meat grinder

/mit ˈgraɪndər//mit ˈgraɪndər/

چرخ گوشت، ماشین گوشت خرد کنی

جمله های نمونه

1. His voice churned like a meat grinder that had long been abused by its owner.
[ترجمه ادی] صدایش عین صدای چرخ گوشتی بود که صاحب اش مدت ها از ان استفاده ی نادرست کرده باشد.
|
[ترجمه گوگل]صدایش مثل چرخ گوشتی می پیچید که مدت ها مورد سوء استفاده صاحبش قرار گرفته بود
[ترجمه ترگمان]صدایش مثل چرخ گوشتی بود که از صاحبش سو استفاده کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Main production meat grinder, grinding machines, enema machine, Juicers, enema, etc. food processing machinery.
[ترجمه گوگل]چرخ گوشت تولیدی اصلی، ماشین آلات آسیاب، دستگاه تنقیه، آبمیوه گیری، تنقیه و غیره ماشین آلات پردازش مواد غذایی
[ترجمه ترگمان]قطعات اصلی تولید گوشت، دستگاه خرد کننده، دستگاه enema، Juicers، enema، و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Allied forces crumbled before the wehrmacht meat grinder.
[ترجمه حسین کتابدار] نیروهای متفقین در برابر مهلکه ورماخت درهم شکستند.
|
[ترجمه گوگل]نیروهای متفقین در برابر چرخ گوشت ورماخت فرو ریختند
[ترجمه ترگمان]نیروهای متفقین قبل از اینکه چرخ گوشتی را پرتاب کنند فرو ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Put the cut fish meat into the meat grinder, and then the fish paste is finished.
[ترجمه گوگل]گوشت ماهی خرد شده را داخل چرخ گوشت بریزید و سپس خمیر ماهی تمام شود
[ترجمه ترگمان]گوشت ماهی را خرد کن، و بعد خمیر ماهی تمام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Could you have seen a [ body ] double's feet being shoved into a meat grinder?
[ترجمه گوگل]آیا می توانستید پای یک [جسم] دو نفره را ببینید که در چرخ گوشت فرو می رود؟
[ترجمه ترگمان]آیا ممکن است شما یک جفت پای خود را روی چرخ گوشتی بگذارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Each upset, heartache, when the heart will be as chaotic as the meat grinder.
[ترجمه حسین کتابدار] این جمله یک تشبیه عاطفی و تلخه که حس درهم ریختگی، درد شدید، و فروپاشی روانی رو در مواجهه با غم و دل شکستگی توصیف می کنه. چرخ گوشت کوب اینجا نماد بی رحمی، خرد شدن، و از هم گسیختگیِ احساساته؛ یعنی دردی که آدم رو تیکه تیکه می کنه و آرامش رو ازش می گیره.
|
[ترجمه گوگل]هر ناراحتی، درد دل، وقتی دل مثل چرخ گوشت آشفته خواهد شد
[ترجمه ترگمان]هر بار غم و اندوه، وقتی که قلب به اندازه the خرد می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Wash cattlefish, wipe dry and mince then in a meat grinder.
[ترجمه گوگل]گاو ماهی را بشویید، خشک کنید و سپس در چرخ گوشت چرخ کنید
[ترجمه ترگمان]cattlefish را بشویید، خشک کنید و بعد در یک تکه گوشت خرد کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
. معنای استعاری ( بسیار رایج ) :
• قتلگاه
• مهلکه
• میدان مرگ
• وضعیتی که افراد را یکی پس از دیگری نابود می کند
• فرسایش شدید انسانی
🔸 مثال ها:
• The battle turned into a meat grinder for both sides.
...
[مشاهده متن کامل]

آن نبرد برای هر دو طرف به یک قتلگاه تبدیل شد.
• Many soldiers were sent into the meat grinder with little chance of survival.
بسیاری از سربازان به مهلکه ای مرگبار فرستاده شدند که شانس اندکی برای زنده ماندن داشتند.
Investment banking can be a meat grinder for young analysts.
کار در بانکداری سرمایه گذاری می تواند برای تحلیلگران جوان به محیطی بسیار فرساینده و طاقت فرسا تبدیل شود.

1. چرخ گوشت.
2. یک عمل یا فرایند مخرب.