wanted

/ˈwɑːntɪd//ˈwɑːntɪd/

معنی: خواسته
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. aghdas wanted to become pure and spiritual
اقدس می خواست پاک و مقدس شود.

2. akbar wanted to get rid of the uninvited guests and be alone with his friend
اکبر می خواست مهمانان ناخوانده را از سرباز کند و با دوستش تنها بشود.

3. ali wanted also to sample the delights of country life
علی می خواست لذایذ زندگی روستایی را هم مزه کند.

4. everyone wanted to be next and nigh to her
همه می خواستند نزدیک و در کنار او باشند.

5. he wanted all the amenities of modern life
او طالب کلیه ی تسهیلات زندگی مدرن بود.

6. he wanted an escape from his distressful life in that city
او می خواست از زندگی اندوهبار خود در آن شهر فرار کند.

7. he wanted more money but i told him to get stuffed
او پول بیشتری می خواست ولی به او گفتم خدا روزیت را جای دیگری بدهد.

8. he wanted no part of the proposal
او نمی خواست با آن پیشنهاد سر و کاری داشته باشد.

9. he wanted to be metropolitan and shed his last rustic vestiges
او می خواست شهرنشین شود و آخرین آثار روستانشینی خود را محو کند.

10. he wanted to become famous and popular but all he gained was notoriety
او می خواست مشهور و محبوب بشود ولی یگانه چیزی که نصیب او شد رسوایی بود.

11. he wanted to commute his monthly pension salary into a lump sum
او می خواست حقوق ماهیانه ی باز نشستگی خود را به یک مبلغ یکجا تبدیل کند.

12. he wanted to discover the essence of the universe
او می خواست به کنه کائنات پی ببرد.

13. he wanted to do the square thing
او می خواست درست عمل کند.

14. he wanted to enjoy life to the full
او می خواست از زندگی حداکثر لذت را ببرد.

15. he wanted to escape civilization and get back to nature
او می خواست از تمدن فرار کند و به دامن طبیعت برگردد.

16. he wanted to extend his sway over all of this territory
او می خواست فرمانروایی خود را بر سرتاسر این سرزمین گسترش دهد.

17. he wanted to flee the country but he was intercepted at the border
او می خواست از کشور فرار کند ولی در مرز راهش را بستند.

18. he wanted to gain mastery over all of asia
او می خواست بر همه ی آسیا فرمانروایی کند.

19. he wanted to give a rude answer, but he paused . . .
او می خواست پاسخ دندان شکنی بدهد ولی درنگ کرد . . .

20. he wanted to intimidate the witnesses into silence
او می خواست به زور تهدید شهود را وادار به سکوت کند.

21. he wanted to join the club, but since he was jewish, they blackballed him
می خواست عضو باشگاه بشود ولی چون یهودی بود به او رای مخالف دادند.

22. he wanted to make his country a fortress of peace and stability
او می خواست کشور خود را تبدیل به قلعه ی صلح و ثبات بکند.

23. he wanted to make peace but some hard- liners were against it
او می خواست صلح کند ولی برخی طرفداران سختگیری و خشونت،مخالفت می کردند.

24. he wanted to make the country a haven of peace and prosperity
او می خواست کشور را ایمن گاه صلح و رونق کند.

25. he wanted to negotiate before naming a price
او می خواست قبل از ذکر قیمت چک و چانه بزند.

26. he wanted to punish his son, but i interceded
او می خواست پسرش را گوشمالی بدهد ولی من پا در میانی کردم.

27. he wanted to redeem the house which he had sold the year before
او می خواست خانه ای را که پارسال فروخته بود پس بخرد.

28. he wanted to spare his parents the expense of sending him to college
او می خواست هزینه ی دانشگاه رفتن خود را به والدینش تحمیل نکند.

29. he wanted to tell the news to the whole world
او می خواست آن خبر را به همه ی جهانیان اعلام کند.

30. he wanted to try his mettle against the sea
او می خواست طاقت خود را در برابر دریا بیازماید.

31. he wanted to wring the ducks neck and eat it
او می خواست گردن اردک را بپیچاند و آن را بخورد.

32. i wanted to ascertain his claim
می خواستم ادعای او را به طور مسلم معلوم کنم.

33. i wanted to cry but laughed instead
می خواستم گریه کنم ولی به جایش خندیدم !

34. i wanted to pat the cat, but it scratched my hand
خواستم گربه را ناز کنم ولی دستم را چنگ زد.

35. i wanted to start speech with him but dared not
می خواستم با او سر صحبت را باز کنم ولی جرئت نکردم.

36. napoleon wanted to become a master of europe
ناپلئون می خواست سرور اروپا بشود.

37. she wanted her finger in every political pie
او می خواست در هر کار سیاسی دخالت داشته باشد.

38. she wanted me to jump first and i deferred
او می خواست که من اول بپرم و من قبول کردم.

39. she wanted to discontinue her education
او می خواست از تحصیل دست بکشد.

40. she wanted to pigment the photograph
او می خواست عکس را رنگ بزند.

41. situation wanted ads
آگهی های تقاضای کار

42. they wanted him to repent but he was defiant to the end
از او خواستند که اظهار ندامت کند ولی او تا آخر سرسختی کرد.

43. they wanted to attack us, but we forestalled them by attacking first
آنها می خواستند به ما حمله کنند ولی ما پیشدستی کردیم و اول به آنها حمله کردیم.

44. they wanted to create revolutionary cadres in every university
آنها می خواستند درکلیه ی دانشگاه ها گروه های انقلابی به وجود آورند.

45. they wanted to depose him as leader of the party
آنها می خواستند او را از رهبری حزب برکنار کنند.

46. they wanted to mine the entrance to the persian gulf
آنها در نظر داشتند که مدخل خلیج فارس را مین گذاری کنند.

47. they wanted to overthrow the system
آنها می خواستند نظام موجود را واژگون کنند.

48. they wanted to rattle our players
آنها می خواستند روحیه ی بازیکنان مارا خراب کنند.

49. they wanted to turn the church into the fountainhead of political power in the country
آنان می خواستند کلیسا را سرچشمه ی قدرت سیاسی در کشور بکنند.

50. don quixote wanted to right the world's wrong
دان کیشوت می خواست بدهای جهان را تبدیل به نیکی بکند.

51. he is wanted for murder
به خاطر قتل دنبال او هستند.

52. he never wanted to be like the herd
او هرگز نمی خواست مثل مردم عادی باشد.

53. her father wanted an immediate marriage
پدرش خواهان عروسی فوری بود.

54. my body wanted a fence against heat and cold
در برابر سرما و گرما بدنم فاقد دفاع بود.

55. the children wanted to see who hollers the loudest
بچه ها می خواستند ببینند کی بلندتر داد می زند.

56. the help wanted column
ستون آگهی های استخدام (در روزنامه)

57. the husband wanted to sell the house but the wife would not consent
شوهر می خواست خانه را بفروشد ولی زنش رضایت نمی داد.

58. two students wanted to see the head
دو دانش آموز می خواستند رئیس مدرسه را ببینند.

59. when i wanted to introduce him, i blacked out and couldn't give his name
وقتی خواستم او را معرفی کنم حافظه ام مختل شد و نتوانستم اسمش را بگویم.

60. when robab wanted to theard a needle she squinted
وقتی که رباب می خواست سوزن را نخ کند چشمان خود را هم می کشید.

61. england and russia wanted to partition iran
انگلیس و روس می خواستند ایران را تجزیه کنند.

62. that's all i wanted to say
آنچه می خواستم بگویم همین بود.

63. the neighboring countries wanted to walk in and take over
کشورهای همسایه می خواستند بیایند و صاحب اختیار بشوند.

64. what he really wanted to say remains indefinite
آنچه که واقعا می خواست بگوید مبهم باقی مانده است.

65. you are not wanted here, so, scram!
اینجا خواهان نداری بنابراین برو گمشو!

66. an intolerant regime that wanted to impose one belief on everyone else
نظام سنگاشگری که می خواست یک اعتقاد را بر همه تحمیل کند

67. he signed that he wanted to go
اشاره کرد که می خواهد برود.

68. those political fossils who wanted to move the country backwards
آن سنگواره های سیاسی که می خواستند کشور را به قهقرا ببرند

69. she was always hardheaded about what she wanted
او همیشه درباره ی آنچه که می خواست لجاجت می کرد.

70. he negotiated them into doing exactly what he wanted
طی مذاکره آنها راواداشت که درست آن طوری که می خواست عمل کنند.

مترادف ها

خواسته (صفت)
asked, demanded, requested, wanted, required, desired, begged, wished

به انگلیسی

• requested, sought after (as a criminal)

پیشنهاد کاربران

تحت تعقیب
پیگرد ، در پیگرد ، در دست پیگرد

در تعقیب ، در دست تعقیب
خواست
متهم
تحت پیگرد
بخواهد
فراری
I'm wanted for this
من خواستار این هستم.
خواسته شده یا شدن
مثال:
You're wanted on the telephone
شما را پای تلفن می خواهند.
Help wanted
کمک خواستیم
Help wanted
کارگر استخدام می کنیم
کسی که او را می خواهند ( برای هر کاری )
درواقع همان کلمه want به صورت مفعولی و گذشته است
خواستن ، محتاج بودن
توی جمله میتونه معانیه متفاوتی بده
خواستن
شکل گذشته فعل want میباشدکه ed گرفته است به معنی خواست, خواستم, خواستیم و . . . .
تحت تعقیب
تحت پیگرد
خواستن
متهم
در تعقیب
تحت تعقیب، در دست تعقیب
تحت تعقیب، دوست داشتنی
نیازمند چیزی بودن. . . . مثلا توی آگهی روزنامه بزنن ما نیازمند یک نفر کارگر هستیم
تحت تعقیب بودن
تحت تعقیب، کلا یعنی چیزی رو بخوای
I always wanted to tell you but I couldn't
I wanted you to reach for the top fruit yourself
I to say that when he touch me, l will felt that he loved me from the bottom of his heart
همیشه میخواستم بهت بگم ولی نشد
می خواستم خودت به میوه برتر دست پیدا کنی
میگفتم زمانی که لمس کرد احساس میکنم از ته صمیم قلب ، من را دوست دارد
هشدار
بخواهی، دوست بداری
درخواست
تحت تعقیب،
He's a wanted man,
اون مرد تحت تعقیب است.
درخواستی
مورد تقاضا
خواستنی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما