تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

پذیرا ، مهربان ، خوش برخورد a hotel with approachable staff هتلی با کارکنان خوش برخورد ♦️♦️♦️♦️

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

پنهان شدن 🃏🃏 to hide is to try not to let others see you the other children will hide while you count to 100 بقیه بچه ها پنهان میشن تا تو تا 100 بش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کف the bottom is the lowest part 🎴🎴🎴 the bottom of my shoe has a hole in it در کف کفش من یک سوراخ وجود دارد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

حمله کردن to attack is to try to fight or to hurt 🀄️🀄️🀄️ the man with mask attacked the other man مرد با ماسک به مرد دیگر حمله کرد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

متخصص هماتولوژی ( خون شناسی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

خوب the weather is very nice هوا خیلی خوبه 🕐🕐🕐🕐

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

دختر the girl whom you met is my sister 🕑 دختری که تو ملاقاتش کردی خواهر من است

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

آسان Some of the scientists did not have easy lives بسیاری از دانشمندان زندگی راحتی نداشتند 🕑🕑🕑

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

مردان Many great men and women try hard to find facts 🕒🕒🕒 بسیاری از زنان و مردان بزرگ برای پیدا کردن حقایق سخت تلاش می کنند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

دانش Human knowledge develops with scientists’ hard work دانش بشری با سخت کوشی دانشمندان توسعه می یابد 🕕🕕

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

زندگی Actually I learned many interesting things about our scientists’ lives در واقع من چیز های زیاد جالبی در مورد زندگی دانشمندانمان یاد گرفتم 🕘🕘 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

این چنین 🕛🕛 such books are not very interesting این چنین کتاب ها خیلی جذاب نیستند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دانشمند I was reading a book about famous Iranian scientists من داشتم یک کتاب درباره دانشمندان ایرانی می خواندم🕝🕝

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کتابخانه 🕞🕞 Roya and Mahsa are leaving the library رویا و مهسا در حال ترک کردن کتابخانه هستند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

بو دادن the flower smells good گل بوی خوبی می دهد 🕞

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

به نظر رسیدن 🕟 Tom seems bad تام بد به نظر می رسد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

به نظر رسیدن she appears beautiful او زیبا به نظر می رسد 🕠

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

خواب آلود 🕡🕡 I feel sleepy من احساس خواب آلودگی میکنم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

امروز Ali looks happy today 🕢🕢 علی امروز خوشحال به نظر می رسه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

ضعیف he is getting weak 🕣 او در حال ضعیف شدن است

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

شدن he became old او پیر شد 🕤🕤

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

متزلزل شده 🕦🕦 After the accident, his confidence in his ability to drive was completely rattled بعد از تصادف، اعتمادش به تواناییش در رانندگی کاملاً ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

بزرگ ، عظیم I found a massive collection of old books on literature in my aunt’s library 🕧 من یک مجموعه ی بزرگ از کتابهای قدیمی در مورد ادبیات در کت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

ارزیابی 🏳️🏳️ Before filing for bankruptcy, it is advisable to get an evaluation done by a bankruptcy attorney قبل از ثبت رسمی برای ورشکستگی، معقول ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

پیش بینی نشده 🏴🏴 We had some unforeseen problems with the new engine though we had expected it would work well. ما چند مشکل پیشبینی نشده با موتور ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

عصبانیت ، اضطراب ، تنش 🏴‍☠️🏴‍☠️ We could feel the tension in the room as we waited for our exam results ما میتوانستیم تنش را در اتاق احساس کنیم وقت ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

غمگین My little nephew was very gloomy because his best friend had moved away permanently برادرزادة کوچکم خیلی غمگین بود چون بهترین دوستش برای همیشه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

اجرا 🚩🚩 The festival of Asian Arts and Music will include two days of live performance جشنواره موزیک و هنرهای آسیایی شامل دو روز اجراهای زنده خواه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

عادت نکرده ، خو نگرفته 🏳️‍🌈🏳️‍🌈 I am unaccustomed to receiving gifts from the people whom I don’t know well من عادت نکرده ام ( عادت ندارم ) که ا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

به خاطر ، به دلیل 🇰🇳🇰🇳 On account of a breakdown in their computer, the bank had to stop business for a while به خاطر اختلال در کامپیوترشان، بانک ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

فریاد زدن 🇱🇨🇱🇨 Why are you shouting aloud �چرا دارید با صدای بلند فریاد میزنید؟

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

چون Since the weather was fine, we went out for a walk. چون که هوا خوب بود، رفتیم بیرون قدمی بزینم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

مسئولیت پذیر As a parent, you should be more responsible for your child’s behavior به عنوان یک ولی، شما باید بیشتر مراقب رفتار فرزندت باشی. 🇵🇲🇵🇲

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

اینجا 🇻🇨🇻🇨 he works here as a teacher او در این جا به عنوان یک معلم کار می کند.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

خیلی As he was too tired, he didn’t feel like going to the gym. چون که او خیلی خسته بود، حوصله باشگاه رفتن نداشت 🇸🇩🇸🇩

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

وقتی که 🇸🇷🇸🇷 I saw him as I was walking in the park او را دیدم وقتی که در پارک می دویدم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

متنفر بودن 🇸🇪🇸🇪 . child a was I when school disliked I از مدرسه متنفر بودم وقتی یک بچه بودم.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

بانک 🇨🇭🇨🇭 The man invited to the party works in a bank. مردی که به جشن دعوت شد در یک بانک کار می کند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

فرودگاه The man going to the airport is my father. مردی که به فرودگاه می رود پدرم است 🇸🇾🇸🇾

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

درس دادن 🇹🇼🇹🇼 The man teaching English came here yesterday مردی که انگلیسی درس می دهد دیروز به اینجا آمد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

نوشته شد 🇹🇯🇹🇯 The letter written last week arrived today نامه ای که هفته ی قبل نوشته شد ، امروز رسید

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

دید The boy whom I saw yesterday can speak English. پسری که دیروز دیدم می تواند انگیسی حرف بزند. 🇹🇿🇹🇿

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

آمد 🇹🇭🇹🇭 The man who came by bus is a painter. آن مردی که با اتوبوس آمد یک نقاش است.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

هستم 🇹🇱🇹🇱 I am too busy to talk to you now من بسیار مشغول هستم برای راه رفتن با تو امروز

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

تست ، آزمون 🇹🇬🇹🇬 The test was too difficult to finish آزمون برای تمام کردن بسیار سخت بود

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

دوربین 🇹🇰🇹🇰 This camera is too expensive for me to buy این دوربین برای من برای خریدن بسیار گران است

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

نیست 🇹🇴🇹🇴 He is not old enough to go to school او به اندازه ی کافی برای مدرسه رفتن بزرگ نیست

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

او ( مذکر ، مرد ) 🇹🇹🇹🇹 He had enough experience to get the job اون به اندازه ی کافی تجربه برای گرفتن شغل داشت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

آن 🇹🇳🇹🇳 He didn’t have enough money to buy that car او به اندازه ی کافی پول نداشت که آن ماشین را بخرد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

آفتابی 🇹🇷🇹🇷 It is such sunny weather that he can play tennis in the park آب و هوای آفتابی بود ب همین دلیل او میتواند در پارک تنیس بازی کند