ای صفایی بگذر از این گفتگو حال شاهنشاه و طوطی را بگو
تنگین جان سیر مبارا تراجع طنطنه وله
هرکه نزدیک من آید یک ذراع من روان گردم سوی او باع باع هرکه پیماید ره من میل میل من به فرسخ فرسخ آیم آن سبیل ✏ ملا احمد نراقی
پادشاهی بود در ملک جهان مالکالملک جهان و ملک جان در گلستان بود او را طوطیی دلگشا و نغز و زیبا طوطیی طوطیی خوش لهجه و فرخ لقا طوطیی شیربن زبان و جان فزا آشیانش کنگر قصر رفیع طوفگاهش عرصه ملک وسیع مینخوردی لقمه جز از دست شاه جز ز دست پادشاه نیکخواه قند و شکر مینهادش بر دهان روز و شب از دست خود آن ارسلان درگه و بیگه انیس شاه بود جان او با جان شه همراه بود
بیخیانت کس نترسد از قصاص حق نابرده نمی دارد تقاص ✏ ملا احمد نراقی
شب گریزد ننگرد اندر قفا در زمین خود را همی بیند خفا ✏ ملا احمد نراقی
تا نیفتد بانگ نفخش این طرف تا رهد آن گوهر از........ صدف مولانا
حصص گربگان عاذل اعمی دل اسپهی جعاشیش
خشمین خنوس پایندان کاله کفلیز بتاسانیدن
نزاید جز از مرگ را جانور اگر مرگ دانی غم من مخور ✏ فردوسی