تسپیچ

پیشنهاد کاربران

تسپیچtaspich :[اسم]در گویش گوغر اصطلاحی ست درتقسیم زمین زراعتی معادل ۴حبهاز ۶دانگ . کنایه از حداقل زمین زراعتی
آب تتماجی نریزی در تغار تا سگی چندی نباشد طعمه خوار ( مولوی ، حاشیه برهان )
( فرهنگ گویش گوغر از اکبر نقوی )
...
[مشاهده متن کامل]

ساختار:
این واژه از دو بخش اصیل و کهن ساخته شده است:
​تسپ ( Tasp ) : صورت دگرگون شده و متمایل شدۀ واژۀ پهلوی ( پارسی میانه ) �تسوگ� ( Tasug ) یا �تسو� به معنی �یک چهارم� ( یک چهارم از یک دانگ ) است. در گویش کرمانی، واوِ پایانیِ تسو به �پ� یا �ب� بدل شده است.
​پیچ ( Pīč ) : در اصطلاحات آبیاری سنتی مناطق کویری ایران، به معنای یک دوره، نوبت یا مدار گردش آب است.
​مجموعاً: به معنای �یک نوبت گردشِ سهمِ یک تسوئی ( یک چهارم دانگ ) از آب یا زمین�.
از آنجا که ۴ حبه در مقایسه با کل ۶ دانگ ( ۹۶ حبه ) سهم بسیار ناچیزی است ( حدود ۴ درصد از کل زمین ) ، واژه تسپیچ مجازاً و به کنایه، برای اشاره به حداقل زمین زراعتی یا کمترین سهم ممکن که ارزش کشاورزی داشته باشد به کار می رود.