پیشنهاد‌های علی ماشا اله زاده (١,٠٢٥)

بازدید
٤,٩١٩
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

بار را به منزل رسانیدن، به سرانجام رسانیدن کاری را به سر منزل مقصود رسانیدن She was determined to carry through her plans. او مصمم بود نقشه هایش را ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

برای خودت زندگی کن کاری به حرف مردم نداشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

۱ - غرق در ( هیجانات مثبت ) کردن ۲ - غرق در ( هیجانات منفی ) کردن Harriet was overwhelmed by a feeling of homesickness هریت غرق در احساس غم غربت شد T ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

سختگیر ، غیر منعطف

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

با انگیزه ، تحریک شده ، موتور کسی روشن شده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

پیشنهاد، . . ) جلوی پای. . . گذاشتن ، پیش رو نهادن It was put forth to his son

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

تاریخچه نوشتن ، شرح مختصر نوشتن ، نمایه نوشتن، شمای کلی ( از کسی یا چیزی ) نوشتن The new Chief Executive was profiled in yesterday’s newspaper.

پیشنهاد
٥

برای فراموش کردن غم و اندوه مشروب خوردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

مست خراب شدن get drunk=

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

چاک دهان را باز کردن ( و آنچه نباید گفتن بازگو کردن ) هر چه از دهانش در آمد گفت insult=

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

دوباره در دام الکل افتادن دوباره الکلی شدن ( معتاد به مشروبات الکلی شدن )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

سر به راه شدن ( دیگر مشروبات الکلی نخوردن )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پرت شدن از ( جایی ) accidentally knocked the vase off the shelf as I walked by. من اتفاقی گلدان را کوبیدم ( پرت کردم ) از روی قفسه ( افتاد ) وقتی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

۱ - امید آینده/احتمال آینده/چشم و چراغ آینده/prospective teacher ۲ - احتمال وقوعprospective damage

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

نقطه ی عطفِ. . . . هیجان انگیزترین مرحله ی. . . نقطه ی اوجِ. . . . قله ی . . .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

دلسرد نشدن و کار را تا آخر ادامه دادن روی موضع خود تا حصول نتیجه ماندن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

چربی سوزی Fat loss technology فناوری چربی سوزی ( کاهش وزن )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

خط مقدم، پیشرو، جزء اولین ها ( در یک کار )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد

هم یاری the activity of providing what you need for yourself and others with similar experiences or difficulties without going to an official organiz ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

یکنواخت ، بدون تغییر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٨

( بیکار و عاطل و باطل ) لم دادن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

نقاشی های دنباله دار ، داستان مصور ، داستان پی نما

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

انعطاف پذیری

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

باعث عود کردن. . . شدن ( بیماری، سر درد ) باعث. . . شدن ، باعث بروز. . . شدن سر باز کردن ( زخم کهنه ، مشکل قدیمی ) رو آمدن/ رو آوردن /تازه کردن ( ی ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

نوار ( صوتی، ویدیویی )

پیشنهاد
٢٠

دل را به دریا زدن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

۱ - پروار کردن، بار دار کردن، باروری ۲ - مرد زن باز

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

۱ - هم گام، هم قدم ۲ - هم رای، هم پا،

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

پرتاب آخر ( در بسکتبال ) پرتاب امتیازی ( پرتاب توپ به قصد کسب امتیاز )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

مربی بهره وری، مربی کارایی ، مربی عملکرد

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

بطور آزاردهنده ای جلوی صورت ( جلوی چشم ) ( چیزی ) تو ذوق ( زدن ) I hate all these pop - up ads in my face when I'm just trying to look something u ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

تعمق کردن در

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

[T] کار کشیدن از ، فشار آوردن به you should strain your mind/brain/head [I] زور زدن، تقلا کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

چالشهای بسیار، مشکلات ( فرا روی ) بسیار

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

دریافت ( انرژی، غذا، ویتامین، کلسیم، . . . ) در بدن جذب ( انرژی، غذا، ویتامین، کلسیم، . . . . ) در بدن

پیشنهاد
١

اختلال کم توجهی ( در کودکان ) اختلال بیش فعالی ناشی از کم توجهی ( به کودکان )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

کار بیرونی، کار در فضای باز ( خارج شرکت )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٥

گردش پول

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تذکر لسانی دادن، متنبه کردن، ارشاد کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

( مجازی ) جنگیدن ( برای یک عقیده، هدف، حق ) تلاش کردن ( برای اثبات یا بدست آوردن چیزی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

تناسب داشتن، متناسب بودن، به هم آمدن ( از لحاظ رنگ، . . . از یک خانواده بودن )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٠

منزلت، شان، حرمت Teachers are held in low regard in the societyمعلمین در منزلت ( اجتماعی ) پایینی نگه داشته میشوند در این جامعه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

تف به این شانس ( تف به این کاری که کردم ) عجب کار اشتباه کردم ( همه چی را بر باد دادم )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

حرکتی، جنبشی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٤

رها کردن ( احساسات، عواطف، بغض، فریاد ) His comments unleashed a wave of protest اظهار نظر هایش موجی از اعتراضات را به راه انداخت ( رها کرد )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

( پول، انرژی ) برداشت کردن، برداشتن، بهره برداری کردن چون کلمه ی tapیعنی با دست ضربه زدن میباشد لذا در طیف مجازی آن هم برداشت کردن ( فرضا با دست ) از ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

رو کردن، پیدا کردن ( کشف کردن ) After seven months on the case, the police failed to turn up any any real clues بعد از ۷ ماهروی این پرونده، پلیس نتو ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٦

همه جانبه، که همه ی جنبه ها و زوایا را در بر می گیرد، کلی، کل نگر Identity is a collection of beliefs. Identity is a global belief هویت یک مجموعه از ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

به . . . . فکر نکردن Put it behindبهش فکر نکن. ( بگذارش کنار از ذهنت )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦

بنا کردن، پایه ریزی کردن I must ground my efforts in loveمن باید تلاش هایم را در زمینه ی عشق پایه ریزی کنم/بنا کنم