تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جذابیت برای عموم مردم مثال This movie was successful because of popular appeal این فیلم موفقی بود به خاطر محبوبیتی که بین عامه مردم داشت.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی را دم دست داشتن تا در صورت نیاز به راحتی در دسترس باشه مثال You should keep a flashlight handy in case of a power outage.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به شکل شبیه دونات گفته میشه، شکل حلقوی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به عنوان صفت معنای گذرا و موقت میده به عنوان اسم میشه تغییرات معنیش کرد، مثلا در متن های مهندسی pressure transient به معنای تغییرات فشار معنی میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

این قدر هَوَل نباش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مانع شدن مانع کار یا پیشرفت شدن عقب انداختن کسی مثال Don't let fear hold you back from chasing your dreams. She felt like her lack of confidence ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در مورد غذا: وقتی بو و طعم تند و نامطبوعی داشته باشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

احساس سرگشتگی و سردرگمی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آشتی کردن با مساله ای یا حقیقتی کنار آمدن آشتی دادن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیله

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فقط محض اطمینان من فقط محض خاطر من مثال Just for my benefit, could you explain that concept one more time? فقط برای این که من متوجه بشم ممکنه دوباره ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف هایی را دوباره/چندباره زدن مثال Go back the to our previous chat so I don't have to repeat myself به چت قبلیمون مراجعه کن تا مجبور نباشم دوباره ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

در فوتبال گل زدن را score و گل خوردن را concede میگن مثال My team scored two goals and conceded one

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

میشه " نمونه عالی" یا " الگو" ترجمه اش کرد. مثال "This textbook is an exemplar of clear and concise writing.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ممکنه شاید برای تاکید بیشتر بر عدم قطعیت possibly به کار رفته است مثال It may possibly be raining later today.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به عنوان صفت برای یه شخص به کار میره که به صورت افراطی رفتاری رو نشون میده و غیرعادی رفتار می کنه که آزاردهنده است. بسته به موضوع بحث می تونه جوگیر، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اتفاق بدی که نمیشه فراموشش کرد، مثل استخوان توی زخمه و توی ذهنت می مونه و هر از گاهی تداعی میشه، میشه سوهان روح کسی بودن معنی کرد مثال Accusing her ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

یعنی فوق العاده عمل می کنه ( بسیار موثر و اثربخش ) مثال The new stain remover works wonders

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

tenting a building فرآیند کاور کشیدن روی یک ساختمون برای سم پاشی علیه آفات و حشرات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک سبک آوازخوانی خاص

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تندتر پیش رفتن تندتر کاری را انجام دادن کاری را با عجله بیشتر انجام دادن مثال To meet the deadline, we need to go faster on this project. Dinner's ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

توی چیزی چرخیدن و کاوش کردن navigate the website/code

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

توی چیزی چرخیدن ( اینستاگرام، شبکه های مجازی، گالری گوشی، یک مقاله ) ، چک کردن و نگاه انداختن به شبکه های مجازی مثل اینستاگرام مثال When I'm bored, ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بصورت لحظه ای و آنلاین بصورت همزمان مثال The stock market data is streamed in real - time, allowing traders to make quick decisions based on up - t ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

سخت گرفتن به کسی و نامهربان رفتار کردن مثال My boss is always hard on me about meeting deadlines. I try not to be too hard on my students, but I wa ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

کار درستی نکردی، کار خوبی نکردی، حرکتت قشنگ نبود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

یکی از معانیش میشه در نظر گرفته می شود، معادل be considered مثال The measurements were taken to be accurate within a margin of error. Her silence ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در طی گذر زمان با گذشت زمان اشاره به چیزی که به مروز زمان و در یک دروه زمانی رخ داده یا تغییر کرده مثال Through time, I've become more confident in ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برای برداشتن چیزی دستت را دراز کنی مثال Could you please reach that book on the top shelf for me?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در ریاضیات، به مساله ای که منتهی به جواب یکتا می شود گفته می شود. این یکی از شروط حل یک مساله در ریاضیات است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاری که ساده و سرراست نیست، کار دشوار و نیازمند وقت گذاشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حل یک معادله ریاضی، به معنای جواب غیربدیهی ( غیرصفر ) هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

یکی از معانی hold داشتن یا دارا بودن هست. معادل have یا posses مثال I hold a master's degree in economics. من ارشد اقتصاد دارم She holds a lot of ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در والیبال معنی سرویس زدن میده server کسی که سرویس می زنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گروه نظامی نیابتی گروه نظامی که توسط کشوری دیگری حمایت مالی و نظامی و کنترل می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حمایت شدن، پشتیبانی شدن، تحت حمایت واقع شدن مثال Ukraine is backed by the US

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به کسی که هیکل تنومند و عضلانی داره مثال He has a stocky build, just like a rugby player

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خویشاوندی که مدت زیادی میشه باهاش در تماس و ارتباط نیستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به خاطر این که توی زحمت افتادی به خاطر این که اذیت شدی مثال I know it was a long journey to get here, so please accept this small gift for your tro ...

پیشنهاد
١

با چیزی کنار اومدن و پذیرفتن مثال He struggled to come to terms with what happened when he got raped.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنای غلت زدن توی تخت هم معنی میده، وقتی کسی نمی تونه بخوابه و از این پهلو به اون پهلو میشه مثال I couldn't sleep, so I spent the night tossing a ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آخر شب یا خیلی دیر ( زمانی که از نیمه شب هم گذشته )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

زیاده گویی ( معمولا با احساسات، شکایت یا صدای بلند همراه هست )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

شانه بالا انداختن ( به معنای نمی دانم معمولا ) مثال When I asked about his plans for the weekend, he just shrugged

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

غبارآلود یا مه آلود مثال It's hazy outside مبهم مثال hazy memory hazy future

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

باید برم ( کار دارم )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

الان صداش می کنم وقتی شخصی با کسی کار داره این عبارت به کار میره و به معنای صدا کردن هست.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

میگن که، معروفه که ( برای به کار بردن یک نقل قول معروف ) مثلا میگن سلام گرگ بی طمع نیست مثال They say don't meet your heroes

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حدسی که شانسی درست از آب در میاد ( پیشبینی که بر اساس علم و تحلیل نیست، از روی شانس درست از آب درمیاد )

پیشنهاد
٠

تهیه دارو از داروخانه بر اساس نسخه دارو گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

همین طوری، همین جوری بدون دلیل خاصی مثال We vote Jalili, just because : )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

میشه "با معرفت و با محبت" معنیش کرد وقتی در مورد یک شخص به کار میره "از روی معرفت/محبت" وقتی در مورد چیزی به کار میره مثال She always remembers my b ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

I gave it a lot of thought یعنی خیلی به این موضوع فکر کردم مثال Before deciding to accept the job offer, I gave it a lot of thought and weighed all ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه خوش یمن اشتباه خوب وقتی اشتباهی می کنی ولی اتفاقی نتیجه خوبی میده مثال I accidentally added too much spice to the soup, but it turned out to ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

عنوان یا منصب مثال My job designation is 'senior analyst' at the company. فعلش ( designate ) معنای تخصیص دادن، اطلاق کردن مثال This area is desi ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه کردن در محاسبه و تخمین مثال I thought the experiment would take an hour, but I was off by a factor of two. It actually took two hours. اشتبا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تحت کنترل داشتن کسی و مدیریت کردن اوضاع مثال It's challenging to keep students in line during group activities

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

به معنای بیشتر ماندن میده، مثلا اضافه سر کار وایسادن مثال I have some extra work to finish, so I'll need to stay back at the office tonight. The te ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

معادل are you ok are you cool with that? موافقی؟ مشکلی نداری با این مورد؟ مثلا we're planning to go hiking this weekend. Are you cool with that?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢١

به معنی دفع کردن و دور انداختن، مثلا دفع کردن زباله های بیمارستانی disposable یک بار مصرف، مثلا ظرف یک بار مصرف که بعد از یک بار مصرف دور انداخته م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با تمام وجود I love my country with all my might

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

مسئولیت چیزی را به عهده گرفتن معادل take charge of

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مسئولیت چیزی را به عهده گرفتن معادل take responsibility for

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

ولش کن، بی خیالش شو، ادامه نده I don't want to talk about my ex - girlfriend anymore. Can you please just leave it alone?

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در جواب سوال یا پیشنهاد و توصیه گفته میشه و به معنی "حله"، "باشه" و "چشم" هست. Let's meet at the caf� at 3 PM? Sounds good, you got it.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

رو برگرداندن از چیزی He turned away from the audience to compose himself, then he turn back to them to continue his speech

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آویزان و شل و ول بودن مثال The tree branches were sagging under heavy snow To prevent my pants from sagging I wore a belt

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناحیه بنابینی برای یک متغیر: مقادیر بین دو کران

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

انسداد مثلا انسداد و بستن یک رگ بدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

غیرنرمال و ناسالم ( که می تواند منجر به بیماری و مشکل برای بدن شود ) This pathological condition of the heart can lead to heart stroke این شرایط نا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

منتظر و معطل گذاشتن مثال I hope I haven't keep you waiting too long امیدوارم خیلی معطل و منتظرتون نگذاشته باشم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

توی جملات سوالی برای طرح درخواست یا پرسیدن سوال به کار میره به معنای ممکنه، امکان داره مثال Any chance you could you could take care of my dog for h ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

موج دار و غیر صاف، غیر کشیده undulated fibers رشته های غیرکشیده و موج دار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به عنوان اسم معنای "دسته" یا "گروه" میده each fiber ensemble هر دسته رشته ( یعنی یک مجموعه ای از رشته ها )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

حالتی که شخص به خاطر مساله ای یا بحرانی آرامش فکریش رو از دست داده ناراحت و گرفته و عصبی بودن از چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

the hell with something چیزی به درک، گور پدر فلان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

در نظر می گیرند به عنوان، به عنوان چیزی می دانند، حمل بر چیزی کردن Students regard learning English study as an academic task دانش آموزان یادگیری انگ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

چاره ای نیست دیگه، راهی نیست دیگه ( انتخاب دیگه ای وجود ندارد جز همین ) معمولا بصورت زیر به کار میره there's no way around it مثال Well, there's no ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

تبلیغاتی، بازاریابی Promotional videos ویدئوهای تبلیغاتی promotional activities فعالیت های تبلیغتی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در یک سوال چند گزینه ای جمله زیر رایجه select all applicable options در این جا یعنی "صادق"، گزینه هایی که در شرایط مطرح شده صادقه و کاربرد داره را ان ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

در مقابل، بر خلاف مورد قبل، برعکس مورد قبل مثال The city center is bustling with activity. By contrast, the suburban areas are quiet

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

به یک معنی، از یک نظر in a different sense in another sense به معنایی دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مرتب کردن خونه یا کمد The living room is a mess. I need to straighten up before guests arrive.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

می تونه به شکل straighten up یا straighten out هم به کار بره 1 - راست و ریست کردن چیزی، به چیزی رسیدگی کردن، مثال I have a meeting with the boss lat ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

مربوط به حس لامسه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

توجه کنید که ( با تاکید ) حواستان باشد که مثال Note well that the deadline for submissions is strictly at 1:00 PM

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

در بحث یادگیری زبان به معنای یادگیری با زندگی کردن در کشور مقصد هست، مثلا French immersion program French immersion student

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

1 - ذخیره بایگانی کردن چیزی، مثال She filed the important papers in the cabinet 2 - تشکیل پرونده دادن، ثبت کردن شکایت یا درخواستی، ثبت و گزارش کردن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در بجث های آماری به معنای " انحراف از میانگین دراز مدت" است، مثلا Earth's temperature anomaly

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

میشه بصورت "یه زمانی" ترجمه کرد با تاکید بر این که اصلا مشخص نیست کی. مثلا At one time or another, We have all faced challenges in our lives. هم مع ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

1 - مدیریت و اداره کردن یک فرآیند مثل یک جلسه، یک امتحان یا آزمون The tests were administrated by two teachers 2 - تجویز کردن دارو The doctor admini ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در صورتی که برای زمان به کار بره، به معنای اینه که یه زمانی را برای کاری در نظر بگیرید و اختصاص بدید، مثلا Put aside 20 min per day for exercising

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

موضوع "Let's get to the heart of the matter and address the main issues. اهمیت داشتن، مهم بودن It doesn't matter to me ماده it is made of wooden m ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از جهات دیگر مثال The experiment was successful in terms of data collection and analysis. In other respects, like the limited sample size, further re ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

به هم ریخته، نامرتب، بدون ترتیب in scrambled order بصورت به هم ریخته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

chronological literature review مرور ادبیات زمانمند ( به ترتیب وقوع یا گاهنگارانه )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

I was hoping to do some literature review, but I didn't get around to it much خیلی وقت نکردم کاری رو انجام بدم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

مهاجر تفاوت migrant و immigrant: migrant واژه کلی تری محسوب میشه، هر گونه نقل مکان داخل یک کشور یا خارج از مرزهای کشور، چه موقت یا دائم. ولی immigra ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

ساکن موقت، مهاجر ( موقت ) به معنی کسی که میره جایی و موقتا ساکن میشه، معادل دقیق فارسی نداره میشه مهاجر هم معنی کرد با تاکید بر این که حضور در کشور ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مربوط به تطابق فرهنگی acculturative stress and difficulties when living abroad مشکلات و استرس های مربوط به وفق دادن خود با فرهنگ کشور جدید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

وقتشه، جا داره که it is timely to remind that . . . . جا داره یادآوری کنم که

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تصویری ایجاد کردن، حسی را ایجاد یا القا کردن To give this impression that you are a reliable person تا این تصویر/حس رو ایجاد کنی که فرد قابل اعتمادی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

یعنی تطابق فرهنگی acculturation problems مشکلات مربوط به وفق دادن خود با فرهنگ یک کشور دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنیش می تونه به تدریج رخ دادن باشه، مثلا local languages come to be used less and less یعنی زبان های محلی به تدریج کمتر و کمتر مورد استفاده قرار می ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Today's meeting was relatively quiet جلسه امروز خلوت بود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Carry yourself = present yourself طوری که خودت را نشان می دهی، طوری که رفتار می کنی ( که این رفتار نشانگر شخصیت تو است )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اضافه کردن چیزی یا فعالیتی مثال Let's throw in a quick coffee break during our meeting to keep everyone energized. She decided to throw in a bit o ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

در وضعیت خیلی خوب و عالی بودن چیزی مثال: Before going abroad, make sure that your English is on point قبل از مهاجرت اطمنینان حاصل کن که انگلیسیت در ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

به سمت بیرون هل بدم، مثلا I gotta push myself a bit out of the comfort zone خودم را از ناحیه امنم هل بدم به سمت بیرون یا از ناحیه امنم بیام بیرون ( ر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مسئولیت چیزی رو به عهده بگیر Take charge of your project and do it مسئولیت پروژه ات رو بر عهده بگیر و انجامش بده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

معنی کنار گذاشتن هم میده ditch the laziness and do your tasks تنبلی رو کنار بگذار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به نظر رسیدن it might come off as silly ممکنه احمقانه به نظر برسه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نادیده گرفتن نادیده گرفتن و کنار گذاشتن push aside laziness push aside your emotions for a moment Let's push aside the less urgent tasks and prior ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

ابتکار عمل یا اقدامات ابتکاری take the initiative ابتکار عمل را به دست گرفتن a number initiatives to improve . . . . چند اقدام ابتکاری که وضعیت چی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساقه برگ، مثلا ساقه کرفس stem به ساقه اصلی گیاه گفته میشه که به ریشه وصل میشه ولی stalk اون ساقه ای هست که به برگ وصل میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامطمئن یا مردد I was a little stressed, unsure of what to say. بهتره این جا مردد معنی بشه تا نامطئن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

being taken off something از چیزی کنار گذاشته شدن، مثلا I was taken off the project من از پروژه کنار گذاشته شدم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

promoting personalized interventions در اینجا به معنی مطرح کردن، معرفی کردن و شناساندن یک روش است. ترجمه: روش های درمانی شخصی سازی شده را معرفی کردن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

یکی از معنی های اصلیش مخصوصا در محاوره " چک کردن" هست، مثلا Let's go through these receipts to see how much we spent last month. Can you go through ...