پیشنهادهای فراد.ک (١٨٢)
نام کهنِ '''خرسان''' ( صورت قدیم خراسان ) با واژهٔ �خرس� از نظر واجی و نمادین هم ریشه دانسته شده است، چرا که در فرهنگ های باستانی �خرس� همواره نماد ج ...
دوزندگی از ریشه مصدر دوختن یک معرب است. ریشه آن به دوجندگی بازمی گردد. دوج هنوز در زبان طبری کاربرد دارد.
مصدر دوختن یک معرب است. ریشه آن به دوجیدن بازمی گردد. دوج هنوز در زبان طبری کاربرد دارد.
دوخت و دوز واژگانی معرب هستند. ریشه این ها به دوج و دوجیدن بازمی گردد. دوج هنوز در زبان طبری کاربرد دارد.
در گذشته به کسی که دنبال رو پادشاه بود "پادو" می گفتند. پادو امروزه در مفهوم کلی تر به معنای "فرمان بر" است.
نام '''تورج''' در زبان شناختی ایرانی از دو بخش تشکیل شده است: '''تور''' '''ج'''. بخش نخست '''�تور�''' در اوستا به صورت ''Tūra'' یا ''Tūriia'' آمده ...
شهر '''رینه''' در گذشته با نام '''ورنه''' شناخته می شد. در فرگرد یکم وندیداد از ورنهٔ چهارگوش و سرزمین چهاردهم به عنوان یکی از بهترین سرزمین ها و محل ...
'''ری''' ( در اوستایی: ''رَغا'' ''raqā'' ) ، در زبان پهلوی به صورت ''رغ'' ( ''raq'' ) یا ''راگ'' و سپس ''ری'' ( ''rey'' ) آمده است. این واژه در زبان ...
'''ری''' ( در اوستایی: ''رَغا'' ''raqā'' ) ، در زبان پهلوی به صورت ''رغ'' ( ''raq'' ) یا ''راگ'' و سپس ''ری'' ( ''rey'' ) آمده است. این واژه در زبان ...
نام '''ایرج''' از دو بخش تشکیل شده است: '''ایر''' پسوند '''ج'''. * بخش نخست '''�ایر�''' ( ʾēr ) ریشه در واژهٔ کهن ایرانی '''آریا''' ( *Airya* ) دار ...
واژهٔ '''العرش''' که در متون اسلامی به معنای '''تخت''' و '''جایگاه بلند''' خداوند آمده است، در اصل ریشه ای کهن تر و هندواروپایی دارد و با واژهٔ فارسی ...
'''اورنگ''' واژه ای کهن و چندوجهی در زبان و فرهنگ ایرانی است. در زبان فارسی میانه و اوستایی، ریشهٔ آن از �اُرَنگ� یا �اورَنگ� گرفته شده و به معنای '' ...
'''اورنگ''' واژه ای کهن و چندوجهی در زبان و فرهنگ ایرانی است. در زبان فارسی میانه و اوستایی، ریشهٔ آن از �اُرَنگ� یا �اورَنگ� گرفته شده و به معنای '' ...
- ج ( یا ـِج، ـیج ) یک پسوند کهن است که برای ساخت نام مکان ها و نام خانوادگی های در استان مازندران به ویژه در مناطق غرب مازندران ( مانند کجور، کلاردش ...
قدیمی ترین نام �لاریجان�، �لارج� بوده است که به گفتهٔ ابن فقیه همدانی در قرن چهارم هجری قمری همان �لارز� است. ابن فقیه این منطقه را به عنوان یکی از ک ...
قدیمی ترین نام �لاریجان�، �لارج� بوده است که به گفتهٔ ابن فقیه همدانی در قرن چهارم هجری قمری همان �لارز� است. ابن فقیه این منطقه را به عنوان یکی از ک ...
با توجه به پیشینه، شباهت آوایی و ریشه شناختی �رویان� با صورت های کهن �ایران�، یعنی �ایران ویج� ( اوستایی: اَئیریَنَ وَئِجَهْ، پارتی: آرِیان ویجَن ) ا ...
دربارهٔ نام کرج دیدگاه های گوناگونی وجود دارد، اما از دیدگاه زبان شناسی تاریخی، ترکیب واژه از دو بخش تشکیل شده است: �کر/کَر� �ـج�. بخش نخست �کَر� در ...
**۱. �شَهر یوش� ( ترکیب جغرافیایی ) :** در این برداشت، جزءِ نخستِ واژه �شهر� در معنیِ �آبادی، ولایت، قلمرو� آمده و جزءِ دوم �یوش� اشاره به روستای تار ...
شهرنوش نام یک اسپهبد طبرستان است. در منابع تاریخی از مناطقی با نام های نوشه ده و نوشهر در محدودهٔ رویان و رستمدار ( مرکز قدرتِ پادوسپانیان ) یاد شده ...
**۱. �اَنوشَه روان / انوشه روان� ( تعبیرِ سنتی ) :** در منابعِ فارسی و پهلوی، �انوشه روان� معمولاً از ترکیبِ �اَنوشَه� ( به معنای جاوید، بی مرگ، خوشب ...
۱. ریشه در واژهٔ �رَست� ( به معنای رستیدن و رستگاری ) : در این برداشت، جزء نخستِ واژه �رست� از ریشهٔ �رستن� به معنای روییدن، برآمدن یا رستگار شدن گرف ...
ریشهٔ واژهٔ �کی / Kay� را معمولاً به اوستایی *kauui* یا *kavi* نسبت می دهند که در اوستا معنایی نزدیک به �شاعر�، �سرودگر مقدس� یا �کاهن سراینده� داشته ...
خسرو واژه ای ایرانی است که در اوستا به صورت هوُ - سْرَوَه ( hu - sravah ) آمده و به معنای �نیک سروده�، �نیک نام� یا �مشهور� است. در سانسکریت، صورت مش ...
وچه مهر هاکن عبارتی است که در برخی نواحی مازندران شنیده می شود. این عبارت به طور معمول در موقعیت های بدرقه، هشدار یا دعا برای خیر و برکت به کار می رو ...
حاکم واژه ای معرب است در زبان فارسی و عربی که در معنای فرمان رو، داور یا صاحب قدرت به کار می رود. ریشهٔ این واژه از فعل طبری هاکن ( در فارسی امروز: ب ...
هاکن یک فعل در زبان طبری، به معنای بکن در فارسی نو است. ریشه واژه هاکن به واژه هوک و هک از خانواد زبانی هندو - اروپایی باز می گردد. حاکم معرب هاکن اس ...
واژهٔ �چوگان� از ترکیب دو بخش �چو� به معنای �چوب� و �گان� به معنای �ابزار� یا �وسیله� در زبان های ایرانی میانه تشکیل شده است. در این زبان ها، پسوند � ...
نام �دزدبن� ریشه ای مزدیسنایی و پهلوی دارد و مشابه نام های دیگر شمال ایران مانند قلعه دزکول و بالادزا است. واژهٔ �دز� در زبان فارسی میانه به معنای دژ ...
مَزگَت واژه ای ایرانی به معنی مسجد است و ریشهٔ آن به فارسی باستان بازمی گردد: مزکد از �مزداکده�. در زبان فارسی میانه به مسجد، مزگت یا مزگوت گفته می ...
در برخی منابع محلی گفته شده است که نام قدیمیِ کتالم �گَتِ لَم� بوده است. در این روایت ها - �گَت� در زبان مازندرانی به معنی �بزرگ� یا �آب زیاد� آمده ا ...
برخی بر این باورند که نام �تبریز� برگردان همان �Tiberias� است و از نام �طبری ها� گرفته شده است. بر پایهٔ این دیدگاه، آذربایجان در گذشته بخشی از طبرست ...
نام یک رود در سمنان
شهر جدید رویان نام خود را از منطقهٔ تاریخی رویان کهن یا جبال روینج برگرفته است؛ منطقه ای کوهستانی و وسیع که بخش هایی از مرکز و غرب مازندران را دربر م ...
ابن حوقل جغرافی دان قرن چهارم هجری در کتاب خود صورة الارض از رویان به عنوان �جبال روینج� یاد می کند.
نام �پادوسپانیان� یا �بادوسپانیان� از ترکیب دو بخش �پاد� و �اسپان� ( یا �وسپان� ) ساخته شده است. جزء نخست، �پاد�، ریشه در واژهٔ اوستایی و پارسی باستا ...
برخی پژوهشگران احتمال داده اند که نام منطقهٔ �پَتشخوارگر� از ترکیب واژه های فارسی باستانی �پَتی� ( 𐎱𐎫𐎡 – pati ) به معنای �پیش، برابر، فرمان بر� و ...
کهکشان به معنای �جایی که کاه کشیده شده است� یا �جایی که کاه ریزگان پراکنده اند� تعبیر می شود. این واژه نامی استعاری برای نوار سفیدرنگ راه شیری است که ...
در کنار ریشه شناسی های رایج، دیدگاهی نام �آذربایجان� را به صورت �آذر بیجار� یا �آذر ویجه� تفسیر می کند. در این برداشت، جزء دوم نام از ریشهٔ کهن هندو ...
جزء نخست �لا� یا �لاه� در زبان گیلکی به معنای �تالاب، شالیزار و آبگیر� به کار می رود. این واژه با محیط جغرافیایی منطقهٔ لاهیجان که دارای شالیزارها و ...
جزء نخست �لار� به احتمال بسیار از �لار� به معنای رود یا کشت زار گرفته شده است. جزء دوم، همانند نمونهٔ �ویج/ویجین/بیج/بیجار�، می تواند به ریشهٔ کهن هن ...
نام �بیجار�، با ریشهٔ کهن �ویج/ویجه/ویجین� در زبان های ایرانی مرتبط دانسته می شود. �ویج� در زبان های ایرانی میانه و نو به معنی �محل، جایگاه و زمین� ب ...
با توجه به پیشینه، شباهت آوایی و ریشه شناختی �رویان� با صورت های کهن �ایران�، یعنی �ایران ویج� ( اوستایی: اَئیریَنَ وَئِجَهْ، پارتی: آرِیان ویجَن ) ا ...
ماز به معنای رودخانه های پیچ در پیچ است. مازندران به جایی می گویند که در آن رودهای پیچ دار وجود دارد. مازندران با آمازون دارای تشابه زیست بومی است، و ...
نام �ستاره� در زبان فارسی، در ریشه شناسی فارسی میانه با ترکیب �استه� به معنی �ایستادن� ( از ریشهٔ *stā - ) و �را� به معنی راه ( از ریشهٔ *reh₂ - ) مر ...
وِالله همان هوالله معرب واژه او خدا، او اعلی. در زبان طبری "وِ" به معنای او هنوز استفاده می شود.
هو به معنای او. یک ضمیر معرب از واژه "وِ" در فارسی میانه است که هنوز در زبان طبری کاربرد دارد.
هاری آپ Hurry Up به معنای عجله کردن، همریشه با "هور کردن" در زبان طبری است.
سلیمان به معنای سرورمان، یا خورشید و ماه است.
سینا برابر با ذهن است.