tinabailari

tinabailari Watch out, I defeat the pain✨👽 💥

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



forgive١٥:١٦ - ١٤٠٠/٠٣/١٧بخشیدن ، عفو کردن I'd never forgive myself if anything happened to the kids اگر اتفاقی برای آن کودکان بیفتد، من هیچگاه خودم را نمیبخشم 👧🏻گزارش
14 | 1
pass١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/١١قبول شدن If you don't study, you will not pass اگر درس نخوانی، قبول نخواهی شد. 📘گزارش
21 | 1
gain weight١٨:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/١١چاق شدن، اضافه وزن پیدا کردن If you eat fast food, you will gain weight اگر فست فود بخورید، چاق خواهید شد 🍔🍔گزارش
12 | 1
mother tongue٠٩:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٨زبان مادری What's your mother tongue زبان مادری ات چیست؟گزارش
18 | 1
emotional٢٢:٥١ - ١٣٩٩/١٢/١٤هیجانی ، احساسی ، عاطفی I felt quite emotional during the wedding ceremony. من در مراسم عروسی احساساتی شدم. 💒💒💒💒💒گزارش
16 | 1
balanced٢٢:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٤متعادل A balanced diet is essential for rapid growth. یک رژیم متعادل برای رشد سریع ضروری است. 🍴🍴گزارش
23 | 1
addiction٢٢:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/١٤اعتیاد ، میل وافر His addiction began with prescription drugs. اعتیاد او از داروهای تجویزی آغاز شد 💊💊💊💊گزارش
21 | 1
habit٢٢:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/١٤عادت ، خوی I always buy the same brand of toothpaste out of habit من همیشه از روی عادت نوع خاصی خمیردندان می خرم🦷🦷🦷گزارش
18 | 1
harmful٢٢:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/١٤مضر ، زیان آور ، پر زیان Food must be heated to a high temperature to kill harmful bacteria. غذا باید به منظور کشتن باکتری های مضر تا دمای بالا گرم ... گزارش
12 | 1
serving٢٢:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/١٤پُرس ، وعده Have at least five servings of fruits or vegetables a day . حداقل پنج وعده میوه و سبزیجات در روز باید بخورید 🍽🍽🍽🍽گزارش
12 | 1
heart attack٢٢:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/١٤حمله قلبی John had a heart attack three years ago سه سال قبل به جان حمله ی قلبی دست داد ❣️گزارش
9 | 1
blood pressure٢٢:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/١٤فشار خون The nurse will take your blood pressure in a moment . پرستار فشار خونتان را اندکی بعد خواهد گرفت. 🩸🩸🩸🩸گزارش
9 | 1
heartbeat٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/١٤ضربان قلب ، تپش قلب The doctor told you that your father has a steady heartbeat. دکتر به شما گفت که پدر شما ضربان قلب یک نواختی دارد 💗💗💗گزارش
7 | 1
diet٢٢:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/١٤رژیم غذایی 🥗🥗🥗 I'm going on a diet next week and hope to lose ten pounds before Christmas . من هفته ی بعد می خواهم رژیم غذایی بگیرم و امیدوارم قبل ... گزارش
2 | 1
get together١٦:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٢دور هم جمع شدن why don't we all get together for lunch one day چرا یک روز برای نهار ما دور هم جمع نمیشیم ؟#️⃣#️⃣#️⃣گزارش
5 | 1
get١٦:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٢گرفتن *️⃣*️⃣*️⃣ I need to get a new battery for my camera من نیاز دارم که یک باتری جدید برای دوربینم بگیرمگزارش
5 | 1
reality٢٠:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٢٥واقعیت آرزوهاتو تبدیل به واقعیت کن! Make your dreams reality !گزارش
9 | 1
tonic٢٠:١١ - ١٣٩٩/١١/٢٥موهایت دارد می ریزد ( کم پشت است ) احتیاج به داروی تقویت دارد Your hair is getting rather thin. It needs a tonic گزارش
5 | 1
get along١٨:٥٤ - ١٣٩٩/١١/١٨دوستانه به سر بردن ، رابطه خوبی داشتن Richard and his sister don't get along ریچارد و خواهرش با هم رابطه خوبی ندارند 👿گزارش
12 | 1
actions speak louder than words١٧:١٣ - ١٣٩٩/١١/١٨🔆Mary kept promising to get a job. John finally looked her in the eye & said "Actions speak louther than words! "🔆 🎀مری همش قول می داد کاری پیدا ... گزارش
12 | 1
actions speak louder than words١٧:١٢ - ١٣٩٩/١١/١٨🍭Actions speak louder than words🍭 🧚‍♀️باید عمل کرد ، حرف زدن کافی نیست . 🧚‍♀️گزارش
16 | 1
prisoner١٧:٠٠ - ١٣٩٩/١١/١٨زندانی Men are not prisoners of fate , but only prisoners of their owns انسان زندانی سرنوشت نیست ، بلکه زندانی ذهنش است ⛓⛓⛓⛓⛓⛓ فرانکلین روزولت Frank ... گزارش
14 | 1
extensive١٥:٤٤ - ١٣٩٩/١١/١٦گسترده Extensive research has been done into this disease تحقیقات گسترده ای درباره این بیماری انجام شده است 🔬🔬گزارش
12 | 1
develop١٤:٢١ - ١٣٩٩/١١/١٦ظاهر کردن یا شدن ( فیلم ) for some reasons , the last film I took didn't develop properly بخاطر چند دلیل ، فیلم آخری که من گرفتم به طور کامل ظاهر نش ... گزارش
18 | 1
counteract١٣:٥٧ - ١٣٩٩/١١/١٦عمل متقابل کردن ، خنثی کردن ، بی اثر کردن ☢☢☢☢ the drug counteracts the effects of the poison آن دارو اثرات سم را خنثی می کندگزارش
21 | 1
conservative١٣:٥٢ - ١٣٩٩/١١/١٦محافظه کار ، پیرو سنت قدیم 👴👴👴 It is an extremely conservative society این یک جامعه به شدت پیرو سنت قدیم استگزارش
2 | 1
ambitious١٢:٣٨ - ١٣٩٩/١١/١٦بلند پرواز ، جاه طلب he is an ambitious young lawyer او یک وکیل جوان بلند پرواز است 👨‍⚖️👨‍⚖️گزارش
9 | 1
achievement١٢:٣٤ - ١٣٩٩/١١/١٦دستیابی ، پیروزی ، موفقیت they were proud of their children's achievements آن ها به دستاورد های فرزندانشان مفتخر بودند 🥇🥇🥇گزارش
14 | 1
penetration١٨:٤٤ - ١٣٩٩/١١/١٤نفوذ ⏬⏬⏬ sunscreens can help reduce the penetration of ultraviolet rays into the skin کرم های ضد آفتاب میتوانند در کاهش نفوذ اشعه های فرابنفش به داخل ... گزارش
5 | 1
remember١٧:٠١ - ١٣٩٩/١١/١١به یاد داشتن I wanted to remember this day at the beach forever so I took lots of pictures میخوام این روز ساحلی رو تا ابد به یاد داشته باشم بنابراین ... گزارش
5 | 1
slow your roll١٦:٥٠ - ١٣٩٩/١١/١١اصطلاعه 🔼🔼🔼 به معنی : آروم باش come down گزارش
7 | 1
collision١١:٢٤ - ١٣٩٩/١١/٠٩تصادف ، ضربه there was a collision between the two boats بین دو قایق ، تصادفی وجود داشت ⬅️⬅️⬅️⬅️گزارش
9 | 1
chew١١:٢١ - ١٣٩٩/١١/٠٩جویدن we're not allowed to chew gum in class ما اجازه نداریم که در کلاس آدامس بجویم ⬆️گزارش
9 | 1
last٢١:٢٠ - ١٣٩٩/١١/٠٧قبل The house was cleaned last week خانه، هفته پیش تمیز شد ↘️↘️↘️گزارش
14 | 1
door٢١:٢٢ - ١٣٩٩/١١/٠٧در The door will be opened در باز خواهد شد ⬇️⬇️⬇️گزارش
9 | 1
open٢١:٢١ - ١٣٩٩/١١/٠٧باز کردن ( فعل ) He will open the door او در را باز خواهد کرد ↗️گزارش
2 | 1
clean٢١:٢٠ - ١٣٩٩/١١/٠٧تمیز کردن ( فعل ) Sara cleaned the house last week سارا خانه را هفته پیش تمیز کرد ↙️↙️گزارش
12 | 1
butter٢١:١٩ - ١٣٩٩/١١/٠٧Butter is made from milk کره از شیر درست می شود ↖️گزارش
12 | 1
milk٢١:١٨ - ١٣٩٩/١١/٠٧He makes butter from milk او از شیر کره درست می کند ↕️گزارش
9 | 1
immediately٢٠:٥٠ - ١٣٩٩/١١/٠٤فورا He may die unless he is taken to hospital immediately او ممکن است که بمیرد اگر چه سریعا به بیمارستان برده شد ↔️گزارش
9 | 1
میزبانی کردن١٨:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/٣٠💁hosting میزبانی کردنگزارش
5 | 1
alike٢١:٢٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٨شبیه به هم people often think my sister and I look alike ↩️↩️ مردم اغلب فکر میکنند که من و خواهرم شبیه یکدیگر هستیمگزارش
9 | 1
locked٢٢:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٧قفل The door to his bedroom was locked در اتاق خواب او قفل بود 🔀🔀🔀🔀گزارش
16 | 1
empty٢٢:٠٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٧خالی The room was full of empty chairs اتاق پر از صندلی های خالی بود⤴️⤴️⤴️گزارش
12 | 1
huge٢٢:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٧بسیار بزرگ There is a huge blackboard in our class تخته سیاه بزرگی در کلاس ما وجود دارد ⤵️⤵️گزارش
21 | 1
quiet٢٢:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٧ساکت Students are expected to be quiet in the classroom انتظار می رود که دانش آموزان در کلاس ساکت باشند 🔁🔁گزارش
14 | 1
build٢٢:٠١ - ١٣٩٩/١٠/٢٧ساختن 🔂🔂🔂 They're building a new school in the town آن ها در حال ساخت مدرسه جدیدی در شهر هستندگزارش
9 | 1
nonprescription١٦:٠٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٥داروی قابل خرید بدون نسخه پزشکگزارش
7 | 1
memory١٩:١٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٢حافظه listening to 5 to 10 songs a day can improve memory 🔄🔄 گوش دادن به ٥ تا ١٠ موزیک در روز می تواند باعث افزایش حافظه گردد گزارش
14 | 1
communicate١٨:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٥ارتباط برقرار کردن We communicate with one another by means of language ما با استفاده از زبان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم ➖➖➖گزارش
12 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



take after٢٠:٢٠ - ١٣٩٩/١١/٢٥
• Do you take after your mother or father?
تو شبیه مادرت هستی یا شبیه پدرت هستی ؟
9 | 1
circumstance١٣:٠١ - ١٣٩٩/١١/١٦
• Let's say you saw your friend cheating on a test; what would you do in that circumstance?
بیا فرض کنیم که تو تقلب دوستت در امتحان را دیدی ؛ در آن شرایط تو چه کار میکردی ؟ 📃📃
16 | 1
concentrate١١:٢٧ - ١٣٩٩/١١/٠٩
• I can't concentrate on my work.
من نمی توانم بر روی کارم تمرکز کنم ➡️➡️➡️
9 | 1
homemaker٠٨:٤٢ - ١٣٩٩/١٠/١٨
• Mom is a fulltime homemaker, and teaches Darli and I.
مادرم یک خانه دار تمام وقت است و به من و دارلی آموزش میدهد 🔃🔃🔃
5 | 1
immoral٢٠:١٣ - ١٣٩٩/٠٥/٣٠
• It's immoral to steal.
دزدیدن کار غیر اخلاقی است
9 | 1
immoral٢٠:١٢ - ١٣٩٩/٠٥/٣٠
• It's immoral to sleep with someone of you're not in love.
این غیر اخلاقی است که با کسی که دوستش ندارید بخوابید
12 | 1
knowledge١٩:٤٤ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧
• Reading books will increase your knowledge.
خواندن کتاب ها ، دانش شما را افزایش خواهد داد 🕓🕓
12 | 1
knowledge١٩:٤٣ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧
• I had no real knowledge of this person before I went to hear him speak.
قبل از اینکه برم برای شنیدن حرف او ، هیچ آگاهی واقعی از این شخص نداشتم 🕔🕔
25 | 2
live١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧
• I don't want to be stuck in this boring place all my life. I want to live!
من نمی خواهم تمام زندگی ام را در این مکان خسته کننده گیر کنم . من می خواهم زندگی کنم 🕖🕖
14 | 1
live١٩:٣٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧
• Few people lived after the crash.
افراد کمی بعد از تصادف زنده ماندند 🕗🕗
21 | 1
useful١٩:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧
• She told Fred to make himself useful.
او به فرِد گفت که چطور خود را مفید بسازد 🕚🕚
9 | 1
scientist١٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٧
• As a scientist,he disbelieves in Jesus.
به عنوان یک دانشمند ، او به حضرت عیسی اعتقاد ندارد 🕜🕜
12 | 1
voyage٢٢:٠٢ - ١٣٩٨/١٢/٢٩
• His voyages became popular reading.
سفر های دریایی او تبدیل به نوشته ای محبوب شد
14 | 1
fill out٢١:٥١ - ١٣٩٨/١٢/٢٩
• Could you fill out this form?
میشه این فرم رو پر کنی ؟؟
7 | 1
butterfly١٧:١٠ - ١٣٩٨/١٢/٢٩
• Love is like a butterfly.
عشق مانند یک پروانه است
16 | 1
ANT١٧:٠٣ - ١٣٩٨/١٢/٢٩
• important
مهم ، با اهمیت
16 | 1
well١٩:٥٠ - ١٣٩٨/١٠/٢٥
• Chew your food well.
غذای خود را خوب بجوید ✒️
16 | 1
know١٧:١٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢
• He is the only one in the family who knows about the accident.
او تنها کسی در خانواده است که درباره حادثه میداند 0️⃣
25 | 1
shampoo١٦:٣٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢
• He washes his hair with an expensive shampoo.
او ( مذکر ) موهایش را با یک شامپوی گران قیمت میشوید
25 | 1
prefer١٦:١٥ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢
• I don't mind your borrowing my clothes, but I prefer it when you ask me first.
من ناراحت نمیشوم که تو لباس هایم را قرض بگیری ولی من ترجیح میدهم که تو اول از من بپرسی 🔢
21 | 1
SEA١٦:٠٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٢
• sea smells
بوی دریا
21 | 1
off٢٢:٥٧ - ١٣٩٨/٠٦/٠٤
• This wallpaper is coming off.
این کاغذ دیواری داره کنده میشه
48 | 1
smashup٠٨:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣١
• The phone both had been completely smashed up.
تلفن عمومی به طور کامی خراب شده بود
30 | 1
smelly١٠:٢٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٣
• Pick up your smelly socks and put them in the laundry basket.
جوراب های بودار و متعفنت را بردار و آنها را در سبد لباسشویی بگذار .
30 | 1
foreigner١٥:٤٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
• He is a foreigner.
او ( اشاره به فردی مذکر ) یک خارجی است.
106 | 8