پیشنهادهای tinabailari (١,٤٠٢)
I hope that I can see you soon again 📰 من امیدوارم که بتونم بزودی دوباره تو رو ببینم
she wishes to see the manager او امیدوار است که مدیر را ببیند 📓 پ. ن:در اینجا wish به معنی آرزو نیست چون جمله مربوط به امری ممکن است پس از آرزو کردن ...
I hope to pass the test من امیدوارم که امتحان رو قبول شم 📔📔
she is more beautiful than her sister او از خواهرش خوشگل تره 📒📒
سریع A car is faster than a bicycle ماشین سریع تر از دوچرخه است📕
ظاهرا clearly , obviously sth that seems to happen but not sure 📘📘
از عهده چیزی بر آمدن we can't afford rent a bigger house ما از عهده اجاره خونه بزرگ تر بر نمیایم 📙
Ali feels happy when he sees his grandmother 📚 هر وقت علی مادربزرگش را میبیند احساس خوشحالی می کند
I need a bag much bigger من به کیف بزرگتری نیاز دارم 📖📖
Liz fell and hurt herself quite badly لیز افتاد و بدجوری به خودش آسیب زد🔖
the least expensive seats are at the back ارزان ترین صندلی ها در عقب هستند 🧷
he is the most hardworking man that I know او سخت کوش ترین مردی است که می شناسم 🔗
people say that it is the funniest film of the year مردم می گویند که آن خنده دارترین فیلم سال است 📎
what is the tallest building in the world بزرگ ترین ساختمان در جهان چیست ؟ 🖇
you are as beautiful as ever شما مثل همیشه زیبا هستید 📐
قد she is as tall as her brother او هم قد برادرش است 📏
I need a round wooden table من به یک میز گرد چوبی نیاز دارم 📌
my grand father loves in a lovely little old village پدر بزرگم در یک روستای قدیمی کوچک زیبا زندگی میکند📍
I was looking for a little plastic spoon دنبال یک قاشق پلاستکی کوچک میگشتم✂️
he tried hard to find a job but he had no luck 🖊 او سخت برای یافتن یک شغل تلاش میکند اما هیچ شانسی ندارد
David walks very fast 🖋 دیوید خیلی سریع راه می رود
he speaks English well 🖍 او انگلیسی را خوب حرف می زند
Robert speaks loudly رابرت بلند حرف میزند 📝
I tasted the food carefully من به دقت غذا را چشیدم ✏️
Mark talked to me angrily مارک با عصبانیت با من حرف زد 🔍🔍
the sea turned rough دریا نا آرام شد 🔎
the milk went bad شیر فاسد شد 🔏 پ. ن : ( expression )
Sarah remained calm 🔐 سارا خونسردی اش را حفظ کرد
جزو فعل های اسنادی به معنی ( شدن ) هم می باشد James grew tired جیمز خسته شد 🔒
the train is very slow قطار خیلی کند است 🔓
the cake tastes good کیک مزه خوبی دارد ❤️
Ava looks tired 💛 آوا خسته به نظر می رسد
she lives in a large flat in New York 💚 او در آپارتمان بزرگی در نیویورک زندگی میکند
the new secretary doesn't like me منشی جدید از من خوشش نمی آید 🖤
using the natural resources doesn't mean that we can do everything to harm nature استفاده کردن از منابع طبیعی به این معنی نیست که ما میتوانیم هر صدم ...
farmers need water for farming and growing plants کشاورزان به آب برای کشاورزی و رشد دادن گیاهان نیاز دارند❣️
humans use water for different purposes like washing 💕 انسان ها از آب برای هدف های زیادی استفاده میکندد مثل شستشو
از بین بردن ، قطع کردن cutting down the trees is bad for nature قطع کردن درختان برای طبیعت بد است💗💗
گربه وحشی the wildcat ate most of my birds last year گربه وحشی بیشتر پرندگان منو پارسال خورد💖
there is a big wildfire in the jungle 💘💘 آتش سوزی بزرگی در جنگل رخ داده است
یوزپلنگ 💝💝 Golestan jungle is the natural home of Iranian cheetah جنگل گلستان زیستگاه طبیعی یوزپلنگ ایرانی می باشد
موزه the students are going to visit the museum of natural history دانش آموزان قصد دارند به دیدن موزه تاریخ طبیعی بروند💟
تقسیم کردن mother divided the cake into three parts مادر کیک را به سه قسمت تقسیم کرد ☮️
درست ، مناسب every thing was in its proper place هر چیزی در جای مناسب خودش بود ✝️
رایج ، متداول ، عادی ، مشترک ، معمولی heart disease is one of the commonest causes of death بیماری قلبی یکی از رایج ترین دلایل مرگ است ☪️
مناسب ، درخور ، شایسته 🕉 these clothes are not appropriate for a job interview این لباس ها برای مصاحبه شغلی مناسب نیستند
ایده ، عقیده ، نظر ، فکر ☸️ I knew it was a bad idea to leave him on his own میدانستم که ایده بدی بود که او را به حال خود رها کنیم
برنامه Meg's new book is well ahead of schedule کتاب جدید مگ بسیار جلوتر از برنامه است ✡️
وحشی🔯 there are many wild animals in this area حیوانات وحشی زیادی در این ناحیه وجود دارند
شکار کردن 🕎 hunters come to our village to hunt animals شکارچی ها برای شکار به روستای ما می آیند