پاسخهای محمدشفیعی (٧٥٨)
مناخ مکتنس رقاق قیماز غبی
مناخ= جای خواباندن شتر کندرین فرصت کم افتد این مناخ تو ز یارانی و وقت تو فراخ مکتنس = پوشیده معدن لعل و عقیق مکتنس بهترست از صد هزاران کان مس رقاق = رقیق نازک کای شریف من برو سوی وثاق که ز بهر چاشت پختم من رقاق قیماز= کنیز بر در خانه بگو قیماز را تا بیارد آن رقاق و قاز را غبی= احمق گول خویشتن را بر علی و بر نبی بسته است اندر زمانه بس غبی
واژهی rat معمولاً به موشهای بزرگتر و ناخوشایند اشاره میکند و گاهی در معنای استعاری برای فرد خائن یا جاسوس به کار میرود. در مقابل، mouse به موجودی کوچکتر و بیضرر اشاره دارد و علاوهبر معنای حیوانی، در دنیای فناوری برای ماوس کامپیوتر و بهصورت استعاری برای افراد خجالتی و کمرو نیز استفاده میشود.
سلام.من مبتدی هستم. برای یادگیری ریشه کلمات و ساختن قید و صفت و اسم و فعل باآن ریشه،چند منبع خوب معرفی کنید. (یعنی مثلا در یک ستون، ریشه لغت و در ستون دیگر، اسمِ ساخته شده باآن ریشه و در ستون دیگر، صفت ساخته شده باآن ریشه و... آمده باشد) ممنونم
در زبان انگلیسی، یکی از موثرترین راهها برای گسترش دامنه واژگان و تقویت مهارتهای زبانی، آشنایی با پسوندها و پیشوندها است. پسوند و پیشوند، اجزای کوچکی هستند با اضافه شدن به واژگان میتوانند معنا، نوع ...
تلوین پاچیله قلاوزی مستخف شهیق
تلوین= رنگ به رنگ شدن حق آن قوت که بر تلوین ما رحمتی کن ای امیر لونها پاچیله= پاافزار در درونِ کعبه رسمِ قبله نیست چه غم اَر غَوّاص را پاچیله نیست قلاوزی= راه بلدی تو ز سَرمَستان قَلاوُزی مجو جامه چاکان را چه فرمایی رَفو؟ مستخف= خوار شمرده شده فوقی آنجاست از روی شرف جای دور از صدر باشد مُستَخَف شهیق= زشت و بدصدا نالهٔ کافر چو زشتست و شهیق زان نمی گردد اجابت را رفیق
من امروز کلمه ی کُلُمه رو از یکی شنیدم و گفت به معنی برجستگیِ حاصل از تجمع میشه . میخواستم بدونم ریشه ی این کلمه از کجا میاد و کدوم شهر ها این کلمه رو دارند ؟ من خودم تا قبل از این نشنیده بودم
یه کُلُمه برف جمع کردم در گویش لری یعنی یه توده برف جمع کردم
استاد صدیقی میدانی با مجسمه و نام میدان فردوسی را در کدام یک از شهر های اروپایی بنا نهاد؟ ۱.پاریس ۲.رم ۳.لندن ۴.برلین
این مجسمه در سال۱۹۵۸ به شهر رم برده شد و دریکی از میادین زیبا و سبز رم نصب گردید
تفس وکس شحم خلاب عشر راهنمایی : با جستجوی واژه های فوق در آبادیس مواردی از کاربرد آن کلمات یافت میشود.
تفس= گرمی تباهی سر بریدن چیست کشتن نفس را در جهاد و ترک گفتن تفس را وکس= نقصان جمله فرزین بندها بیند بعکس مات بر وی گردد و نقصان و وکس شحم= چربی چون نمودی قدرتت بنمای رحم ای نهاده رحمها در لحم و شحم خلاب= باتلاق دُور می شد این سؤال و این جواب ماند چون خر محتسب اندر خلاب عشر= خراج مالیات خواستن کدیه است خواهی عشر خوان خواهی خراج زانک که گر ده نام باشد یک حقیقت را رواست
خریطه غمر ممتلی غبین یقظه
خریطه= کیسه زر کژ مژی را خریطه بگشایم خنده ای در نشاطش افزایم غمر= احمق کارنابلد تو شب و روز از پی این قوم غمر چون شب و روزی مدد بخشای عمر ممتلی= انباشته شدن ممتلی و خوابناک و سست بد پا و رویش صد هزاران زخم شد غبین= ضررکرده چونک گردانید سر سوی زمین در کمی و خشکی و نقص و غبین یقظه= هشیاری بیداری یقظه شان مصروف دقیانوس بود خوابشان سرمایهٔ ناموس بود
گول گیر وکر کلابه مفترق صفع
گول گیر= فریبکار اینت مالیخولیای ناپذیر اینت لاف خام و دام گول گیر وکر= لانه پرنده خانه های ما بگیرد او به مکر برکند ما را به سالوسی ز وکر کلابه= ریسمان پس کلابهٔ تن کجا ساکن شود چون سر رشتهٔ ضمیرش می کشد مفترق= جداکننده بس ستارهٔ سعد از تو محترق بس سپاه و جمع از تو مفترق صفع= سیلی زدن صفع شاهان خور مخور شهد خسان تا کسی گردی ز اقبال کسان
williams syndrome with supra valvular AS,mild peripheralPS, nlcoronaries
باید پزشک اینو براتون تفسیر کنه حالا من نوعی بگم تنگی آئورت فلان هم باشه فایده نداره بلا بدور باشه
مختفی. خریف. مقنص. نفاط. دبس
مختفی= پنهان نور حس با این غلیظی مختفیست چون خفی نبود ضیائی کان صفیست خریف= پاییز ای خنک زشتی که خوبش شد حریف وای گل رویی که جفتش شد خریف مقنص= شکارچی آینه خالص نگشت او مُخلِص است مرغ را نگرفته است او مُقنِص است نفاط= نفت فروش می درد می دوزد این خیاط کو می دمد می سوزد این نفاط کو دبس= شیره خرما او خورد از حرص طین را همچو دبس دنبه مسپارید ای یاران به خرس
ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد عشق خود صرف همان کن که تو را می فهمد عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد بگذار هر که دلش با تو نباشد برود به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد
با کسی بمان که ارزششو داشته باشه و تورا درک میکنه و رعایت غیرازین باشه خیر
معنی و مفهوم این بیت از حضرت حافظ چیست؟ چو عاشق میشدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود ندانستم که این دریا چه موجِ خونفشان دارد
چو عاشق میشدم گفتم که بردم گوهر مقصود / ندانستم که این دریا چه موج خونفشان دارد: حافظ در ابتدای عاشقی گمان میکرد به گوهر مقصود (معشوق) رسیده است، اما بعد فهمید که این عشق دریایی پر از موجهای خروشان و دردناک است. این بیت نشاندهندهی ناآگاهی اولیهی عاشق و درک سختیهای راه عشق است. https://www.poempersian.ir
غوایت. جحود وشات مرجوم عنید
غوایت= اغواکردن به بیراهه هدایت کردن دیوْ اِلحاحِ غِوایت می کند شیخ الحاح هدایت میکند جحود= انکارکردن گر نبودی سحرشان و آن جحود کی کشیدیشان به فرعون عنود وشات= سخن چینان چون مبدل ...
در یک شب نشینی ۲۰ نفر میتوانستند برقصند ، ماریا با ۷ نفر رقصید ، اولگا با ۸ نفر ، ورونا با ۹ نفر رقصید ،نینا هم با همه مردها رقصید ، در این مهمانی چند نفر مرد در شب نشینی شرکت کرده بودند
حالا متوجه سوالتان شدم فقط هفت مرد در مجلس بودند سیزده تای بقیه زن بودن
غژ عنید کمپیر استفتاح پرتاوی
غژ= افتان وخیزان رفتن گر تو باشی راست ور باشی تو کژ پیشتر می غژ بدو واپس مغژ عنید= سرکش گر نه فرزندی بلیسی ای عنید پس به تو میراث آن سگ چون رسید کمپیر= پیروفرتوت دین نه آن بازیست کو از شه گریخت سوی آن کمپیر کو می آرد بیخت استفتاح= فتح کردن گشودن مثنوی که صیقل ارواح بود باز گشتش روز استفتاح بود پرتاوی= ازبندکمان رسته تیر را مشکن که این تیر شهیست نیست پرتاوی ز شصت آگهیست
معنی و مفهوم این دو بیت از حضرت حافظ چیست؟ گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است گو شمع میارید در این جمع که امشب در مجلسِ ما، ماهِ رخِ دوست، تمام است
گل در آغوش، جام شراب در دست و معشوق موافق آرزوی دل است. در چنین روزی پادشاه عالم، غلام من است. بگو که در این محفل شمع روشن نکنید، چراکه امشب در انجمن ما فروغ ماه چهره یار بس است. ماه رخ دوست تمامست: ایهام دارد. به یک معنی یعنی چهره نورانی یار کامل و کافی از شمع است. معنای دوم اینکه این ماه، ماه تمام و بدر کامل است.
و احداث متعلمان بظن علم و.....نگردند. کلیله و دمنه
گزینه اول موعظت درست است
از نظر تعداد جملات کدام گزینه با بقیه متفاوت است؟ الف) برخیز تو نیز کاسه برکف خود را بفکن به سلک آن کف ب) آن دل شده چون رسید آنجا صد دل شده بیش دید آنجا ج) هر کس ز کف چنان حبیبی می یافت به قدر خود نصیبی د) مجنون چو شنید این بشارت برخاست به موجب اشارت
بله ایشان بدرستی گفتند گزینه ج فقط یک جمله است
در یک شب نشینی ۲۰ نفر میتوانستند برقصند ، ماریا با ۷ نفر رقصید ، اولگا با ۸ نفر ، ورونا با ۹ نفر رقصید ،نینا هم با همه مردها رقصید ، در این مهمانی چند نفر مرد در شب نشینی شرکت کرده بودند
دراین شب نشینی ده نفر مرد بودند
برین معتنی خونیان مفیق صحو
برین= برتر.قاچ چون برید و داد او را یک برین همچو شکر خوردش و چون انگبین معتنی= سرگرم کاری بوده هرچه تحصیلی کنی ای معتنی می در آید دزد از آن سو کایمنی خونیان= دشمنان خونی وا نماید خونیان دیو را وا نماید دام خدعه و ریو را مفیق= بهوش آمدن گاو کشتن هست از شرط طریق تا شود از زخم دمش جان مُفیق صحو= هوشیار شدن جملهٔ ذرات در وی محو شد عالم از وی مست گشت و صحو شد
از هر جهت و هر حیث آراستگی تمام و آرایش..... در همه امور بهم رسید. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه_حیرت نامه
گزینه چهارم مالاکلام درست است
اعماش خداعی بطیخ دوتو گرچ
اعماش = نابینا خداعی= فریبکار بطیخ= هندوانه خربزه دوتو= دولا شدن خمیده شدن گرچ= قاچ و برش
از هر جهت و هر حیث آراستگی تمام و آرایش..... در همه امور بهم رسید. سفرنامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی به روسیه_حیرت نامه
از هر جهت و هر حیث آراستگی تمام و آرایش مالاکلام در همه امور بهم رسید. . . .
کد سه رقمی برایsh میشود198
کدام یک از نویسندگان و متفکران غربی،علاقه ای خاص به ادبیات ایرانی داشته،زرتشت را پیامبر منطقی و فکری خود خوانده و گفته است ای کاش ایرانیان به جای رومیان بر یونان حکومت میکردند؟ ۱.نیچه ۲.رالف والدو امرسون ۳.ژانر صوفیانه ۴.فیتز جرالد
نیچه علاقه فراوانی به ادبیات ایرانی داشته و زرتشت را پیامبر فکری خود خوانده است
آلت اسکاف غریمان یاوه تاز تیه سوزید
آلت اسکاف= وسایل کفاشی غریمان= طلبکاران یاوه تاز= چرت و پرت گو تیه= معنی مورد نظر دکتر بیابان و صحرا میباشد ولی در گویش محلی ما معنی چشم میدهد سوزید= سوخت
رماح فاضح قلابکان جارحه رابحه
رماح = نیزه ساز و نیزه پران فاضح= آشکاروعیان قلابکان= طلای تقلبی و جنس بدلی فروشان جارحه= جراح و زخم زننده رابحه=سودمند و نیز اسمی دخترانه
سلام دوستان کدوم کلمه درسته؟ موزاییک یا موزائیک یا موزای؟ انگلیسی اون کلمه دقیقا چی میشه؟ طبق تحقیقی که من کردم، اصلا زبان انگلیسی این واژه رو نداره و به جاش از کلمه کاشی استفاده میکنن. آیا درسته؟
املای کلمه موزاییک درست می باشد انگلیسی این کلمه هم داریمmosaic کاشی هم که میشهtale و فرق داره
معنی و مفهوم و تفسیر این دو بیت از حضرت حافظ چیست؟ دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتیشکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز باشد که باز بینم دیدارِ آشنا را
دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا ای صاحبدلان ، دلم از دست می رود محض رضای خدا تدبیری کنید . با این وصف مصراع دوم حکم تعلیل را پیدا می کند یعنی : زیرا که راز پنهان آشکار می شود . [ راز پنهان = معانی که سالک در نتیجه سلوک خود به آنها می رسد .
واژه ی "ناهوموار" در بیت کنایه از چیه ؟ بدو گفت کای پیر ناهوموار چه خواهی ز گردان ایران دیار؟
بهش گفت ای پیر ناهموار ای ناراست ای مرد کج ای آدم ناحسابی چه میخوای در برابر لشکر ایران زمین
"جَنگاه" تو این بیت یعنی چی؟ بکشتی ز دیوان یزدان پرست به هنگام جنگاه چون پیل مست
جنگاه دراینجا معنی آوردگاه میدهد یا همان گاه و وقت جنگ
منظور از "هُش " در این بیت چیه ؟ نیاکان من اژدهاکش بُدند دلیران و گردانِ با هُش بدند
با هش بدند یعنی باهوش بودند
خطوب = کارهای خطیر حراب= جنگی جنگجو گندنا= تره کاغه= ساده و مشنگ حذیر= حذرکننده
و آلت اِسکاف پیش برزگر پیش سگ کَه، استخوان در پیش خر ✏ �مولانا�
هرکسی رابهر کاری ساخته اند
--الف- ب----الف- ب--- ب--- ب--- یک جمله ۵ کلمه ای فرهنگی و هنریه حروف ر ک و ا ت ی ر ت ن ا ه ی ه ن د ه ب
کتاب بهانه ای برای بهتر بودن
سیاه تخس خسته ساخت هوس
مخالف این چندتا کلمه رومیخواستم ممنون میشم برام بفرستید ..به بارآید-دانه ی جوز-گودالی -باصفایی-فرمانروایی ...منتظرپاسخ شماهستم لطف میکنیدبرام مخالفشون بفرستید
دانه جوز یعنی دانه گردو خب مگه این مخالفی میتونه داشته باشه نمیدونم والا
Hava çok soğukهوا خیلی سرده(با اجازه تورکهای عزیز)
غارب=غروب کننده میشه بین دو کتف هم معنی میده مستنیر= جوینده نور اضلال= گمراه کردن طاحون = آسیاب گازر= رختشو. کسیکه کارش شستن رخت ولباس دیگران است