secretary

/ˈsekrəteri//ˈsekrətəri/

معنی: دبیر، منشی، محرم اسرار
معانی دیگر: (امریکا) وزیر، دفتردار، سکرتر، محرر، میز تحریر گنجه دار، میز تحریر بازشو، رازدار

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: secretaries
(1) تعریف: a person who works for a business, an institution, or an individual at such administrative tasks as managing correspondence, keeping records, and scheduling meetings and appointments.

(2) تعریف: (often cap.) an official who oversees a government department.

(3) تعریف: one who is in charge of recording the business of an organization.

(4) تعریف: a piece of furniture with a desk top, drawers, and bookshelves.

جمله های نمونه

1. secretary of state
وزیر امور خارجه (برون مرز)

2. secretary of the interior
وزیر کشور

3. secretary of the treasury
وزیر خزانه داری (دارایی)

4. general secretary
دبیر کل

5. the secretary conducted her to the door
منشی او را تا دم در مشایعت کرد.

6. an honorary secretary
منشی افتخاری

7. the new secretary has disordered all of the files
منشی جدید همه ی پرونده ها را به هم ریخته است.

8. a spot as a secretary
شغلی به عنوان منشی

9. hassan is the alternate secretary of the official meetings
حسن منشی علی البدل جلسات رسمی است.

10. she is accountant and secretary all in one
او هم حسابدار است هم منشی.

11. he installed his own sister as secretary
او خواهر خود را به عنوان منشی به کار گمارد.

12. he used to dally with his secretary
با منشی خود لاس می زد.

13. he was accused of groping his secretary
او را متهم کردند که منشی خود را دست مالی کرده است.

14. i dictated the letter to the secretary
من نامه را به منشی دیکته کردم.

15. i left a message with your secretary
پیامی نزد منشی شما گذاشتم.

16. i'm in the hunt for a new secretary
دنبال یک منشی جدید می گردم.

17. he was fired because he had propositioned the boss's secretary
چون به منشی رییس پیشنهاد زشتی کرده بود اخراج شد.

18. The Education Secretary accuses teachers of wanting to return to a dark age.
[ترجمه ترگمان]دبیر آموزش، معلمان را به تمایل به بازگشت به عصر تیره متهم می کند
[ترجمه گوگل]وزیر آموزش و پرورش متهم به قصد بازگشت به سن تیره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. The President and the Secretary of State are government officials.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور و وزیر امور خارجه مقامات دولتی هستند
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور و وزیر امور خارجه مقامات دولتی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. The company advertised for a new secretary.
[ترجمه ترگمان]شرکت برای یک منشی جدید تبلیغ می کرد
[ترجمه گوگل]این شرکت برای یک دبیر جدید اعلام کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. The secretary pinned the papers together.
[ترجمه ترگمان]منشی کاغذها را به هم سنجاق کرد
[ترجمه گوگل]وزیر امور خارجه این مقالات را با هم پیوست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. First the secretary read out the minutes of the last meeting.
[ترجمه ترگمان]منشی اول دقایق جلسه را قرائت کرد
[ترجمه گوگل]نخست وزیر، دقیقه گذشته جلسه را خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. The Secretary of State has given in to special pleading.
[ترجمه ترگمان]وزیر امور خارجه به درخواست ویژه تسلیم شده است
[ترجمه گوگل]وزیر امور خارجه به دادخواست ویژه داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. She barked out instructions to her secretary.
[ترجمه ترگمان]به منشی خود دستور داد که برود
[ترجمه گوگل]او دستورات را به دبیرش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دبیر (اسم)
actuary, secretary, teacher

منشی (اسم)
secretary, amanuensis, clerk, scribe, penman, pen-pusher, quill-driver

محرم اسرار (اسم)
secretary, privy, confidant

به انگلیسی

• office clerk, one who performs administrative work in an office or organization; government minister, member of a governmental cabinet; writing desk with bookshelves
in britain, secretary is used in the titles of ministers who are in charge of one of the main government departments.
in the united states, secretary is used in the titles of the heads of main government departments, appointed by the president.
a secretary is a person whose job is to type letters, answer phone calls and do other office work.
the secretary of a club is the person whose job involves keeping records and writing letters.

پیشنهاد کاربران

منشی. بیشتر منشی
منشی ، دفتر دار
( در آمریکا ) وزیر
منشی
منشی^^
منشی . تلفن چی
the new secretary doesn't like me
منشی جدید از من خوشش نمی آید 🖤
بیش تر به معنی منشی، کسی که در یک اداره یا نهاد دولتی به تلفن پاسخ می دهد و نامه نگاری میکند.
در آمریکا به معنی وزیر برای مثال:
وزارت دفاع=secretary of defense

School secretary
دفتردار مدرسه

مدیر
منشی ، دبیر ، دفتردار ، مسئول دفتر
۱. منشی - دفتر دار
۲. وزیر ( نه در شطرنج، بلکه در دنیای واقعی )

secretary of the interior
- وزیر کشور
- secretary of the treasury
- وزیر خزانه داری ( دارایی )
M. j. Zarif is Secretary of foreign affairs
:School secretary
At most schools, the secretary is a key player in communicating with parents and
community members about what's happening at school.

بیشتر معنی دفتردار یا معاون مدرسه رو می ده، بیشتر همون دفترداره.
منابع• https://www.greatschools.org/gk/articles/what-does-the-school-secretary-do/
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما