بنکتی

لغت نامه دهخدا

بنکتی. [ ب َ ک َ ] ( ص نسبی ) نسبتی است به بنکت و آن قریه ای است از قراء اشتیخن سغد سمرقند. ( لباب الانساب ).

پیشنهاد کاربران

bonkoti]صفت]: در گویش گوغر به فرزند آخر خانواده گویند مترادف ته تغاری.
نمونه: بُنکتیشونم آوردن یعنی بچه آخرشان هم همراهشان است.
ساختار :
تکواژ آزاد ( اسم ) �بن� به معنای ته ، انتها، ریشه تکواژ آزاد ( اسم ) �کت�که در گویش رابر کوت گویند در گوغر . به معنای سوراخ . لانه است ( در کلماتی چون کت پِله وکت کلیدون وکت مرغ یا کت سگ ) پسوند نسبی �ی�
...
[مشاهده متن کامل]