پا کوفتن

لغت نامه دهخدا

پاکوفتن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) رقص کردن. رقصیدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- زدن کف پای بر چیزی . ۲- رقص کردن رقصیدن پای کوفتن پا کوبیدن پای کوبیدن .
پابزمین زدن، پاکوبیدن، پای کوبی، رقص کنان
رقص کردن رقصیدن

مترادف ها

footslog (فعل)
پا کوفتن، با صدا راه رفتن

پیشنهاد کاربران

paa kuftan:[مصدمرکب] : در گویش گوغر یعنی یکدندگی . پا را دریک کفش کردن.
نمونه:یارو پا کوفته نِمیا یعنی آن شخص پاشو کرده تویه کفش وبه شدت لج کرده نمی آید
ساختار:
تکواژ آزاد�پا� ستاک گذشته�کوفت� پسوند مصدرساز� - ٓن�
پایکوبی
رقصیدن
چون ز پا کوفتن برآسودند
دستبردی به باده بنمودند
✏ �نظامی�