ترجمه‌های محمدشفیعی (٨١)

بازدید
٤١٣
تاریخ
١ هفته پیش
متن
He received an honourable discharge from the army.
دیدگاه
٢

او محترمانه ( باسابقه خوب ) از ارتش مرخص شد

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Later by means of threats and cajolery, I finally got to the bottom of it.
دیدگاه
٢

بعدا با استقاده با از تهدید و چاپلوسی . ته و توی قضیه را دراوردم

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
Christmas is a time of reunion.
دیدگاه
٢

کریسمس زمانیست برای تجدید دیدارها

تاریخ
٤ هفته پیش
متن
You shouldn't ruffle so easily.
دیدگاه
٣

تونباید باین راحتی بهم بریزی

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The judge gave him a one-year conditional discharge.
دیدگاه
٣

قاضی باو یه سال مرخصی مشروط داد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She was disqualified in the first round.
دیدگاه
٣

اون خانم در دور اول دیسکالیفه یا همون رد صلاحیت شد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The committee chair is a verbose person, and this adds greatly to the length of meetings.
دیدگاه
٣

رئیس کمیته فردی حراف است واین تا حد زیادی به طولانی شدن نشست می انجامد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The volcano could erupt at any time.
دیدگاه
٤

این آتشفشان میتونه هر لحظه فوران کنه

تاریخ
١ ماه پیش
متن
For years the directors have been fattening on the efforts of the workers.
دیدگاه
٤

در طول سالیان مدیران بر اثر تلاش های کارگران چاق شده اند

تاریخ
١ ماه پیش
متن
We're fattening the livestock up for slaughter.
دیدگاه
٥

مادرحال پروارکردن احشام برای ذبح آنها هستیم

تاریخ
١ ماه پیش
متن
You need fattening up a bit.
دیدگاه
٤

تو نیاز به کمی چاقتر شدن داری

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The urge to look was almost overwhelming.
دیدگاه
٤

تمایل به نگاه کردن تقریبا غیرقابل اجتناب بود

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A mule is a hybrid of a male donkey and a female horse.
دیدگاه
٤

قاطر مخلوط و دورگه ای است از الاغ نر و اسب ماده

تاریخ
١ ماه پیش
متن
What a fidget you are!
دیدگاه
٣

چقدر وول می خوری

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The villages straggle in the mountains.
دیدگاه
٣

روستاهایی بصورت ناهماهنگ پراکنده دربین کوه ها

تاریخ
١ ماه پیش
متن
A brave man may fall, but he cannot yield.
دیدگاه
٣

یه مرد شجاع ممکنه سقوط کنه امانمیتونه تسلیم بشه

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Romania made a clean sweep of the medals.
دیدگاه
٤

رومانی مدال ها را جارو کرد ( جمع کرد بردشون )

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In his leisure, he likes to read mystery novels.
دیدگاه
٣

اون مرد دوس داره در وقت فراغتش داستان های رازآلود بخواند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Life was hard for our ancestors, and they had little leisure.
دیدگاه
٣

زندگانی برای اجدادمان سخت بود و آنها فراغت اندکی داشتند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She just goes to pieces in exams.
دیدگاه
٣

اون دختر درست در امتحانات به فنا میرود

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She's a strong woman, but she nearly went to pieces when Arnie died.
دیدگاه
٣

اویک زن قوی است اما بعد از مرگ آرنی تقریبا فرو ریخت

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Methadone does not produce the " high " brought on by heroin.
دیدگاه
٣

متادون نشئگی به اندازه هروئین تولید نمیکند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The dogs were running loose in the park.
دیدگاه
٧

سگها درپارک آزاد درحال دویدن بودند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Their passage through the mountains was hindered by a snow storm.
دیدگاه
٨

راه عبور آنها از طریق کوهستانها بوسیله یه طوفان برف بسته و مانع شده بود

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
President Franklin Roosevelt and his wife Eleanor Roosevelt were akin, but only distantly.
دیدگاه
٧

پرزیدنت روزولت و همسرش النور خویشاوند بودند اما با نسبت دور

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The amount of the award was less than the plaintiff hoped for.
دیدگاه
٨

مبلغ پاداش کمتر از آنی بود که شاکی به آن امید داشت

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The police officers involved in the arrest received awards for bravery from the police commissioner.
دیدگاه
٧

افسران پلیس درگیر در دستگیری از سوی کمیسر پلیس جوایزی را برای شجاعتشان دریافت کردند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Marie Curie was awarded two Nobel Prizes in science.
دیدگاه
٨

به ماری کوری دو جایزه نوبل در رشته علوم اعطا شد

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The plaintiff was awarded thousands of dollars in damages.
دیدگاه
٧

شاکی هزاران دلار غرامت دریافت کرده است

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I picked up a hitchhiker on our way back.
دیدگاه
٧

یک مسافر سرراهی را درراه برگشتن مان سوار کردم

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
We live under the shadow of war.
دیدگاه
٨

ما زیر سایه جنگگگ زندگی میکنیم

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
The country's leader made an earnest plea for peace.
دیدگاه
٧

رهبر این کشور یک درخواست مشتاقانه برای صلح کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I went to bed at eleven o'clock as usual.
دیدگاه
٧

من مثل همیشه ساعت یازده به بستر رفتم

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
This tonic was claimed to cure all sorts of ailments such as headache, toothache, rashes, and itching.
دیدگاه
٨

ادعا میشد که این تونیک شفادهنده انواع سردرد. دندان درد. بثورات جلدی و خارش میباشد

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The sauce tastes bitter.
دیدگاه
٧

سس طعم تلخی میدهد

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
She wanted to taste of life in the big city.
دیدگاه
٤

او می خواست زندگی در شهر بزرگ را تجربه کند

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
If you've never had Greek wine before, you really should taste this.
دیدگاه
٤

اگه شما قبلا هرگز شراب یونانی ننوشیدی تو لازمه که واقعا ا ازین مزه کنی بچشی

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
We contributed both time and money to the senator's campaign.
دیدگاه
٤

ماهم پول و هم زمان را برای کمپین سناتور اهداکردیم

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
You overestimate my value to the company.
دیدگاه
٣

شما ارزش من را برای شرکت بیش از حد بها دادی

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
We estimated our bill to be approximately three hundred dollars.
دیدگاه
٣

تخمین زدیم که صورت حسابمان تقریبا سیصد دلاری یاشد

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Speech implies the use of vocal cords.
دیدگاه
٣

گفتار یعنی استفاده از تارهای صوتی

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
She agreed to do it, but her tone implied resentment.
دیدگاه
٤

او موافق انجامش بود اما لحن صدایش تنفر و مخالفت را میرساند

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Remove the tough outer leaves before cooking.
دیدگاه
٤

پیش از آشپزی کردن برگهای بیرونی سفت و سخت را جداکنید

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Come and remove your wet coat.
دیدگاه
٣

بیا و کت خیست را دربیاور

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
As soon as the cake is done, remove it from the oven.
دیدگاه
٣

به محض آماده شدن کیک آن را از فر خارج کنید

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
We are going to remove into a new house.
دیدگاه
٣

ما قصدداریم به توی خانه جدیدی نقل مکان کنیم

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Please help me remove the table to the corner.
دیدگاه
٣

لطفا کمکم کنید تامیز را به کنجی ببرم

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Will you please remove your handbag from the seat?
دیدگاه
٣

آیا شما لطفا کیف دستی تان رااز صندلی برخواهید داشت

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Poor nutrition is a foe of good health.
دیدگاه
٣

تغذیه ضعیف یک دشمن برای سلامتی است

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The newspaper launched an appeal fund for victims of the disaster.
دیدگاه
٢

روزنامه یه صندوق تجدید نظر برای قربانیان فاجعه راه انداخت

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The corpse lay face down in a pool of blood.
دیدگاه
٣

جسد روبه پایین در استخری از خون درازکش بود

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The corpse was in an advanced stage of decomposition.
دیدگاه
٣

جسد در مرحله پیشرفته تجذیه بود

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The corpse had been laid out on a marble slab.
دیدگاه
٢

جسد روی تخته سنگ مرمری دراز کشیده بود

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
He likes to circulate among the guests at the party.
دیدگاه
٢

او دوس داره بین مهمانان در مهمانی بچرخد

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The eldest son will inherit the title.
دیدگاه
٢

بزرگترین پسر این عنوان را به ارث خواهد برد

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
He has no son to inherit his land.
دیدگاه
٢

اون مرد پسری ندارد که وارث زمینش باشد

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
He will inherit the title on the death of his uncle.
دیدگاه
٢

او لقب را با مرگ عمویش به ارث خواهد برد

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
Many honors were bestowed on the champion.
دیدگاه
٢

افتخارات زیادی به قهرمان ارزانی شد

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
This book is dedicated to my parents.
دیدگاه
٢

این کتاب تقدیم می شود به پدر و مادرم

تاریخ
٤ ماه پیش
متن
The police believe that the woman committed suicide.
دیدگاه
٢

پلیس باور داره که این زن مرتکب خودکشی شده

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He was summoned to testify in court as a witness.
دیدگاه
٢

اون مردبعنوان شاهد و برای شهادت دادن در محکمه احضار شد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The teacher received an urgent phone call and was summoned to the office.
دیدگاه
٢

معلم یه تماس تلفنی فوری دریافت کرد و به دفتر مدرسه احضار شد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The Russian leader received a ringing declaration of support yesterday.
دیدگاه
٣

رهبر روسیه سر همه کلاه میگذارد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
He was afraid of committing himself to just one woman.
دیدگاه
٣

او ترسیده بود که خودشو فقط به یه زن متعهد کنه

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
She committed herself to helping the poor for the rest of her life.
دیدگاه
٣

اون خانم خودشو متعهد کردبه کمک به فقرا در باقی مانده عمرش

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Heed my warning.
دیدگاه
٣

به هشدارم اعتنا کن

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
Please give your family my regards.
دیدگاه
٣

خواهشا ارادت مرا به خانواده ات برسان

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
In that regard, the job was poorly done.
دیدگاه
٣

ازون بابت. کار ضعیف انجام شد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
It generally pays to regard your doctor's advice.
دیدگاه
٥

عموما ارزش آن رادارد که به توصیه پزشک اهمیت قائل شد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
She regarded me suspiciously from across the room.
دیدگاه
٤

او مؤنث از آنسوی اتاق مشکوک وار مرا مورد توجه گذاشت

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
I regard your opinion highly.
دیدگاه
٢

من به ایده شما اهمیت وافر میدهم

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
The tyrant coerced obedience.
دیدگاه
٣

ستمگر وادار به پیروی و اطاعت شد

تاریخ
٥ ماه پیش
متن
To what can we attribute this dramatic change in your attitude?
دیدگاه
٤

این تغییر شگرف در نگرش شما را به چه چیزی می توانیم منسوب نماییم

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The point finally got across.
دیدگاه
٣

نهایتا نکته رسانده شد

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Her husband is forever contradicting her.
دیدگاه
٣

شوهرش برای همیشه حرفهای او را رد میکند

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Education is compulsory in this state up to the age of sixteen.
دیدگاه
٣

تحصیل در این ایالت تا سن ۱۶ سالگی بایسته است

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
Building the bridge was a huge endeavor.
دیدگاه
٣

ساختن پل سعی و تلاش عظیمی بود

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
The doctor assured him that there was nothing to worry about.
دیدگاه
٣

پزشک او را خاطرجمع کرد که جایی برای نگرانی نیست

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
I don't associate with people from the office outside of work.
دیدگاه
٣

من معاشرت نمیکنم با افراد همکار اداری ام در بیرون از محل کار

تاریخ
٦ ماه پیش
متن
I can't afford such an expensive car.
دیدگاه
٣

من از پس خرید چنین ماشین گرانبهایی بر نمی آیم

تاریخ
١ سال پیش
متن
Forgetfulness is my worst defect.
دیدگاه
٣

فراموش کاری بدترین نقص من است