طبری کاربرد دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مصدر دوختن یک معرب است. ریشه آن به دوجیدن بازمی گردد. دوج هنوز در زبان طبری کاربرد دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوخت و دوز واژگانی معرب هستند. ریشه این ها به دوج و دوجیدن بازمی گردد. دوج هنوز در زبان طبری کاربرد دارد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در گذشته به کسی که دنبال رو پادشاه بود "پادو" می گفتند. پادو امروزه در مفهوم کلی تر به معنای "فرمان بر" است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام '''تورج''' در زبان شناختی ایرانی از دو بخش تشکیل شده است: '''تور''' '''ج'''. بخش نخست '''�تور�''' در اوستا به صورت ''Tūra'' یا ''Tūriia'' آمده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر '''رینه''' در گذشته با نام '''ورنه''' شناخته می شد. در فرگرد یکم وندیداد از ورنهٔ چهارگوش و سرزمین چهاردهم به عنوان یکی از بهترین سرزمین ها و محل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

'''ری''' ( در اوستایی: ''رَغا'' ‎''raqā'' ) ، در زبان پهلوی به صورت ''رغ'' ( ''raq'' ) یا ''راگ'' و سپس ''ری'' ( ''rey'' ) آمده است. این واژه در زبان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

'''ری''' ( در اوستایی: ''رَغا'' ‎''raqā'' ) ، در زبان پهلوی به صورت ''رغ'' ( ''raq'' ) یا ''راگ'' و سپس ''ری'' ( ''rey'' ) آمده است. این واژه در زبان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام '''ایرج''' از دو بخش تشکیل شده است: '''ایر''' پسوند '''ج'''. * بخش نخست '''�ایر�''' ( ʾēr ) ریشه در واژهٔ کهن ایرانی '''آریا''' ( *Airya* ) دار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ '''العرش''' که در متون اسلامی به معنای '''تخت''' و '''جایگاه بلند''' خداوند آمده است، در اصل ریشه ای کهن تر و هندواروپایی دارد و با واژهٔ فارسی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

'''اورنگ''' واژه ای کهن و چندوجهی در زبان و فرهنگ ایرانی است. در زبان فارسی میانه و اوستایی، ریشهٔ آن از �اُرَنگ� یا �اورَنگ� گرفته شده و به معنای '' ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

'''اورنگ''' واژه ای کهن و چندوجهی در زبان و فرهنگ ایرانی است. در زبان فارسی میانه و اوستایی، ریشهٔ آن از �اُرَنگ� یا �اورَنگ� گرفته شده و به معنای '' ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- ج ( یا ـِج، ـیج ) یک پسوند کهن است که برای ساخت نام مکان ها و نام خانوادگی های در استان مازندران به ویژه در مناطق غرب مازندران ( مانند کجور، کلاردش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدیمی ترین نام �لاریجان�، �لارج� بوده است که به گفتهٔ ابن فقیه همدانی در قرن چهارم هجری قمری همان �لارز� است. ابن فقیه این منطقه را به عنوان یکی از ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدیمی ترین نام �لاریجان�، �لارج� بوده است که به گفتهٔ ابن فقیه همدانی در قرن چهارم هجری قمری همان �لارز� است. ابن فقیه این منطقه را به عنوان یکی از ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به پیشینه، شباهت آوایی و ریشه شناختی �رویان� با صورت های کهن �ایران�، یعنی �ایران ویج� ( اوستایی: اَئیریَنَ وَئِجَهْ، پارتی: آرِیان ویجَن ) ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دربارهٔ نام کرج دیدگاه های گوناگونی وجود دارد، اما از دیدگاه زبان شناسی تاریخی، ترکیب واژه از دو بخش تشکیل شده است: �کر/کَر� �ـج�. بخش نخست �کَر� در ...

پیشنهاد
٠

**۱. �شَهر یوش� ( ترکیب جغرافیایی ) :** در این برداشت، جزءِ نخستِ واژه �شهر� در معنیِ �آبادی، ولایت، قلمرو� آمده و جزءِ دوم �یوش� اشاره به روستای تار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد

شهرنوش نام یک اسپهبد طبرستان است. در منابع تاریخی از مناطقی با نام های نوشه ده و نوشهر در محدودهٔ رویان و رستمدار ( مرکز قدرتِ پادوسپانیان ) یاد شده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

**۱. �اَنوشَه روان / انوشه روان� ( تعبیرِ سنتی ) :** در منابعِ فارسی و پهلوی، �انوشه روان� معمولاً از ترکیبِ �اَنوشَه� ( به معنای جاوید، بی مرگ، خوشب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱. ریشه در واژهٔ �رَست� ( به معنای رستیدن و رستگاری ) : در این برداشت، جزء نخستِ واژه �رست� از ریشهٔ �رستن� به معنای روییدن، برآمدن یا رستگار شدن گرف ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشهٔ واژهٔ �کی / Kay� را معمولاً به اوستایی *kauui* یا *kavi* نسبت می دهند که در اوستا معنایی نزدیک به �شاعر�، �سرودگر مقدس� یا �کاهن سراینده� داشته ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسرو واژه ای ایرانی است که در اوستا به صورت هوُ - سْرَوَه ( hu - sravah ) آمده و به معنای �نیک سروده�، �نیک نام� یا �مشهور� است. در سانسکریت، صورت مش ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وچه مهر هاکن عبارتی است که در برخی نواحی مازندران شنیده می شود. این عبارت به طور معمول در موقعیت های بدرقه، هشدار یا دعا برای خیر و برکت به کار می رو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حاکم واژه ای معرب است در زبان فارسی و عربی که در معنای فرمان رو، داور یا صاحب قدرت به کار می رود. ریشهٔ این واژه از فعل طبری هاکن ( در فارسی امروز: ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاکن یک فعل در زبان طبری، به معنای بکن در فارسی نو است. ریشه واژه هاکن به واژه هوک و هک از خانواد زبانی هندو - اروپایی باز می گردد. حاکم معرب هاکن اس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژهٔ �چوگان� از ترکیب دو بخش �چو� به معنای �چوب� و �گان� به معنای �ابزار� یا �وسیله� در زبان های ایرانی میانه تشکیل شده است. در این زبان ها، پسوند � ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام �دزدبن� ریشه ای مزدیسنایی و پهلوی دارد و مشابه نام های دیگر شمال ایران مانند قلعه دزکول و بالادزا است. واژهٔ �دز� در زبان فارسی میانه به معنای دژ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مَزگَت واژه ای ایرانی به معنی مسجد است و ریشهٔ آن به فارسی باستان بازمی گردد: مزکد از �مزداکده�. در زبان فارسی میانه به مسجد، مزگت یا مزگوت گفته می ...

پیشنهاد
٠

در برخی منابع محلی گفته شده است که نام قدیمیِ کتالم �گَتِ لَم� بوده است. در این روایت ها - �گَت� در زبان مازندرانی به معنی �بزرگ� یا �آب زیاد� آمده ا ...

پیشنهاد
٠

برخی بر این باورند که نام �تبریز� برگردان همان �Tiberias� است و از نام �طبری ها� گرفته شده است. بر پایهٔ این دیدگاه، آذربایجان در گذشته بخشی از طبرست ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام یک رود در سمنان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهر جدید رویان نام خود را از منطقهٔ تاریخی رویان کهن یا جبال روینج برگرفته است؛ منطقه ای کوهستانی و وسیع که بخش هایی از مرکز و غرب مازندران را دربر م ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابن حوقل جغرافی دان قرن چهارم هجری در کتاب خود صورة الارض از رویان به عنوان �جبال روینج� یاد می کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام �پادوسپانیان� یا �بادوسپانیان� از ترکیب دو بخش �پاد� و �اسپان� ( یا �وسپان� ) ساخته شده است. جزء نخست، �پاد�، ریشه در واژهٔ اوستایی و پارسی باستا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برخی پژوهشگران احتمال داده اند که نام منطقهٔ �پَتشخوارگر� از ترکیب واژه های فارسی باستانی �پَتی� ( 𐎱𐎫𐎡 – pati ) به معنای �پیش، برابر، فرمان بر� و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهکشان به معنای �جایی که کاه کشیده شده است� یا �جایی که کاه ریزگان پراکنده اند� تعبیر می شود. این واژه نامی استعاری برای نوار سفیدرنگ راه شیری است که ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در کنار ریشه شناسی های رایج، دیدگاهی نام �آذربایجان� را به صورت �آذر بیجار� یا �آذر ویجه� تفسیر می کند. در این برداشت، جزء دوم نام از ریشهٔ کهن هندو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جزء نخست �لا� یا �لاه� در زبان گیلکی به معنای �تالاب، شالیزار و آبگیر� به کار می رود. این واژه با محیط جغرافیایی منطقهٔ لاهیجان که دارای شالیزارها و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جزء نخست �لار� به احتمال بسیار از �لار� به معنای رود یا کشت زار گرفته شده است. جزء دوم، همانند نمونهٔ �ویج/ویجین/بیج/بیجار�، می تواند به ریشهٔ کهن هن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام �بیجار�، با ریشهٔ کهن �ویج/ویجه/ویجین� در زبان های ایرانی مرتبط دانسته می شود. �ویج� در زبان های ایرانی میانه و نو به معنی �محل، جایگاه و زمین� ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با توجه به پیشینه، شباهت آوایی و ریشه شناختی �رویان� با صورت های کهن �ایران�، یعنی �ایران ویج� ( اوستایی: اَئیریَنَ وَئِجَهْ، پارتی: آرِیان ویجَن ) ا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماز به معنای رودخانه های پیچ در پیچ است. مازندران به جایی می گویند که در آن رودهای پیچ دار وجود دارد. مازندران با آمازون دارای تشابه زیست بومی است، و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام �ستاره� در زبان فارسی، در ریشه شناسی فارسی میانه با ترکیب �استه� به معنی �ایستادن� ( از ریشهٔ *stā - ) و �را� به معنی راه ( از ریشهٔ *reh₂ - ) مر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وِالله همان هوالله معرب واژه او خدا، او اعلی. در زبان طبری "وِ" به معنای او هنوز استفاده می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هو به معنای او. یک ضمیر معرب از واژه "وِ" در فارسی میانه است که هنوز در زبان طبری کاربرد دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هاری آپ Hurry Up به معنای عجله کردن، همریشه با "هور کردن" در زبان طبری است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سلیمان به معنای سرورمان، یا خورشید و ماه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سینا برابر با ذهن است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عرش به معنای قوس، معرب ارش فارسی و برابر Arch در انگلیسی می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدیترانه همان دریای ماد می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

گَنگ با کسره، معادل همان جنگی است. واژه جنگی شلوار پلنگی در مازندران بسیار بکار می رود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گمش و گمج در زبان گیلکی شرقی به معنای گاومیش است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ستاره یاری دهنده آرش تیزتیر.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آرش کمانگیر یک شخصیت برجسته ایرانی. آرش از کوهستان رویان به کمک ستاره تیشتر تیر خود را به سمت توران پرتاب کرد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایرانی شهروند یا اهل یک منطقه نیست، بلکه یک تفکر و اندیشه ی مذکر است. به تفکر نجیب زادگان، ایرانی و اریایی گویند. در مقابل، به تفکر دیوانگان تورانی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به دیوانگان، توران گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اردشیر یک اسم نیست بلکه یک لقب برای شاه ایران است. نام اردشیر اول کی بهمن درازدست و نام اردشیر سوم اوخوس بوده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خسرو اسم نیست بلکه یک لقب است. درزمانی که به شاهان روم قیصر ( سزار ) گفته می شد، به شاهان فارس خسرو گفته می شد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هخامنش یان به انگلیسی Achaemen id، به فارسی عجم ها، بعدتر معرب بنی هاشم از آن درامد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معرب کواد Kaovad، یک استندار ایرانی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معرب عجم Achaem

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معرب بنی عجم Achaem

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه واژه منوچهر برمی گردد به مینوچهر و مونچهر، به معنای دارنده چهره ی به مانند ماه. منوچهر بنیان گذار نوش و نوشهر است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اژدها یک واژه فارسی برگرفته از ضحاک عربی است. خود واژه ضحاک یک معرب از واژه آزدهک یا آژی دهاک فارسی میانه است. ریشه واژه آز به دیو آز و آزار برمی گر ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه اژدها معرب آزدها، به معنای موجودی که آز و آزار می دهد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابن معرب واژه بن پهلوی به معنای زیر می باشد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ثور دادن. قربانی کردن گاو.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکان دار. دارای جایگاه و مقام.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایتخت سرزمین ماد.

پیشنهاد
٠

دریای ماد ( سرزمین ) .

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

در زبان مازندرانی غربی به افراد دیوانه "تور" گویند. همچنین یک اصطلاح در زبان گیلکی به عنوان "تورِ رگ" وجود دارد. به نظر می رسد واژه تور و توران در ا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

اشاره ای به معنای انگلیسی زمین؛ ارث earth واژه ای برگرفته از خونیرث فارسی میانه است. احتمالا به معنای همان خانه و ارثیه باشد.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کراسی واژه ای یونانی برابر با کرسی، تخت ها و اورنگ ها در فارسی، و حکومت ها در عربی می باشد. دموکراسی و تئوکراسی هریک کرسی هستند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انس ان، انس ها، جمع انس. مترادف ادمیان، ادم ها.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صابون یک پاژه هندو - اروپایی است که ریشه در زبان پارسی باستان دارد. معادل انگلیسی واژه صاپون، Soap می باشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احتمالا تازی در اشاره به ترکان تاجیک است. از شباهت اسم بگذریم، واژگان ترک و تازی همیشه در کنار هم آمده است.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیمی معرب واژه فارسی کیمیا می باشد.

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بدن یا بودن یک واژه هندو - اروپایی که معادل انگلیسی آن body می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمعه در کنایه به اخرین روز، به معنای روز جمع کردن. Friday در کنایه به اخرین روز، به معنای روز ی که آفرید یا روز خالی شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لوسیفر به معنای شیطان یا خورشید و مادیات.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان طبری غرب مازندران به افراد دیوانه تور گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوارزم همان خوار راز ( ری ) فارسی یا خاراکس یونانی است که بعدها واژه خراسان از آن در می آید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

عیسی معرب واژه پارسی اشو/اشا است. واژه اشو در پارسی مدرن به شاه و در انگلیسی به jesus تبدیل شد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مغول به معنای منگول. کسانی که گیرایی ضعیف دارند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اور یک واژه پهلوی به معنای آتش/نور/خورشید. اوروپا به معنای بالاتر از خورشید.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسم مینا از مینوی، ماه و روشنایی میاد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنوی معرب واژه ( پارسی مینوی ) ، ( انگلیسی mean ) یا همان "معنای هستی" است، و ریشه در زبان های هندواروپایی دارد. واژه مینوی برگفته از مینو یا همان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبریز tiberias برگردان واژه طبری ها که جز سرزمین پتشخوارگر بود. زبان مردم این منطقه پهلوی بوده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

پهلوی زبانی از خانواده زبانی ایرانی شمال غربی می باشد که تبار زبان های کردی، گیلکی، بلوچی، تاتی و مازندرانی می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آذربایجان ( آتروپادگان ) بخشی از سرزمین ماد کوچک در پتشخوارگر است. زبان مردم آذربایجان در گذشته پهلوی بوده است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هر ۳نام دریای کاسپین ( قزوین ) ، دریای ورکانه ( هیرکانی ) و دریای مازندران ( طبرستان ) درست هستند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به دلیل وجود درختان مازو، جلگه هیرکانی توسط مردم طبری ماز اندر آن نام گرفت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

پارت از پهلو، پهلوی و پهلوانی می آید. مردمانی از طبرستان، گرگان و خراسان ساکن سرزمین پارت بودند. پهلوهای طبری ابداع کنندگان جنگ های پارتیزانی بودند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در زبان مازندرانی ( غرب ) به افراد زشت عُمَر گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وُی ( اوی ) به معنای او می باشد که به اشتباه وِی خوانده می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

زنگی به معنای تیره پوست. سیاه زنگی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقل ِکُل به معنای عقل کُند شده است. کل یک واژه طبری به معنای کند می باشد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رستاق واژه پهلوی است که امروزه آن را روستا گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نوعی از موسیقی فولکلور طبری امیری گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

در زبان طبری به چوپان کرد گویند. مردمان کرد ساکنان کوهستان های غربی البرز در گیلان امروزی بودند که از مسیر سپیدرود به کردستان امروزی مهاجرت کردند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هَزاره ها یا خزرها به مغولان فارسیزه شده گویند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

هَزاره ها یا خزرها از لشکریان چنگیز مغول بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبری نام یک قوم ساکن کوهستان البرز است که بخشی از آن ها به جلگه مازندران مهاجرت کردند و سکنی گزیدند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مازندران نام جلگه هیرکانی است که مردم طبری به آن گویند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مازندرانی نام یک قوم یا یک زبان نیست. مازندران نام یک منطقه جلگه ای بین کوه های البرز و دریای خزر است که در گذشته با جنگل پوشیده بود. در ۲۰۰سال اخیر ...

پیشنهاد
٠

به معنای خانواده زبانی از شبه قاره هند تا اروپا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دارندگان اسب، سوارکاران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

پارس یک واژه ایرانی است و با نزدیکی horse ریشه هندواروپایی دارد که با فارس وارد عربی شده است به بزرگان پارس اسپهبد یا هزاراسپ، لهراسپ، تهماسپ و . . ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

فرس یک واژه ایرانی است و با نزدیکی horse ریشه هندواروپایی دارد که وارد عربی شده است به بزرگان فارس/پارس اسپهبد/اسفهبد یا هزاراسپ، لهراسپ، تهماسپ و . ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیچا در زبان غرب مازندرانی به معنای گربه میباشد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک واژه مازندرانی ( غرب مازندران ) به معنای هزار چشم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیلک به معنای یک قوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رودسر به معنای بالای یک رود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پولادی یک نام خانوادگی در روستای اوشیان چابکسر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوچصفهان نام یک محله در گیلان به معنای اسب های کوچک.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دری به معنای دری وری، یک زبان نامفهوم.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سد مِیجَران سدی در رامسر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاکویی یک نام خانوادگی در رمک رامسر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راشدی به معنای در مسیران رشد. راشدی به معنای خلافت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برمکیان از خاندان های قدرتمند ایرانی در خلافت عباسی. نوادگان این خاندان امروز با نام خانوادگی رمکیان در منطقه رمک رامسر زندگی می کنند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غلام به معنای برده.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام کشوری، در گذشته میان مارها و جنگل ها ساخته شد. این نام ریشه فارسی دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه کِلا دگرگون گشته واژه کَلاک ( kalāk ) و کَلات ( kalāt ) در مفهوم قلعه است که در زبان مازندرانی بصورت کِلا ( kelā ) ، کَلا ( kalā ) و کُلا ( kolā ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رشت به معنای روییده شده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ام اوو ییان به معنای فرزندان مادر اب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نام دیگر رود آماردوس ( یونانی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در زبان فارسی صفت بعد از اسم می آید، اما در زبان طبری ( همانند انگلیسی ) صفت قبل از اسم می آید. مثال: فارسی: گرگ بزرگ ، طبری: گته ورگ ، انگلیسی: Gre ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رمک نام یک منطقه در رامسر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عباسی به معنای رنگ بور. عباسی به معنای خلافت، کاروانسرا، سکه، گل، شعر.