پرسش خود را بپرسید

واژه های زیر را با ذکر نمونه از متن معنی کنید

تاریخ
٥ ماه پیش
بازدید
٧٦

خمید
کمین ور
خورشیدگون
هم تکی
سازیده
رودبانان

٦٨,٣٦٣
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,٢١١
برنزی
٢,٦٣٢

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر شما ، 
واژه "خمید"  که از  "خم"  + "ید" ساخته شده است  ، به چم "خم گردیدن ، خم شده ، دارای خم" هم خانواده با "خمیده" - "خماید" 
نمونه : 
گرگی دَدگر چنان دَرید که آهو درجا خمید
واژه  کمین ور     که از "کمین" + "ور" ساخته شده است که پسوند "ور" دارای میدهد  مانند "بارور  ، جانور"    پس چمار میشود "کسی که کمین میکند ، کسی که دارای کمین است "
نمونه :  مار  تیزویر  پوشیدِ شد  در باد،  کمین ور  چیره زنده باد
واژه خورشیدگون  از  "خورشید" و "گون" ساخته شده است  پسوند "گون" به چم مانندگی است "لاله گون ، ماه گون "   چم خورشید گون میشود مانند خورشید  ، خورشید گونه
که گمان میکنم "گون" از "گونه" می آید 
نمونه : 
چنان سنگان سرخ گردید ، گرما خورشیدگون آمد پدید
واژه  هم تکی   که از واژگان "هم " + "تکی" ساخته شده است که به چم "همراهی ، دوستی  ، داشتن یک دوست و همراه" است  که از واژه "هم تک" می آید به چم "همراه ، دوست ، همگذر"
نمونه :  زمان گذرا  دانش اندکی  ، یادمان گذرا دارای هم تکی 

واژه  سازیده  که از واژگان "ساز" و "یده" ساخته شده است پسوند "ایده" به چم  "چیزی که انجام شده است"  مانند "خوابیده = کسی که خوابیده است" - "تنیده = چیزی که بافته شده است"
سازیده  =  ساخته شده،  سامان‌یافته، آراسته، پدیدآمده
نمونه : 
جهان را بی سامان نتوان دید؛ هر برگ که بر شاخه می‌لرزد و هر خیزآب  که بر آب می‌دود، به فرزانگی سازیده است.

واژه رودبانان  که از واژگان "رود" + "بان + ان" ساخته شده است  به چم "نگهبانان رود ، پاسبانان رود " است بانان به چم پاسبانان است 
نمونه : 
خرسان  ماهی خوار شدند  پاسبان نامشان گردید رودبانان

پیروز باشید ، بدرود 

 

تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

درود فراوان و تبریک سال نو🌺
به نام خداوند جان و خرد 
کزین برتر اندیشه برنگذرد 
خداوند نام و خداوند جای 
خداوند روزی ده رهنمای 
خداوند کیوان و گردان سپهر 
فروزنده ماه و ناهید و مهر 
ز نام و نشان و گمان برترست 
نگارندهٔ بر شده پیکرست 
خب و اما...
خمید: مخفف خم گردید است، مثال از فردوسی: 
سوی خیمهٔ خویش باز آمدند 
همه با سری کینه ساز آمدند 
سپیده چو از تیره شب بردمید 
میان شب تیره اندر خمید 
و نظامی در حکایت لیلی و مجنون گفته: 
در پوزش تربتش پناهی 
عذری ز روان او بخواهی 
مجنون ز نوای آن كج آهنگ 
ناليد و خميد راست چون چنگ
کمین ور: مخفف کمین آور است، کسی که در کمین نشسته، کمین کننده، مثال از فردوسی: 
سپه کش چو قارن مبارز چو سام 
سپه برکشیده حسام از نیام 
طلایه به پیش اندرون چون قباد 
کمین ور چو گرد تلیمان نژاد
خورشیدگون: خورشید گونه، مانند خورشید، شبیه خورشید، که اغلب به درخشانی و تابندگی خورشید اشاره میشود، و گاهی به معنای روشنی، مانند این کلام فردوسی: 
به چشم من اندر چکان خون اوی 
مگر باز بینم ترا نیز روی 
به چشمش چو اندر کشیدند خون 
شد آن دیدهٔ تیره خورشیدگون 
که اینجا چون خورشید گون قرین تیره شده، به روشنی خورشید اشاره شده.
هم تکی: معانی مختلفی میتواند داشته باشد که جمله معنی آنرا مشخص میکند، ولی معمولاً رفیق، همراه و همتا معنی میدهد مانند این شعر مولانا: 
آن حکیمی گفت دیدم هم تکی
در بیابان زاغ را با لک لکی
در عجب ماندم بجستم حال شان
تا چه قدر مشترک یابم نشان
چون شدم نزدیک و من حیران و لنگ
خود بدیدم هر دوان بودند لنگ 
لنگ بودن درد مشترکی بوده که دو جنس ناهمگون، زاغ سیاه و کوچک و لک لک سفید بلند قد را به هم نزدیک کرده، البته مولوی تعابیر دقیق و لطیفی در لابلای حکایاتش است که قابل تامل هست.
سازیده: ساخته هست، در فارسی گاهی حروف (ز و خ) جایگزین هم میشوند، مثلاً در حالت امری میگیم بپز، بدوز، بسوز، بریز، و... اما بصورت فعل، پختن بجای پزیدن، دوختن بجای دوزیدن، سوختن بجای سوزیدن، ریختن بجای ریزیدن، و... الخ، فردوسی هم میگه: 
یکی مرد پاکیزه با هوش و فر 
ز هر گونه با او فراوان گهر 
گشن دستگاهی نهاده فراخ 
یکی کلبه سازیده بر پیش کاخ
رودبانان: جمع مرکب رود+ بان، که نگهبان هست، یعنی نگهبانان رود، مانند دشتبان، باغبان، پیل بان، مرزبان، و فردوسی در حکایت ضحاک میگه: 
چو آمد به نزدیک اروندرود 
فرستاد زی رودبانان درود 
بران رودبان گفت پیروز شاه 
که کشتی برافگن هم اکنون به راه

٢١٨,٠٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٣ ماه پیش

درود بر شما
آفرین
سال جدید بر شما و همه مردم پارسی گوی مبارک. با این کندی اینترنت بسختی میتوان مطلبی در آبادیس نوشت

خمیده= خم شد

سپیده چو از تیره شب بردمید

میان شب تیره اندر خمید

کمین ور= 

 کسی که کمین کرده

فردیکه در کمین نشسته

طلایه به پیش اندرون چون قباد

کمین ور چو گرد تلیمان نژاد

خورشیدگون=

مثل   خورشید

شبیه خورشید

درخشنده و تابان

به زرین عمود و به زرین کمر

زمین کرده خورشیدگون سر به سر

هم تکی=

 همراهی کردن

رفاقت نمودن

دوستی کردن

با همدیگر بودن

آن حکیمی گفت دیدم هم تکی

در بیابان زاغ را با لک لکی

در عجب ماندم بجستم حال شان

تا چه قدر مشترک یابم نشان

چون شدم نزدیک و من حیران و لنگ

خود بدیدم هر دوان بودند لنگ

سازیده = 

٠٢ساخته شده 

پرداخته

آماده کرده

تولیدکرده

طلسمی که ضحاک سازیده بود

سرش بآسمان برفرازیده بود

رودبانان/

 محافظان رودخانه

نگهبانان رودخانه

چو آمد به نزدیک اروندرود

فرستاد زی رودبانان درود

بران رودبان گفت پیروز شاه

که کشتی برافگن هم اکنون به راه

١١٠,١٨٢
طلایی
١١١
نقره‌ای
٧٣٠
برنزی
١,٦٢٦
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما
بسیار عالی

پاسخ شما