تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

این ۳ ساختار رو همیشه با خودتون تکرار کنین: ۱. برای "بودن" از am/is/are استفاده میشه: I'm tired. ۲. برای "شدن" از get استفاده میشه: I got tired. ۳. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

درباره مقایسه Pretty با Beautiful توجه کنین که شخص Beautiful زیبایی بیشتری نسبت به Pretty داره.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٨

دوستان به این سه واژه توجه کنین: ۱. Throw out ۲. Throw away ۳. Throw off اولی و دومی با کمی اغماض یک معنی دارن و اون هم "دور انداختن" هست. مثلا شما ی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

محقق نشدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

سلسله مراتب عمومی در سازمان ها به قرار زیر است: ۱. General Manager ۲. Director ۳. Manager ۴. Supervisor ۵. Employee

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

دوستان به ترجمه این واژه دقت کنید: /ɪɡˈzekjətɪv/ یعنی /اِگ. زِکِتیو/ ترجمه میشه نه /اِگزِکیوتیو/.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٥

۲ تا معنی داره: ۱. کشتن ( که کلمه ادبیه و بیشتر توی کتب و اخبار رسمی استفاده میشه تا محاوره ) ۲. ترکوندن ( که به معنی گل کاشتن هست و در محاوره استفا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

۳ تا معنی داره: ۱. گذشته فعل want ۲. تحت تعقیب ۳. مقبول، دوس داشتنی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٢

دوستان به تفاوت این واژه توجه کنین: ۱. Emigrate ۲. Immigrate اولی به معنی "ترک کردن" کشوری است و دومی به معنی "آمدن به" کشوری. مثال: Many people had ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

پر کاربردترین معانی: ۱. قبلا ( به معنی آن موقع ها ) ۲. بعدا ( یه زمانی در آینده ) ۳. سپس ۴. در اینصورت ۵. بنابراین ۶. بعلاوه، همچنین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اتوبان یا خیابان یا بلواری که دو طرفش حالت چمنزار، علفزار، جنگل و چیزایی از این دست باشه. اینجور جاده ها معمولا دارای چشم اندازی وسیعن و شما برج و ا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱. آزاد ( مخالف اسیر ) ۲. رایگان ( مفت، مجانی ) ۳. بیکار ( مخالف مشغول ) ۴. بدونِ . . . ( مثلا بدون چربی ) ( در صورتیکه free به عنوان پسوند بیاد ) ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

این دو لغت رو کنار هم بخاطر بسپارین: ۱. overrated: یعنی چیزی که اونقدری که مردم راجع بهش میگن خوب نیست، اغراق شده ۲. underrated: یعنی چیزی که اونقدری ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

۴ تا معنی مهم داره: ۱. ( صفت ) با کیفیت ۲. ( اسم ) کیفیت ۳. ویژگی شخصیتی یا اخلاقی ( در رابطه با آدم ) ۴. ویژگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوستان حواستون به s آخرش باشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٠

این دو عبارت رو به خاطر بسپارین: 1. be likely to 2. be unlikely to اولی به معنای "احتمالا . . . ( فلان اتفاق میفتد ) " و دومی که برعکس اولیه میشه "بع ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در تمام این مدت بهتره برای "از همان ابتدا" از in the first place استفاده بشه چون all aong میتونه بعضی جاها معنی "از همون اول" نده.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

خبر داشتن دونستن اطلاع داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

لطف میکنین، محبت میکنین وقتی استفاده میشه که قراره یکی به زودی یه کاری براتوت انجام بده یا یه لطفی براتون کنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

دوستان دقت کنین s انتهای واژه تلفظ نمیشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کسی قول گرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

صاحب خانه ( مرد ) یا در واقع نقطه مقابل مستاجر یا همون tenant

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

order یعنی سفارشی که طی مدتی کوتاهی به دست میرسه ولی place order یعنی سفارشی که ثبت میکنین تا بعدن براتون ارسال بشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اون دفعه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

دوستان دقت کنید هم فعله هم اسم یعنی هم به معنای "پز" هست و هم "پز دادن". پز دادنش هم جوری نیست که ناراحت کننده باشه میتونین بعدش به طرف با خنده بگین ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٣

تفاوت hard و difficult و tough: Hard often means solid/unyielding physically or requiring great effort ( a hard rock, hard work ) ; difficult implies ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

در معنای "ارزیدن" که در قالب حرف اضافه میاد به ۴ صورت ظاهر میشه: ۱ . برای زمان حال از این دو قالب استفاده کنین: - make sth worth sth مثل: The excell ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

مقایسه loving و lovely: هر دو صفت هستند اما loving کسیه که به دیگران مخصوصا نزدیکان خودش محبت داره و به اونا عشق میورزه ولی lovely کسیه که خوشگل و دو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

انواع معانی upon همراه با مثال: ۱. روی The king sat upon his throne. ۲. در هنگام، به محضِ، بلافاصله پس از upon hearing the news, his face became ash ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

تفاوت to و toward در این هست که: to برای اشاره به مقصد به کار میره مثلا: Mary is going to the town hall. اما toward برای اشاره به جهت استفاده میشه ن ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٤

دوستان توجه کنین که towards بریتیش هست و toward آمریکن.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

یه مدل تعارفه و دقیقا معادل همون "چیزی نیست" در فارسی هست. مثلا کسی میاد در حمل چمدونتون بهتون کمک کنه بهش میگین: It's nothing, I got it,

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

احتمال اتفاق افتادن یه چیزی: Do you know what the odds are on that? دقت کنین این odds با odd فرق داره به جای هم اشتباه نگیرینشون.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

همون Ok هست گه برای تایید حرف یا پیشنهاد دیگران استفاده میشه.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

دوستان به این phrassl verbها توجه کنید: come in get in go in هر سه به معنای "وارد شدن" هستند و بسته به محتوای جمله مورد استفاده قرار میگیرن. همچنین: ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

به معنی" فاصله داشتن" هم میتونه باشه: I was one foot away.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

دوستان توجه کنین: note بریتیش هست و به معنای اسکناسه. bill آمریکن هست و به معنای اسکناسه. همچنین note به معنای نکته یا توجه هم هست. که به صورت note ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بعضی اوقات به معنای "دارای" هست: Is this thing of a value at all? آیا این اصلا ارزشی هم داره؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

دوستان این ترتیب رو در میل به انجام کارها به خاطر بسپارین: 1. Would love 2. Would like 3. Want to 4. Be going to 5. Present continuous با این ترتیب، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنی فاصله ( فاصله سنی، فیزیکی و غیره ) داشتن هست. مثال: We are two years apart. The books are eight feet apart.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به معنی گذاشتن میشه ( و به طور ضمنی اون down یعنی سطحی که داره شی رو میزاره روش دارای ارتفاع پایین تری هست نسبت به ارتفاعی که قبل از گذاشتن بوده )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

علاوه بر معانی اشاره شده، دقیقا متضاد come in هست: come in: مترادف enter یعنی وارد شدن come out: مترادف exit یعنی خارج شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

در واقع مراتب به این ترتیبه: 1. would like 2. want 3. be going to would like دوست داره یه کاریو انجام بده. want میلش نسبت به would like کمتره ولی هم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

خیلی از مواقع بجای outside در مکالمات از out هم استفاده میشه. در واقع outside معمولا به معنای بیرون از یک محیط مثلا بیرون خونه یا کافه یا غیره است و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

این لغت رو واسه مجرمایی بکار میبرن که جرمای کوچیک و پیش پا افتاده مرتکب شدن که معمولا نیاز به زندان نداره و با جریمه رفع میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

یکبار برای همیشه کاربردای این حرف اضافه رو ببینیم: ۱. به عنوان حرف اضافه برای افعال مانند get on یا put on یا turn on که بسته به فعل معنیش متفاوته و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

( اسم ) پرس و جو به معنی پرسیدن سوال برای اطلاع یافتن از موضوعیه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

دوستان توجه کنین: keep on و keep up به ظاهر هم معنی هستن اما یک تفاوت کوچیک دارن. اولی به معنای ادامه انجام کاری و در واقع "پیشروی" هست ولی دومی به م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

When should I use “hey there” or “hi there”? As a greeting, it's informal and even friendly if said to people you know ( in fact it's best not to say ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دوستان به تلفظش توجه کنین: /ˈɑːləv/