پیشنهاد‌های شهرزاد رضایی (١,٦٥٢)

بازدید
١,٢٩٩
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مبهم بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسری از in a fraction of a minute در کسری از ثانیه ( دقیقه )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مورد توجه ت واقع شد ؟؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

زانو زد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مستحق ، عنوان شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مقرر شده ، تعیین شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قطعی بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرور کردن ، زیر و رو کردن ، چرخیدن ، ورق زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست یافتن ، دست پیداکردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دامداری ها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرچشمه گرفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سمیت ، سمی بودن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسمومیت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادامه دادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیشه گر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روایتگر داستان هزار و یک شب ، شهرزاد است که این داستانها را به شاه بغداد نقل میکند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون داستان هزار و یک شب ( عربی ) است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادو شده ، مسحور شده ، افسون شده ( صفت است )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بحث کردن به خصوص راجع به قیمت اجناس ، چانه زدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایستگاه گیرنده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر درآمد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد شده ، سر آغاز چیزی شده ، موجب شده ، طلیعه ی چیزی شده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نتیجه ی مورد نظر دست یافتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A kind of hearing aid

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زمین گیر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کلمه ای لاتین به معنای تحصیل کردن ( educate )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مو به مو ، حرف به حرف

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قبلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

خوابیدن ، استراحت کردن هم معنی میدهد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مختل شده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مرتبط با

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برتری قائل شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قانون میانگین ها ( احتمالات )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

مستلزم دانستن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناچیز ، غیر مهم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

زاده شده ، زاده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به جریان در آوردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

The warp and the woof تار و پود ، رشته ی دراز و کشیده و رشته ی پهن یک بافت ، اساس ، بنیان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ماده اولیه و اصلی ، ماده سازنده چیزی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تحمیل کردن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهری در شمال شرقی آمریکا ( نیو همپشر )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

با خوش رویی ، با روی گشاده ، با خنده رویی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی حساب و کتاب ، ناگفتنی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

کنار ، در کنار ، نزدیک به ، مجاور هم ، در مجاورت هم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خلنگزار

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بلند شد ، برخاست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چسباندن ، ارتباط برقرار کردن ، چک و سفته و. . . . .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ممتاز