برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

tinabailari

Watch out, I defeat the pain✨👽💥

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 فورا
He may die unless he is taken to hospital immediately
او ممکن است که بمیرد اگر چه سریعا به بیمارستان برده شد ↔️
١٣٩٩/١١/٠٤
|

2 💁hosting
میزبانی کردن
١٣٩٩/١٠/٣٠
|

3 شبیه به هم
people often think my sister and I look alike ↩️↩️
مردم اغلب فکر میکنند که من و خواهرم شبیه یکدیگر هستیم
١٣٩٩/١٠/٢٨
|

4 خالی
The room was full of empty chairs
اتاق پر از صندلی‌های خالی بود⤴️⤴️⤴️
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

5 قفل
The door to his bedroom was locked
در اتاق خواب او قفل بود 🔀🔀🔀🔀
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

6 بسیار بزرگ
There is a huge blackboard in our class
تخته سیاه بزرگی در کلاس ما وجود دارد ⤵️⤵️
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

7 ساکت
Students are expected to be quiet in the classroom
انتظار می‌رود که دانش آموزان در کلاس ساکت باشند 🔁🔁
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

8 ساختن 🔂🔂🔂
They're building a new school in the town
آن‌ها در حال ساخت مدرسه جدیدی در شهر هستند
١٣٩٩/١٠/٢٧
|

9 داروی قابل خرید بدون نسخه پزشک ١٣٩٩/١٠/٢٥
|

10 حافظه
listening to 5 to 10 songs a day can improve memory 🔄🔄
گوش دادن به ٥ تا ١٠ موزيك در روز مي تواند باعث افزايش حافظه گردد

١٣٩٩/١٠/٢٢
|

11 احترام گذاشتن 🎵🎵🎵
Children respect their parents
بچه‌ها به والدینشان احترام می‌گذارند
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

12 با ارزش
The museum has a fine collection of valuable glass
موزه کلکسیون خوبی از شیشه‌های با‌ارزش دارد 🔃🔃🔃
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

13 در معرض خطر
We must help endangered animals 🎶
ما باید به حیوانات در معرض خطر کمک کنیم
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

14 ارتباط برقرار کردن
We communicate with one another by means of language
ما با استفاده از زبان با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنیم ➖➖➖
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

15 ارتباط
Television is an important means of communication
تلویزیون نوعی وسیله‌ی ارتباطی مهم است ➕➕➕
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

16 علی رغم
We played football despite the bad weather
ما علی‌رغم هوای بد فوتبال بازی کردیم ➗➗➗
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

17 تغییر کردن
The price of gold varies from day to day
قیمت طلا روز به روز تغییر می‌کند ✖️✖️✖️
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

18 توانایی
He has the ability to do things well ♾♾♾
او این توانایی را دارد تا کارها را به خوبی پیش ببرد
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

19 زبان اشاره
She can't hear or talk, she uses sign language for communication 💱
او نمی‌تواند بشنود یا صحبت کند، او از زبان اشاره برای برقراری ...
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

20 جامعه
We live in a large society 💲💲💲
ما در یک جامعه‌ی بزرگ زندگی می‌کنیم
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

21 قرن
Every 100 years is a century
هر صد سال یک قرن است ™️™️
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

22 سفر کردن
My friend has traveled around the world
دوست من دور دنیا سفر کرده است �️�️�️
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

23 محبوب
She's the most popular teacher in the school
او محبوب‌ترین معلم در مدرسه است 👁‍🗨👁‍🗨👁‍🗨
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

24 درصد
You got 20 percent of the answers right
شما 20 درصد درست جواب دادید �️�️�️
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

25 وجود داشتن
Poverty still exists in the country
هنوز در کشور فقر وجود دارد 🔙🔙🔙
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

26 بومی
English is not my native language
انگلیسی زبان بومی من نیست 🔚🔚🔚
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

27 قاره
There are five large continents in the world
پنج قاره‌ی بزرگ در جهان وجود دارد 🔛🔛🔛
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

28 ناحیه ، منطقه
Grapes from this region are very delicious
انگورهای این منطقه خیلی خوشمزه‌اند 🔝🔝🔝
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

29 صادق بودن
To be honest, I don't think it will be possible
صادقانه بگویم، فکر نمی‌کنم امکان پذیر باشد 〰️
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

30 نکته
You discussed a good point 🔜
شما در‌مورد نکته‌ی خوبی بحث کردید
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

31 سلیس و روان
I like to speak English fluently ➰
دوست دارم انگلیسی را روان صحبت کنم
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

32 کاملاً ، قطعاً ➿➿➿
I trusted him absolutely
من کاملاً به او اعتماد داشتم
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

33 تجربه
The best way to learn is by experience
بهترین روش یادگیری از طریق تجربه است ✔️
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

34 در کنارِ ، بعلاوهِ
Do you play any other sports besides football
آیا ورزش دیگری در کنار فوتبال بازی می‌کنی ☑️☑️☑️
١٣٩٩/١٠/٠٥
|

35 ناگهانی
he stopped smoking cold turkey
او ناگهانی سیگار کشیدن را ترک کرد 🔘
١٣٩٩/٠٩/١٨
|

36 چای سبز
she has to drink a little green tea every day
او باید هر روز کمی چای سبز بنوشد 🔴🔴🔴
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

37 کره
how much butter do we need
چه قدر کره نیاز داریم 🧈🧈🧈🧈
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

38 فرش
how much does this carpet cost
قیمت این فرش چه قدر است 🟠🟠
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

39 مداد
how many pencils do you have in your bag
چند تا مداد در کیفت داری 🟡🟡🟡🟡🟡🟡
١٣٩٩/٠٩/١٥
|

40 قهوه
the coffee which they drink is very strong
قهوه ای که آن ها می نوشند خیلی غلیظ است 🟢
١٣٩٩/٠٩/١٥
|

41 محلی ، بومی
Spanish is Diego's native language
اسپانیایی زبان محلی دیگو است 🔵🔵🔵
١٣٩٩/٠٩/١١
|

42 سیاره مریخ 🟣🟣
Does water really exist on Mars
آیا واقعا آب در سیاره مریخ وجود دارد
١٣٩٩/٠٩/١١
|

43 ناحیه
Mazandaran is one of the best farming regions of Iran
مازندران یکی از بهترین نواحی کشاورزی در ایران است ⚫️⚫️⚫️
١٣٩٩/٠٩/١١
|

44 ناشنوا
deaf people use sign language to communicate ⚪️⚪️
مردم ناشنوا از زبان اشاره برای ارتباط برقرار کردن استفاده می کنند
١٣٩٩/٠٩/١١
|

45 مقدس
The Holy Quran is available in more than 100 languages
قرآن مقدس در بیش از 100 زبان وجود دارد 🟤🟤🟤🟤🟤
١٣٩٩/٠٩/١١
|

46 شکل ، حالت
most languages of the world have no written form
بیشتر زبان های دنیا شکل نوشتاری ندارند 🔺🔺🔺🔺
١٣٩٩/٠٩/١١
|

47 حدودا ، تقریبا
there are about 7000 languages in the world
تقریبا 7000 زبان در جهان وجود دارد 🔻🔻🔻🔻
١٣٩٩/٠٩/١١
|

48 تعظیم کردن
he bowed to the queen
او برای ملکه تعظیم کرد 🔸
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

49 شخصیت
those two sisters completely have different characters
اون دو خواهر شخصیت های کاملا متفاوتی دارند 🔹🔹🔹🔹🔹
١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

50 کرم خوردگی دندان
my dentist said I have a cavity which will have to be treated
دندان پزشکم گفت که من یک کرم خوردگی دارم که باید درمان شود🔶
١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 homemaker
• Mom is a fulltime homemaker, and teaches Darli and I.
• مادرم یک خانه دار تمام وقت است و به من و دارلی آموزش میدهد 🔃🔃🔃
١٣٩٩/١٠/١٨
|

2 immoral
• It's immoral to steal.
• دزدیدن کار غیر اخلاقی است
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

3 immoral
• It's immoral to sleep with someone of you're not in love.
• این غیر اخلاقی است که با کسی که دوستش ندارید بخوابید
١٣٩٩/٠٥/٣٠
|

4 knowledge
• Reading books will increase your knowledge.
• خواندن کتاب ها ، دانش شما را افزایش خواهد داد 🕓🕓
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

5 knowledge
• I had no real knowledge of this person before I went to hear him speak.
• قبل از اینکه برم برای شنیدن حرف او ، هیچ آگاهی واقعی از این شخص نداشتم 🕔🕔
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

6 live
• I don't want to be stuck in this boring place all my life. I want to live!
• من نمی خواهم تمام زندگی ام را در این مکان خسته کننده گیر کنم . من می خواهم زندگی کنم 🕖🕖
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

7 live
• Few people lived after the crash.
• افراد کمی بعد از تصادف زنده ماندند 🕗🕗
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

8 useful
• She told Fred to make himself useful.
• او به فرِد گفت که چطور خود را مفید بسازد 🕚🕚
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

9 scientist
• As a scientist,he disbelieves in Jesus.
• به عنوان یک دانشمند ، او به حضرت عیسی اعتقاد ندارد 🕜🕜
١٣٩٩/٠٥/٠٧
|

10 voyage
• His voyages became popular reading.
• سفر های دریایی او تبدیل به نوشته ای محبوب شد
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

11 fill out
• Could you fill out this form?
• میشه این فرم رو پر کنی ؟؟
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

12 butterfly
• Love is like a butterfly.
• عشق مانند یک پروانه است
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

13 ant
• important
• مهم ، با اهمیت
١٣٩٨/١٢/٢٩
|

14 well
• Chew your food well.
• غذای خود را خوب بجوید ✒️
١٣٩٨/١٠/٢٥
|

15 know
• He is the only one in the family who knows about the accident.
• او تنها کسی در خانواده است که درباره حادثه میداند 0️⃣
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

16 shampoo
• He washes his hair with an expensive shampoo.
• او ( مذکر ) موهایش را با یک شامپوی گران قیمت میشوید
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

17 prefer
• I don't mind your borrowing my clothes, but I prefer it when you ask me first.
• من ناراحت نمیشوم که تو لباس هایم را قرض بگیری ولی من ترجیح میدهم که تو اول از من بپرسی 🔢
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

18 sea
• sea smells
• بوی دریا
١٣٩٨/٠٩/٢٢
|

19 off
• This wallpaper is coming off.
• این کاغذ دیواری داره کنده میشه
١٣٩٨/٠٦/٠٤
|

20 smash up
• The phone both had been completely smashed up.
• تلفن عمومی به طور کامی خراب شده بود
١٣٩٨/٠٥/٣١
|

21 smelly
• Pick up your smelly socks and put them in the laundry basket.
• جوراب های بودار و متعفنت را بردار و آنها را در سبد لباسشویی بگذار .
١٣٩٨/٠٣/٢٣
|

22 foreigner
• He is a foreigner.
• او (اشاره به فردی مذکر)یک خارجی است.
١٣٩٧/٠٩/١٨
|