پاسخهای محمدشفیعی (٧٥٨)
به این جمله توجه کنید لطفاً this made me feel rather frightened for I felt altogether helpless, به نظر شما میشه جای rather و altogether رو عوض کرد ؟
دوستان درست گفتند معنیش الان بهتره تا اینکه بخوایم جای دو کلمه را عوض کنیم
سلام عزیزان. تفاوت about و around به معنی تقریبا چیه؟ و کاربرد آنها در جملات چه فرقی با هم دارن؟
ایندو حرف اضافه کاربردهای زیادی دارن About میتونه در شرف انجام کاری بودن را برسونه مانند I was about looking for when you call ed یا میتونه حدود و تقریب را نشون بده دد موردaround هم میشه گفت حرکت دایره ای و مدور یا حتی حرکت در مسیرهای مختلف رانشون میده مانندare you walking around the house
در کدام گزینه غلط املایی وجود دارد ؟ الف) زینهار دار نباید که زینهار خوار باشد که امانت بردن جوانمردی نیست. ب) اتفاق را طراری از پس این مرد می رفت به طراری خویش. ج) شمشیر برکشید و دبوس در کش گرفت و اسب بگذاشت. د) امیر مسعود در سقه سرای عدنانی نشسته بود با ندیمان.
در گزینه آخر باید صفه سرای عدنانی بنویسیم به معنی ایوان🫂🙏
برگاشت خماند نوازیدن تیزویر پئی
برگاشت= برگشتن برگردانیدن واپس رفتن باز جای شدن فرستاده بشنید گفتار اوی زمین را ببوسید و برگاشت روی خماند= خم کند خمیده کند خماند شما را هم این روزگار نماند برین گونه بس پایدار نوازیدن=&nb ...
پردختگی اژدهافش شاه فش روز بانان پای رنجی
پردختگی= ساخته شده پرداخته شده پاک شده برطرف شده کجا گفته بودش یکی پیشبین که پردختگی گردد از تو زمین اژدهافش = مثل اژدها شبیه اژدها لقب ضحاک ماردوش برآمد برین روزگار دراز ...
هر که آرد حرمت او حرمت برد هر که آرد قند...... خورد ✏ مولوی
گزینه آخر جواب درست است درود بر همتتان
خواستن شروع و مبدا همه اهداف است
خمید کمین ور خورشیدگون هم تکی سازیده رودبانان
خمیده= خم شد سپیده چو از تیره شب بردمید میان شب تیره اندر خمید کمین ور= کسی که کمین کرده فردیکه در کمین نشسته طلایه به پیش اندرون چون قباد کمین ور چو گرد تلیمان نژاد خورشیدگون ...
آیا این جمله اشکال گرامری دارد ؟ the love like ours is stubborn, like ours نشنیده بودم اگر like us بود ، یا چرا اصلا like us نگفت ؟
اولا میگه عشقی شبیه مال ما.لجبازیه باتوجه به شکل جمله نیاز به ضمیر ملکیpossesive pronoun دیده میشه ضمایری که برعکس صفات ملکی که باید همراه اسمی بیایند نیاز به همراهی اسم ندارندمثل ours که معنی مال ما میده و منظورش عشق ما است و درمورد usباید گفت چنین نقشی را نمیرسونه
این جمله را چطور ترجمه کنیم I didn't know that how empty life could feel. until you weren't here to feel it , منظور گوینده زندگی خالی میتونه حس کنه ؟ یا همون ضمیر I ؟
نمیدونستم زندگی میتونه چقدر پوچ باشه تاوقتی که خودت اینجا نبودی تا حسش کنی اینجا کلمه empty بمعنی پوچ است
هرکجا ابیض نمایی غله برگیرد هوا هرکجا باره دوانی...... بردارد غبار عنصری
گزینه اول ذله درست است
بیایید با کمک هم ضرب المثل های (ایرانی و خارجی) را یاد بگیریم.
خدا رحمت کنه همه رفتگان را قدیمیهابهمون میگفتن ورانداز میدون..بیانداز گوی این ضرب المثل حکایت از تدبیر کردن قبل از انجام امور زندگی است
باز گستاخان ادب بگذاشتند چون گدایان...... برداشتند مولانا
باز گستاخان ادب بگذاشتند چون گدایان زله ها برداشتند
اندیشگان بشکرند ویژه گردان خنگ بید ستاره شمر پژمراننده شید تابنده
اندیشگان = اندیشه کردن از اندیشگان زال شد خسته دل بر آن کار بنهاد پیوسته دل بشکرند = شکارکنند سوی بچگان برد تا بشکرند بدان نالهٔ زار او ننگرند ویژه گردان= دوستان نزدیک برون رفت با ویژه گردان خو ...
In the last hundred years, technology has changed human life incredibly. در صد سال اخیر تکنولوژی ناباورانه زندگی بشر را دگرگون کرده. نظرشما درپنجاه سال آینده نسبت ببه پیشرفت تکنولوژی چیست..؟
حسین آقا اگه منظورتون ترجمه تکنولوژی است که به فارسی چه هست خب فناوری
.. . . بهتر از چنین حلم ای خدا که کند از نور ایمانم جدا ✏ �مولانا
گزینه دوم خلم جواب درست
خداعی دوتو خنبک گرچ برین بطیخ
خداعی از خدعه کردن میاد دوتو از دوتا شدن کمر حکایت میکند خمبک همان دهل وتنبک است گرچ یعنی قاچ کردنم یوه ای برین یعنی بالا اعلی بطیخ هم یعنی خربزه هندوانه
جارحه حاربه حذیر طاحون فاضح رماح
جارحه= جراحت کننده در مروت ابر موسیی بتیه کآمد از وی خوان و نان بی شبیه صانع بی آلت و بی جارحه واهب این هدیه های رابحه حذیر= برحذر حق همی خواهد که هر میر و اسیر با رجا و خوف باشند و حذیر طاحون ...
خداعی دوتو خنبک گرچ برین بطیخ
خداعی= فریبکار پس خداعی را خداعی شد جزا کاسه زن کوزه بخور اینک سزا دوتو= دولا شدن گفت من از دست نعمت بخش تو خورده ام چندان که از شرمم دوتو خمبک= دهل تنبک در آمد به شورش دَم گاو دُم به خم ...
در کدام گزینه ها غلط املایی وجود دارد؟ الف) مضیغه و تنگنا – معاصی و منکر – ملهم و متاثر – هرای شیر ب) نشاط و طرب – نغز و دلکش – بیهوده و مزخرف – خواب گزار دانا ج) خواتیم و طیبات – آلام و رنج ها – امارت و فرمانروایی – مجذوب و مرعوب د) مخل فصاحت – سلاست و روانی – براعت استهلال – دقت و ممارست
بله منم گزینه الف مضیغه را اشتباه میبینم وباید مضیقه و تنگنا باشد
هرچه تحصیلی کنی ای...... می در آید دزد از آن سو کایمنی ✏ �مولانا�
دومین گزینه جواب است
تا....... چونک آن حلوا خورند یک زمانی تلخ در من ننگرند ✏ مولانا راهنمایی: تک تک گزینه ها را در آبادیس جستجو کنید جواب درست پیدا میشود
گزینه آخر چواب است
Laurie decided to ....... after the fourth ring.
لوری تصمیم گرفتبعد از زنگ چهارم تلفن را قطع کند بنابراین گزینه اول hang up جواب درستی است
سیسنبر مغژ وعده کژ گول گیر نفاط
سیسنبر= پونه بعد از آن چیزی که کاری بر دهد لاله و نسرین و سیسنبر دهد مغژ= حرکت نکن باد بر تخت سلیمان رفت کژ پس سلیمان گفت بادا کژ مغژ هشت بارش راست کرد و گشت کژ گفت تاجا چیست آخر کژ مغژ وعده ک ...
برای این اصطلاح ترجمه «تدارکات همکارانه» را مناسب می دانم. معادل بهتری سراغ دارید؟
تدارکات تعاونی هم میشود گفت یعنی فرایند خرید و تجهیز باتکیه بر تعاون و همکاری
یک آینه کریستال قاب زرین که پشت آن مزین به مینا و رویش به زمرد..... سفرنامه شاردن
گزینه دو ترصیع یافته جواب است
دبس خدوک وکر سایق سنابرق
دبس= شیره خرما او خورد از حرص طین را همچو دبس دنبه مسپارید ای یاران به خرس خدوک= آزرده بر امید عز ده روزهٔ خدوک گردن خود کرده اند از غم چو دوک وکر= لانه پرنده خانه های ما بگیرد او به مکر برکند ما را به سالوسی ز وکر سایق= سوق دهنده نقل هر چیزی بود هم لایقش لایق گله بود هم سایقش سنابرق= آذرخش آن سنابرقی که بر ارواح تافت تا که آدم معرفت زان نور یافت
As i looked into your eyes. I felt a keen sense of.......................
As i looked into your eyes i felt a keen sense of excitement and enthusiasm
که شما بسیار کنجکاو و...... کتاب حاجی بابای اصفهانی نوشته جیمیزموریه
گزینه آخر خرده پژوه
شاید در دنیایی دیگر منظورش اینه درینجهان نشد شاید در زندگی بعدی مثلا بهم برسیم
دوستان یک نام جذاب و گیرا می خوام برای یه سایت که قراره تامین کالا انجام بده. مثل دیوار و دیجی کالا فعالیت کنه و کاربران خیلی زیادی داشته باشه. چی پیشنهاد می کنید. کلمه ای که زیاد هم مستعمل و دست خورده نشده باشه مفهوم داشته باشه دقیقا به خود عمل اشاره نکنه چند جانبه و کامل باشه ناب باشه/ شیک باشه ممنون ازتون
افق روشن هم خوبه
ضرب المثل گوغری بهونه ی للو اشکم گلو مورد کاربردش چیست
هموطنانی که اهل منطقه باشند متوجه میشن این ضرب المثل گوغری را. من متوجه اش نمیشم
منبل احتیال پاتابه عطن تتماج
منبل= دارویی برای درمان زخم زیر پالان ستوران که بعلت سنگینی بار و پالان روی پشت الاغ و قاطر می مالیدند گفت پالانش فرو نه پیش پیش داروی منبل بنه بر پشت ریش احتیال = حیله کردن گر بدید ...
کمپیر قنق لهف یقظه وخم
کمپیر= پیروفرتوت دین نه آن بازیست کو از شه گریخت سوی آن کمپیر کو می آرد بیخت قنق= مسافر صوفیی می گشت در دور افق تا شبی در خانقاهی شد قنق لهف = افسوس پس بخسپم باشم از اصحاب کهف به ز دقیانوس آن محبوس لهف یقظه= بیداری یقظه شان مصروف دقیانوس بود خوابشان سرمایهٔ ناموس بود وخم= شرایط سختی و ناگواری یا دری بودی در آن شهر وخم که نظاره کردمی اندر رحم
و مرا بنام.... و قلاش از خانه خود براند سرگذشت حاجی بابای اصفهانی جیمیز موریه
گزینه سوم چاپ زن درست است
اگر غفلت و تقصیری در راه آید فرصت.... گردد .
گزینه سه فایت درست است
در جاهای مناسب...... که از طلای خالص و ضخیم بود گذلشته بودند. سفرنامه شاردن
گزینه سوم جواب درست است
از آهو همان کش سپید است موی چنین بود بخش تو ای نامجوی ✏ «فردوسی»
منظور از آهو عیب و مرض گزینه ۳ میباشد
عنید مرجوم وشات غوایت استفتاح
عنید= سرکش گر نه فرزندی بلیسی ای عنید پس به تو میراث آن سگ چون رسید مرجوم= سنگسارشده زین شود مرجوم شیطان رجیم وز حسد او بطرقد گردد دو نیم وشات= سخن چینان چون مبدل می کند او سیئات طاعتی اش می کند رغم وشات غوایت= اغواکردن گمراه کردن دیوْ اِلحاحِ غِوایت می کند شیخ ْ اِلحاح هدایت می کند استفتاح= فتح کردن مثنوی که صیقل ارواح بود باز گشتش روز استفتاح بود
بیت زیر چند جمله دارد ؟ نیک باشی و بدت گوید خلق / به که بد باشی و نیکت بینند. الف) سه ب) چهار ج) پنج د) شش
درود من شمردم و پنج جمله یافتم گزینه ج جواب است