ترجمه‌های مریم سالک زمانی (٥٧٣)

بازدید
٢,١٦٨
تاریخ
١ هفته پیش
متن
Experimental results show this algorithm can set up plant organ with high fidelity, when used in virtual plant visualization.
دیدگاه
٠

نتایج تجربی نشان می دهند که این الگوریتم هنگام استفاده در تجسمِ گیاهِ مجازی، می تواند اندام های گیاهی را با دقت/وفاداری بالایی ایجاد کند

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The simulation proves the system has accuracy and high fidelity.
دیدگاه
٠

شبیه سازی ثابت می کند که سامانه از درستی و های فای بالایی برخوردار است

تاریخ
١ هفته پیش
متن
It is a high fidelity stereo.
دیدگاه
٠

این یک استریوی های فای است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
High fidelity acoustics are not only associated with acoustic system and sound source, but also with the acoustic character of the place.
دیدگاه
٠

آکوستیکِ های فای تنها به سیستم صوتی و منبع صدا مربوط نمی شود، بلکه به ویژگی های آکوستیکیِ محل نیز وابسته است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Music lovers and high fidelity enthusiast are always insearchfor better sound.
دیدگاه
٠

علاقه مندانِ موسیقی و دوستدارانِ های فای همیشه در جست وجوی صدایی بهتر هستند

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Thatis to say, to demand high fidelity of signal, it would have to lower the radiation efficiency.
دیدگاه
٠

برای دستیابی به های فایِ سیگنال، لازم است بازدهِ تابش کاهش یابد

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The first compact discs carried digitally encoded high fidelity music.
دیدگاه
٠

نخستین دیسک های فشرده، حاملِ موسیقی های فایِ کُدگذاری شده به صورت دیجیتالی بودند

تاریخ
١ هفته پیش
متن
There are few absolutes in high fidelity.
دیدگاه
٠

در دنیای های فای ( صدای باکیفیت ) ، مطلق های کمی وجود دارد.

تاریخ
٧ ماه پیش
متن
Newton's laws were fruitful for science.
دیدگاه
٠

قانون های نیوتن، برای علم پرثمر و سودمند بود.

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He tried to buy time by saying he hadn't been well.
دیدگاه
٠

با ابراز ناخوشی در صدد وقت کشی بود

تاریخ
٩ ماه پیش
متن
The union leaders are trying to buy time by prolonging the negotiations.
دیدگاه
٠

رهبران اتحادیه با نیت وقت کشی، مذاکرات را کش می دهند

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
She enjoys the cut and thrust of party politics.
دیدگاه
٠

جر و بحث های سیاسی مربوط به احزاب برایش خوشایند است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
He openly declared himself as an atheist.
دیدگاه
٠

او بر خداناباوریش آشکارا اذعان کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
The play's mordant comedy makes for compelling viewing.
دیدگاه
٠

طنز نیشدار این نمایشنامه آن را جالب و گیرا کرده است.

تاریخ
١٠ ماه پیش
متن
His mordant wit appealed to students.
دیدگاه
٢

دانش آموزان از زبان تند و نیشدار او شاکی بودند. ( mordant یعنی ( انتقاد و غیره ) گزنده - تند نیشدار

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
They're a bad lot.
دیدگاه
٠

آنها بسیار افراد نابابی هستند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Good road sense with driving license B, at least 3 years experience.
دیدگاه
٠

فرهنگ خوب رانندگی همراه با گواهینامه درجه B با دست کم سه سال تجربۀ رانندگی

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Kids don't really have much road sense.
دیدگاه
٠

بچه ها فاقد فرهنگ و شعور رانندگی هستند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The company went into liquidation.
دیدگاه
٠

شرکت ورشکست شد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Simon's business has been on the rocks for some time and I understand he's going into liquidation.
دیدگاه
٠

کسب و کار سیمون پس از مدتی پا در هوا بودن، در شرف انحلال و ورشکستگیست .

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Care for sentient beings and let go of your achievement.
دیدگاه
٠

موجوات ذی شعور را قربانی موفقیت هایتان نکنید

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Man is a sentient being.
دیدگاه
٠

انسان دارای قدرت ادراک است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I heard a rumour that they are getting married.
دیدگاه
٠

همه جا پیچیده است که آنها دارند با هم ازدواج می کنند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Many of the stories are based on rumour.
دیدگاه
٠

بیشتر داستان ها براساس شایعات شکل می گیرند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The government issued an official denial of the rumour.
دیدگاه
٠

دولت به طور رسمی شایعه را تکذیب کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
The rumour is without foundation in fact.
دیدگاه
٠

این شایعه از بیخ بی پایه است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
It was the kind of rumour that it is impossible to refute.
دیدگاه
٠

این شایعه از نوعی نبود که بتوان راحت از کنارش رد شد و تکذیبش کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
They were quick to disavow the rumour.
دیدگاه
٠

آنها خیلی زود منکر شایعه شدند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
A rolling stone gathers no moss.
دیدگاه
٠

ضرب المثل: سنگ غلتان خزه نمی گیرد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
And the long roll call begins.
دیدگاه
٠

و حالا وقت حضور و غیاب است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Staff evacuated the building and a roll call was taken outside.
دیدگاه
٠

بعد تخلیه کارکنان از ساختمان، در بیرون حضور و غیابی از آنها به عمل آمد

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
They turned up missing at the roll call.
دیدگاه
١

وقت حضور و غیاب معلوم شد غایب اند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Once more I was on the short list.
دیدگاه
٠

دوباره اسمم در فهرست نهایی قرار گرفت

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Are you on the short list?
دیدگاه
٠

اسمتون در فهرست نهایی هست؟

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
That tall actor is a dishy man.
دیدگاه
٠

آن هنرپیشۀ قدبلند مرد بسیار جذابی است

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
Stick up drivers are round the bend!
دیدگاه
٠

رانندگان سرقت مسلحانه خل و چل هستند.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
I'm sick of his swanky talk.
دیدگاه
٠

قمپز در کردن هایش حالم را به هم می زند

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
We stayed in a swanky hotel.
دیدگاه
٠

هتل اقامت ما خیلی با کلاس بود

تاریخ
١ سال پیش
متن
Hecklers interrupted her speech with jeering.
دیدگاه
٠

اغتشاش گرها سخنرانی او را با هوکردن قطع کردند

تاریخ
١ سال پیش
متن
Hecklers interrupted her speech with jeering.
دیدگاه
٠

جلسه به هم زن ها سخنرانیش را با هوکردن قطع کردند

تاریخ
١ سال پیش
متن
He interrupted my speech with jeering.
دیدگاه
٠

با هو کردن سخنرانی ام را قطع کرد

تاریخ
١ سال پیش
متن
I don't like these layabouts you're associating with.
دیدگاه
٠

از این تنه لش هایی که باهاشون مراوده داری، خوشم نمیاد

تاریخ
١ سال پیش
متن
They're all good-for-nothing layabouts.
دیدگاه
٠

همگی آنها مشتی تنه لش بی سر و پا هستند

تاریخ
١ سال پیش
متن
I obeyed her lest she should be angry.
دیدگاه
٠

از بیم آن که ممکن است عصبانی شود، ازش اطاعت کردم

تاریخ
١ سال پیش
متن
He told me to push off.
دیدگاه
٠

به من گفت برو بابا گورت را گم کن

تاریخ
١ سال پیش
متن
What are you doing here in the garden? Push off at once!
دیدگاه
٠

گورت را گم کن! اینجا تو باغ چیکار میکنی

تاریخ
١ سال پیش
متن
I haven't been up to par since the operation.
دیدگاه
٠

بعد از عمل، خوب نشده ام آن طور که انتظارش می رفت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
His driving wasn't quite up to par and he lost the race.
دیدگاه
٠

رانندگیش به خوبی همیشه نبود و مسابقه را از دست داد

تاریخ
١ سال پیش
متن
His performance was not up to par.
دیدگاه
٠

اجرایش در حد انتظار نبود

تاریخ
١ سال پیش
متن
The TV programme was not up to par tonight.
دیدگاه
٠

برنامه امشب تلویزیون در حد انتظار نبود