tomorrow

/təˈmɑːˌroʊ//təˈmɒrəʊ/

معنی: فردا، روز بعد
معانی دیگر: (مجازی) آینده

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the day after today.

(2) تعریف: a future time.

- the cities of tomorrow
[ترجمه پدرت] فردای شهر
|
[ترجمه ترگمان] شهرها فردا
[ترجمه گوگل] شهرهای فردا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
قید ( adverb )
(1) تعریف: on the day after today.

(2) تعریف: at a future time.

جمله های نمونه

1. tomorrow he is going to turn fifty
فردا پنجاه ساله خواهد شد.

2. tomorrow night
فردا شب

3. tomorrow the house will vote
فردا مجلس رای خواهد داد.

4. tomorrow the teacher will examine each one of us
فردا معلم هر یک از ما را امتحان خواهد کرد.

5. tomorrow the weather will be overcast
فردا هوا ابری خواهد بود.

6. tomorrow week
هشت روز دیگر

7. tomorrow will be cold and cloudy
فردا سرد و ابری خواهد بود.

8. tomorrow will be one year to the day since she died
فردا درست یک سال است که مرده است.

9. not tomorrow
فردا نه

10. call me tomorrow evening
فردا شب به من تلفن بزن.

11. come by tomorrow
فردا بیا،فردا سر بزن.

12. day after tomorrow
پس فردا

13. either tonight or tomorrow
یا امشب یا فردا

14. he is leaving tomorrow
فردا می رود،فردا خواهد رفت

15. he is leaving tomorrow
او فردا خواهد رفت.

16. i am flying tomorrow
فردا (با هواپیما) پرواز می کنم.

17. i will write tomorrow
فردا خواهم نوشت.

18. it will thaw tomorrow
فردا یخبندان برطرف خواهد شد.

19. the world of tomorrow
دنیای فردا

20. we will go tomorrow
فردا خواهیم رفت.

21. he will be buried tomorrow
فردا او را به خاک خواهند سپرد.

22. i shall probably go tomorrow
محتملا فردا خواهم رفت.

23. i should know by tomorrow
تا فردا مطلع خواهم شد.

24. i will telephone you tomorrow
فردا به شما تلفن خواهم زد.

25. if i should die tomorrow
اگر فردا بمیرم

26. snow is predicted for tomorrow
برای فردا برف پیش بینی شده است.

27. the senate will convene tomorrow
مجلس سنا فردا جلسه خواهد داشت.

28. barring rain, we will leave tomorrow
اگر باران نیاید فردا خواهیم رفت.

29. he should be here by tomorrow
قرار است فردا اینجا باشد.

30. i am departing for kashan tomorrow
فردا عازم کاشان هستم.

31. i'll give you a ring tomorrow
فردا به تو تلفن خواهم کرد.

32. she is going to leave tomorrow
فردا خواهد رفت.

33. she is to give testimony tomorrow
قرار است فردا شهادت بدهد.

34. the accused will be tried tomorrow
متهم فردا محاکمه خواهد شد.

35. the trial was adjourned until tomorrow morning
محاکمه به فردا موکول شد.

36. a blueprint for the world of tomorrow
برنامه ی کلی برای جهان فردا

37. i will be available for you tomorrow
فردا در اختیارتان خواهم بود.

38. it looks like a clear day tomorrow
به نظر می رسد که فردا هوا صاف خواهد بود.

39. save some of the food for tomorrow
قدری از خوراک را برای فردا کنار بگذار.

40. the baptist revival is scheduled for tomorrow
گردهمایی مذهبی باپتیست ها فردا برگزار خواهد شد.

41. the committee will publish its report tomorrow
فردا کمیسیون گزارش خود را منتشر خواهد کرد.

42. the judge will announce his decision tomorrow
قاضی فردا حکم خود را اعلام خواهد کرد.

43. the new film will be shown tomorrow
فیلم جدید فردا نمایش داده خواهدشد.

44. the soldiers are to strike camp tomorrow and move south
قرار است فردا سربازان اردوگاه را برچینند و به جنوب بروند.

45. the teacher assigned a new lesson for tomorrow
معلم درس تازه ای را برای فردا تکلیف کرد.

46. we have to think of the nation's tomorrow
باید در فکر آینده ی ملت باشیم.

47. government bonds will be put up to auction tomorrow
اسناد قرضه ی دولتی فردا به مزایده گذاشته می شود.

48. the second shot of the missile will be tomorrow
پرتاب ثانوی موشک فردا خواهد بود.

49. the sequel to this story will be shown tomorrow
دنباله ی این داستان فردا نمایش داده خواهد شد.

50. weather permitting we will go to a picnic tomorrow
اگر هوا خوب باشد فردا پیک نیک خواهیم رفت.

51. a collection of old coins will be on exhibition tomorrow
مجموعه ای از سکه های قدیمی فردا به نمایش گذاشته خواهد شد.

52. he is aiding today those who may knife him tomorrow
او امروز به کسانی کمک می کند که ممکن است فردا از پشت به او خنجر بزنند.

53. the date of the next meeting will be determined tomorrow
تاریخ جلسه ی بعدی فردا تعیین خواهد شد.

54. the next gathering of the delegates will be convoked tomorrow
همایش بعدی نمایندگان فردا تشکیل خواهد شد.

55. i am depending on you to finish this job by tomorrow
روی شما حساب می کنم که این کار را تا فردا تمام کنید.

56. he ate some of the bread and saved the rest for tomorrow
قدری از نان را خورد و بقیه را برای فردا ذخیره کرد.

57. the letter is in the mail and he will get it tomorrow
نامه پست شده است و فردا به دستش خواهد رسید.

مترادف ها

فردا (اسم)
morrow, tomorrow

روز بعد (اسم)
morrow, tomorrow

به انگلیسی

• day after today
on the day after today
tomorrow means the day after today.
you can refer to the future, especially the near future, as tomorrow.

پیشنهاد کاربران

به معنی فردا.
روز بعد.
روز بعد از امروز
به معنی فردا. روز بعدی. روز بعد از امروز.
آینده ، روز بعد

روز بعد ، فردا ، فردای امروز
روزبعد، آینده، فردای امروز
به معنی فرداروزبعدیاآینده

روز بعد، فردا
Your tomorrow, for example, is lonely today
فرداتم مثل تنهایی امروزته

فردائی
فردا
فردا، روز بعد
فردا، روز بعد

قیدزمان آینده
فردا=روز بعد امروز🍀

متضاد yesterday
فردا
مثلا : I'm going to travel tomorrow
من فردا به سفر خواهم رفت

فردا
Look at this hungry pig having it like there is no tomorrow
قید tomorrow به معنای فردا
معادل قید tomorrow در فارسی فردا است. قید فردا اشاره دارد به زمان آینده و یا روزی که پس از امروز خواهد آمد. مثال:
. i'll call you tomorrow ( فردا با تو تماس خواهم گرفت. )
?is john coming to tomorrow's meeting ( آیا جان به جلسه فردا می آید؟ )
نکته: روز فقط به معنای ساعات روشنایی نیست بلکه به تمام ساعات یک روز اشاره دارد، مگر آنکه در جمله به نحوی مشخص شود. مثال:
. i've arranged to see rachel tomorrow night ( من برنامه ریزی کرده ام که ریچل را فردا شب ببینم. )

منبع: سایت بیاموز
فردا
روز بعد
tomorrow یعنی فردا
تمام.
باز هم میگم tomorrow یعنی فردا
تمام.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما