پیشنهاد‌های شهرزاد رضایی (١,٦٥٢)

بازدید
١,٣١١
تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرسخت ، مقاوم ( آدم )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رواج داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رسوا کننده ، آبرو بر ، هوچی ، شایعه پراکن برای رسوایی کسی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیمه ی گمشده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به سمتی کشیدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرض شده ، به گردن گرفته ، به عهده گرفته

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمیل شده ، وارد آمده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چیزی را به میزان کم داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عامل، عضو ، فاعل ، نماینده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وارث عنوان اشرافی ( زن شوهر مرده )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درخواست کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

رضایت مندی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

این همه ی اون چیزی است که میدانیم ( بیشتر از این نمی دانیم ) تا این اندازه میدانیم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تسخیر شده ( صفت است ) ، اسیر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شوک شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

احتمالات بعید

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیش رونده، رو به جلو

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحمل کردن چیزی ( قدیمی ) Thou canst not then be false to any man تو بعد از آن بی وفایی و عدم تعهد نسبت به مردی ( شوهرت ) را تحمل نمیکنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

به طور گنگ و نامفهوم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مبدأ ، نقطه ی آغازین

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بضاعت مالی داشتن ، توانایی . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همراه شدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حمایت کردن، پشتیبانی ، مجدداً ، دوباره ، عقب رفتن ، پشت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سقوط سهام

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

بعد از اینکه از وقتش گذشت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مغلوب شده ، بازنده، از میدان مسابقه خارج شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

عنصر اساسی ، عنصر اصلی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تزریق شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اقدام سریع

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسخره کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زمان گذشته

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریشه ی trace ( دنبال کردن، تعقیب کردن ) traceable قابل تعقیب

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برق سریع، جرقه ای آنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به سرعت یک خرگوش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

از ریشه ی late به معنی معوقه ، دیر شدهbelated

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بهبود ناپذیر ، ترمیم نشدنی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیادانه ، دغل کارانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بودن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

طفره رفتن ، شانه خالی کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به طور صادقانه ، راست و حسینی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نشانده ، مستقر کرده ، جای داده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا ته چیزی پیش رفتن ، دنبال کردن تا انتهای آن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Go at something

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جدی ، سرسختانه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رو خودت قیمت بزار، چند می ارزی ؟؟؟

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سهم یک هنرمند از اثر هنری ( کتاب ، آهنگ و. . . ) بعد فروش آن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توضیحی را دادن ، از خود دفاع کردن ، ابراز وجود کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تبدیل ، تغییر

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صف ، قطار ، ردیف ( اسم است )