پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (١,٧٣٢)
paain baalaa kerdan : در گویش گوغر یعنی سبک سنگین کردن. با دقت بررسی کردن.
evazbedal : در گویش گوغر به معنای اشتباهاً جابجا شدن دوچیز . میگن کفشامون باهم عوض بدل شده . یعنی باهم جابجا شده
nevoride : [نبریده] در گویش گوغر به شخص بدجنسی گویند که از هیچ کس مطلبی را نمی پذیردونصیحت کس نشنود وراه نادرست خودرا ادامه می دهد.
bebormoni bormaanaa : در گویش گوغر لفظی ست بی معنا از یک کلام موسیقیایی جایگزینانه کودکانه که به منظور تقویت روان سازی تکلم ونیرومندسازی تمرکز وحافظه ...
yay tighe :در گویش گوغر یعنی یک راست . مستقیم ( یک تیغه ) گمان می رود از حرکت مستقیم گراز گرفته شده که نمی تواند گردنش را کج کند ویک تیغه ومستقیم می ...
yay lengiu : در گویش گوغر یعنی یک پایی جکیدن وجابجا شدن . لی لی.
yay man kam chaarak: : در گویش گوغر یعنی یک چارک از یک من کمتر ( یی من =یک من )
yay naaghaafel : در گویش گوغر یعنی یی هو . ناگهان . ( یک ناغافل )
ya lu : در گویش گوغر یعنی لباسی که به تنهایی پوشیده شود . ( یک لا )
ye ye : در گویش گوغر شبه جمله ای ست که با حرکت دادن لب زیزین به منظور ریشخند ومسخره کردن دیگری انجام می شود .
yay xaale jaai : در گویش گوغر یعنی یک جای خیلی کوچکی . متراژ اندکی . ( یک خال جایی )
yay chandi : در گویش گوغر یعنی یک مقداری . یه پاره ای. ( یک چندی )
yay chekui : در گویش گوغر یعنی یک قطره ای . یه لب تر کنویی.
yay sedaaresi : در گویش گوغر یعنی یک مسافت کمی . ( یک صدارسی ) آن قدر فاصله کم است که صدای فرد تا آنجا می رسد.
yay hew : در گویش گوغر یعنی یک مرتبه . ناگهان . ( یک هو )
yay modum : در گویش گوغر یعنی پیوسته وپشت سرهم ( یک مدام )
yay sar : در گویش گوغر یعنی یکسر . مدام
ya taa: در گویش گوغر یعنی یک نفر . یک دانه. ( یک تا )
ya paare vaxtaa: در گویش گوغر یعنی بعضی وقت ها . گاهی اوقات. ( یک پاره وقت ها )
yay riz : در گویش گوغر یعنی مدام ویه قرار.
yey: در گویش گوغر شبه جمله ای ست برای تنبیه وتحذیر. یی کجا: یعنی باتوام کجا می روی
ya lixe : در گویش گوغر نهالی را گویند که باریک وبلند به نظر بیاید وبر وبار درست درمانی نداشته باشد. استاد اکبر نقوی اصلش را �یک لخت � دانسته
yegone : در گویش گوغر تک فرزند خانواده را گویند ( یگانه ) ضرب المثلی گوغریا دارند با این عنوان :یگُنه یا دز میشه یا دیوونه یا می رینه میون خُنه. ( ف ...
yaqeraar : در گویش گوغر به معنای پیوسته وپیشت سرهم ویه مدوم است. ( یک قرار )
ye paaraa : در گویش گوغر یعنی بعضی ها وگروهی. ( یک پاره ها )
ya sar dozaanu : [یک سر دو زانو]در گویش گوغر موجودی خیالی را گویند که بچه ها رابا آن می ترسانند ودرواقع چیزی به جز انسان نیست که یک سر ودوزانو دارد. ...
betormoni : در گویش گوغر واژه ای بی معنا از کلام موسیقیایی جایگزینی حروف توسط نوآموزان برای روانی زبان کودکان وتقویت تمرکز و حافظه شان . شعر گونه ب ...
hokole : در گویش گوغر واژه ای بی معنا از کلام موزون سرگرمی کودکانه است اگر. بچه ها در بازی بخواهند از میان چند نفر یک نفر را انتخاب کنند این شعرگونه ...
sar : در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول برای واژه سر نوبت اول در بازی هایی چون گردوبازی . اولین پیش از شروع بازی برای نوبت بندی نفر می گوید� سر� ...
deleme peniri: در گویش گوغر به پنیرنازه آب نرفته گویند
lok lok : در گویش گوغر به معنای قُرم قُرُم وبرآمده برآمده است. [برای واژه لک لک پذیرفته نشد به ناچار لک لگ نوشتم کاش پشتیبان آبادیس رفع مشکل کند ]
puron : در گویش گوغر به معنای توپٓرخورده ودلمُردوو است.
harke harkei : در گویش گوغر یعنی نسنجیده وبی حساب وکتاب.
dey meyi. : در گویش گوغر به معنای نسنجیده وبی نظم و بی قاعده است. هرکه هرکه ای
bui :در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای اندک وبسیار کم هم کاربرد دارد نمونه را گویند یه بویی ادویه بهش بزن یعنی مقدار بسیار کمی ادویه وچاشنی ...
marbut harf zedan : درگویش گوغر یعنی کتابی وفصیح سخن گفتن.
chante. : در گویش گوغر به کیسه مانندی بندآویزدار گویند که برای حمل وسایل وخورد خوراکی های سفر استفاده می شده . البته سایز کوچک ترش که برای جو دادن به ...
kochu : در گویش گوغر نیز به توله سگ گویند گاهی هم کجه سگ وگاهی توله سگ گویند پسربچه ها گوغری برای وادار کردن بچه ها دیگر به سکوت می گویند صدا مدا . ...
haftomon : در گویش گوغر به مراسم هفتمین روز درگذشت مرده هفتم یا هفتمن گویند.
yaad daadan : در گویش گوغر به معنای به یاد آوردن وبه خاطرآوردن به کار می رود . میگن هیشکه جد حکیم زاده رِ یاد نمی ده یعنی هیچ کس جد حکیم زاده ها را ب ...
ya : در گویش گوغر دگرگون شده یٓه ویک است . میگن فک می کنم ای یٓ مرغم توله برده یعنی فکر می کنم این یک مرغ راهم توله برده. . یٓ - - - - یٓه - - - - یک
omaachuیا اماچ : در گویش گوغر نوعی آش است که از آب، اسفناج، آرد، نخود نیم کوب، خلال چغندر و گوشت تهیه می شود . گمان می رود �اُماچ� در اصل �اوماج� بو ...
ha:y: در گویش گوغر نوعی پاسخ دادن غیر مودبانه از طرف کسی که مورد خطاب قرار می گیرد وگاهی نیز با تغییر لحن مفهوم سوالی به خود می گیرد :هی؟بله ، چه می ...
hele rasmi : در گویش گوغر به هل سبز که بسیارخوشبو وپرخاصیت است گفته می شود .
hele baad : در گویش گوغر به هل سیاه یا قاقله کبار هل باد گویند چراکه یکی از خواصش نفخ شکنی ست .
hanu: در گویش گوغر نیز هنوز را هنو تلفظ می کنند
hendone: در گویش گوغر همان هندوانه راگویند .
holoppi: در گویش گوغر یعنی یهو به ناگاه . ناگهان.
hoffi : در گویش گوغر هنگام فروریختن چیزی به کار می برند میگن آشکو هفی ریخت یعنی سقفه یک هو وبه ناگاه فروریخت .
در گویش گوغر به مراسم ختم هفتمین روز درگذشت مرحوم هفتم یا هفتُمُن می گویند.