ترجمه‌های مریم سالک زمانی (٦٧٠)

بازدید
٣,١٩٧
تاریخ
١ هفته پیش
متن
The ultrabasic bodies are generally concordant intrusions, with related feeder dikes.
دیدگاه
٠

توده های اولترابازیک عموماً نفوذی های هم راستا ( همخوان ) هستند و دایک های تغذیه کننده مرتبطی دارند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Regular and concordant storing space is created through multifunctional setup to give you an easier life.
دیدگاه
٠

با استفاده از یک چیدمان چندمنظوره، فضای ذخیره سازی منظم و هماهنگی ایجاد می شود تا زندگی را برای شما آسان تر کند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Concordant education is one important part of establishing concordant society.
دیدگاه
٠

آموزش همسو و هماهنگ، یکی از بخش های مهم در ایجاد جامعه ای هماهنگ و همدل است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Identical twins, clearly, are far more concordant in general than are fraternal twins.
دیدگاه
٠

دوقلوهای همسان ( تک تخمکی ) ، بدیهی است که در مجموع همخوانی بسیار بیشتری نسبت به دوقلوهای دوتخمکی دارند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
He sees only the short-term results when he should really be looking at the big picture.
دیدگاه
٠

او فقط نتایج کوتاه مدت را می بیند، در حالی که واقعاً باید تصویر کلی و چشم انداز بزرگ تر را در نظر بگیرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
One school of thought argues that introducing stiffer penalties would bring the crime rate down.
دیدگاه
٠

بر اساس یکی از دیدگاه ها، افزایش شدت مجازات ها می تواند به کاهش میزان جرم و جنایت منجر شود

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The first school of thought tended to examine data on outcomes in order to find an explanation.
دیدگاه
٠

پیروان نخستین دیدگاه فکری، معمولاً داده های مربوط به نتایج را بررسی می کردند تا علت یا توضیحی برای آن پیدا کنند

تاریخ
١ هفته پیش
متن
According to one school of thought, the disease is caused by a genetic defect.
دیدگاه
٠

طبق یکی از نظریه های موجود، این بیماری در اثر یک نقص ژنتیکی ایجاد می شود

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Indeed, one school of thought believed that the female brain was biologically different from that of the male.
دیدگاه
٠

در واقع، یکی از دیدگاه های فکری معتقد بود که مغز زن از نظر زیستی با مغز مرد تفاوت دارد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
There is even a school of thought that says some 1960s office blocks outside prime areas should be refurbished as residential accommodation.
دیدگاه
٠

حتی عده ای بر این باورند که برخی ساختمان های اداریِ دههٔ ۱۹۶۰ در مناطق غیرمرغوب، بهتر است بازسازی شده و به محل سکونت تبدیل شوند

تاریخ
١ هفته پیش
متن
One school of thought affirms that use of the existing collection is the best predictor.
دیدگاه
٠

بر اساس یکی از دیدگاه های فکری، استفاده از مجموعهٔ موجود بهترین شاخص برای پیش بینی است

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The supporters of the new school of thought were not completely victorious.
دیدگاه
٠

حامیان جریان فکری جدید نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
He belongs to the school of thought that says that competition can be very stimulating for children.
دیدگاه
٠

او از جمله کسانی است که معتقدند رقابت می تواند تأثیر بسیار خوبی بر انگیزه و رشد کودکان داشته باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I don't belong to the school of thought that favours radical change.
دیدگاه
٠

من از آن دسته افرادی نیستم که طرفدار تغییرات اساسی هستند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I belong to the school of thought that favors radical change.
دیدگاه
٠

من به آن دسته از صاحب نظرانی تعلق دارم که طرفدار تغییرات اساسی هستند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
You're bleeding! What happened to you?
دیدگاه
٠

خونریزی داری! چی شده؟

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The soldier's head was bleeding badly.
دیدگاه
٠

سرِ سرباز شدیداً خونریزی داشت

تاریخ
١ هفته پیش
متن
That deep cut is still bleeding.
دیدگاه
٠

آن بریدگی عمیق هنوز خونریزی دارد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
They bled the pipes of all water.
دیدگاه
٠

آن ها آب را به طور کامل از لوله ها خارج کردند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The colors bled in the hot water.
دیدگاه
٠

رنگ ها در آب داغ پخش شدند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
We bleed maple trees for sap.
دیدگاه
٠

ما با ایجاد شکاف در درختان افرا، شیرهٔ آن ها را استخراج می کنیم

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Abounding in delicious fishes, the lake provides a perfect spot for angling.
دیدگاه
٠

این دریاچه با داشتن ماهی های فراوان و لذیذ، مکانی عالی برای ماهیگیری است

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Some beneficial references for abounding with performance and study Samuel Barber's works are provided from now on.
دیدگاه
٠

در ادامه، منابع سودمند و فراوانی برای اجرا و مطالعهٔ آثار ساموئل باربر ارائه خواهد شد

تاریخ
١ هفته پیش
متن
On every front there are young people abounding in vigor and vitality.
دیدگاه
٠

در همه جا جوانانی پرتوان و سرزنده به چشم می خورند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Lord, Your mercy is rich and Your grace abounding.
دیدگاه
٠

پروردگارا، رحمت تو بسیار گسترده و سرشار است و فیض تو فراوان و بی کران

تاریخ
١ هفته پیش
متن
You are forgiving and good, O Lord, abounding in love to all who call to you.
دیدگاه
٠

ای پروردگار، تو بخشاینده و نیکویی و نسبت به همهٔ کسانی که تو را می خوانند، سرشار از محبت و مهر هستی

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Her very conventional parents could not understand why she had no desire to get married.
دیدگاه
٠

پدر و مادر سنتی اش نمی توانستند درک کنند که چرا او اصلاً میلی به ازدواج ندارد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Main production meat grinder, grinding machines, enema machine, Juicers, enema, etc. food processing machinery.
دیدگاه
٠

محصولات اصلی شامل چرخ گوشت، دستگاه های آسیاب، دستگاه های تنقیه، آبمیوه گیری، تجهیزات تنقیه و سایر ماشین آلات فرآوری مواد غذایی است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
His voice churned like a meat grinder that had long been abused by its owner.
دیدگاه
٠

صدایش مثل چرخ گوشتی می غرید که صاحبش مدت ها با بی ملاحظگی از آن کار کشیده بود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Allied forces crumbled before the wehrmacht meat grinder.
دیدگاه
٠

نیروهای متفقین در برابر ماشین جنگیِ سهمگینِ ورماخت از هم فروپاشیدند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Put the cut fish meat into the meat grinder, and then the fish paste is finished.
دیدگاه
٠

گوشت خردشدهٔ ماهی را داخل چرخ گوشت بریزید تا خمیر ماهی آماده شود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Each upset, heartache, when the heart will be as chaotic as the meat grinder.
دیدگاه
٠

هر اندوه و هر دل شکستگی، قلب را چنان آشفته و درهم می کوبد که گویی درون چرخ گوشت افتاده است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
She found his accent virtually incomprehensible.
دیدگاه
٠

او تقریباً نمی توانست لهجهٔ او را بفهمد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
These accounts are utterly incomprehensible. Can you explain them to me?
دیدگاه
٠

این صورت حساب ها کاملاً نامفهوم اند. می توانید آن ها را برای من توضیح دهید؟

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The ideas she espoused were incomprehensible to me.
دیدگاه
٠

عقایدی که او از آن ها حمایت می کرد، برای من اصلاً قابل فهم نبود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I find your attitude quite incomprehensible.
دیدگاه
٠

واقعاً نمی توانم نگرش شما را درک کنم.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Some application forms can be incomprehensible to ordinary people.
دیدگاه
٠

برخی فرم های درخواست برای افراد عادی ممکن است قابل فهم نباشند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Latin verse remained completely incomprehensible to me.
دیدگاه
٠

من همچنان از فهم اشعار لاتین کاملاً عاجز بودم.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
His accent made his speech incomprehensible to me.
دیدگاه
٠

به خاطر لهجه اش، نمی توانستم حرف هایش را بفهمم.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
There followed several pages of incomprehensible statistics.
دیدگاه
٠

در ادامه، چندین صفحه آمار و ارقام غیرقابل فهم ارائه شده بود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
It's incomprehensible to me why he would want to kill himself.
دیدگاه
٠

من نمی توانم بفهمم چرا او می خواست به زندگی خودش پایان دهد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
He found his son's actions totally incomprehensible.
دیدگاه
٠

او اصلاً نمی توانست رفتارهای پسرش را درک کند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I find his attitude quite incomprehensible.
دیدگاه
٠

من واقعاً نمی توانم نگرش او را درک کنم.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
To the infrared image pretreatment, the method based on morphology filter is used to wipe off disturb and yawp.
دیدگاه
٠

در مرحلهٔ پیش پردازش تصاویر فروسرخ، روش مبتنی بر فیلتر مورفولوژیک برای حذف اختلالات و نویز به کار گرفته می شود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
This method is good for the echo signal is distilled and the intensity is advanced and the clutter and the yawp are restrained.
دیدگاه
٠

این روش قابلیت مناسبی برای استخراج سیگنال پژواک دارد و موجب افزایش شدت سیگنال و کاهش کلاتر و نویز می شود

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The fact testifies this system can complete the vibration signal acquisition and analyzes the signal under strong yawp.
دیدگاه
٠

نتایج آزمون گواه آن است که این سامانه قادر است در حضور نویز شدید، عملیات دریافت و تحلیل سیگنال های ارتعاشی را با موفقیت انجام دهد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The simulation result of the homing bomb shows that the method possesses the advantages of wiping off the yawp which can satisfy the demand of nonlinear online identification.
دیدگاه
٠

نتایج شبیه سازی بمب هدایت شونده نشان می دهد که این روش، با قابلیت حذف نویز، می تواند الزامات شناسایی غیرخطی برخط را برآورده کند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
And they did a lot of research, such as vibration, yawp, temperature, oil, sound emission and lossless detection technology and so on.
دیدگاه
٠

آن ها همچنین تحقیقات گسترده ای در زمینه هایی مانند ارتعاش، نویز، دما، روغن، انتشار صوت، فناوری های آزمون غیرمخرب و مواردی از این دست انجام دادند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Expounding and narrating the way to reduce yawp of stokehold's blowers, including its theory characteristic designing-plan choice calculation and the effect of disposal. Sentence dictionary
دیدگاه
٠

تشریح و تبیین روش کاهش نویز دمنده های موتورخانه، شامل مبانی نظری، ویژگی های طراحی، انتخاب طرح، محاسبات و نتایج حاصل از اجرای اقدامات اصلاحی

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The yawp pollution of freeway to the ambience is rather severe.
دیدگاه
٠

بزرگراه آلودگی صوتی شدیدی برای محیط اطراف ایجاد می کند.

١