ترجمه‌های محمدشفیعی (٢١)

بازدید
١٠٤
تاریخ
١ روز پیش
متن
He was summoned to testify in court as a witness.
دیدگاه
٠

اون مردبعنوان شاهد و برای شهادت دادن در محکمه احضار شد

تاریخ
١ روز پیش
متن
The teacher received an urgent phone call and was summoned to the office.
دیدگاه
٠

معلم یه تماس تلفنی فوری دریافت کرد و به دفتر مدرسه احضار شد

تاریخ
٣ روز پیش
متن
The Russian leader received a ringing declaration of support yesterday.
دیدگاه
٠

رهبر روسیه سر همه کلاه میگذارد

تاریخ
٥ روز پیش
متن
He was afraid of committing himself to just one woman.
دیدگاه
٠

او ترسیده بود که خودشو فقط به یه زن متعهد کنه

تاریخ
٥ روز پیش
متن
She committed herself to helping the poor for the rest of her life.
دیدگاه
٠

اون خانم خودشو متعهد کردبه کمک به فقرا در باقی مانده عمرش

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Heed my warning.
دیدگاه
٠

به هشدارم اعتنا کن

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Please give your family my regards.
دیدگاه
٠

خواهشا ارادت مرا به خانواده ات برسان

تاریخ
١ هفته پیش
متن
In that regard, the job was poorly done.
دیدگاه
٠

ازون بابت. کار ضعیف انجام شد

تاریخ
١ هفته پیش
متن
It generally pays to regard your doctor's advice.
دیدگاه
٠

عموما ارزش آن رادارد که به توصیه پزشک اهمیت قائل شد

تاریخ
١ هفته پیش
متن
She regarded me suspiciously from across the room.
دیدگاه
٠

او مؤنث از آنسوی اتاق مشکوک وار مرا مورد توجه گذاشت

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I regard your opinion highly.
دیدگاه
٠

من به ایده شما اهمیت وافر میدهم

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
The tyrant coerced obedience.
دیدگاه
٠

ستمگر وادار به پیروی و اطاعت شد

تاریخ
٣ هفته پیش
متن
To what can we attribute this dramatic change in your attitude?
دیدگاه
٠

این تغییر شگرف در نگرش شما را به چه چیزی می توانیم منسوب نماییم

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The point finally got across.
دیدگاه
٠

نهایتا نکته رسانده شد

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Her husband is forever contradicting her.
دیدگاه
٠

شوهرش برای همیشه حرفهای او را رد میکند

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Education is compulsory in this state up to the age of sixteen.
دیدگاه
٠

تحصیل در این ایالت تا سن ۱۶ سالگی بایسته است

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Building the bridge was a huge endeavor.
دیدگاه
٠

ساختن پل سعی و تلاش عظیمی بود

تاریخ
١ ماه پیش
متن
The doctor assured him that there was nothing to worry about.
دیدگاه
٠

پزشک او را خاطرجمع کرد که جایی برای نگرانی نیست

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I don't associate with people from the office outside of work.
دیدگاه
٠

من معاشرت نمیکنم با افراد همکار اداری ام در بیرون از محل کار

تاریخ
١ ماه پیش
متن
I can't afford such an expensive car.
دیدگاه
٠

من از پس خرید چنین ماشین گرانبهایی بر نمی آیم

تاریخ
٨ ماه پیش
متن
Forgetfulness is my worst defect.
دیدگاه
٠

فراموش کاری بدترین نقص من است