milk

/ˈmɪlk//mɪlk/

معنی: شیر، شیره گیاهی، دوشیدن، شیره کشیدن از
معانی دیگر: شیره ی سپید رنگ، هر آبگونه ی شیر مانند، امولسیون، عصاره، گیاشیر، ریچار، (شیر) دوشیدن، (جانوران) شیردادن، (غیر منصفانه) بهره گیری کردن، درکشیدن، کلاشی کردن، تلکه کردن، (از مار و غیره) زهر گرفتن
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. milk and chocolate
شیر و شکلات

2. milk and water annulled the poison's effect
شیر و آب اثر زهر را خنثی کرد.

3. milk is best preserved in a refrigerator
بهترین راه نگهداری شیر قرار دادن آن در یخچال است.

4. milk is hard to get anymore
این روزها شیر به سختی گیر می آید.

5. milk is nourishing drink
شیر نوشیدنی مغذی است.

6. milk is nutritious
شیر مغذی است.

7. milk of bismuth
شیر بیسموت

8. milk of magnesia
شیر منیزی

9. milk sours soon
شیر زود می ترشد.

10. milk weakened by water
شیر که با آب رقیق شده است

11. milk of human kindness
مهربانی بشر

12. a milk can
ظرف شیر

13. a milk cow
گاو شیرده

14. adulterated milk
شیر تقلبی،شیری که در آن آب کرده اند

15. boiling milk flowed over the pot
شیر جوشان از دیگ سررفت.

16. boiling milk foams
شیر جوشان کف می کند.

17. coconut milk
شیره ی نارگیل

18. cow's milk
شیر گاو

19. diluted milk
شیر رقیق شده،شیر آبکی (یا آبناک)

20. fat-free milk
شیر بی چربی

21. fortified milk
شیر غنی شده

22. homogenized milk
شیر همگن (هموژنیزه)

23. hot milk skims as it cools
شیر داغ هنگام سرد شدن رویه می بندد.

24. irradiated milk
شیر پرتو زده

25. mother's milk
شیر مادر

26. powdered milk
شیر خشک

27. skim milk
شیر بی چربی

28. sour milk
شیر ترشیده

29. spoiled milk becomes sour
شیر خراب ترش مزه می شود.

30. sweet milk
شیرتازه (نترشیده)

31. the milk began to freeze
شیر شروع به یخ بستن کرد.

32. the milk boiled and started to overflow
شیر جوشید و شروع کرد به سر رفتن.

33. the milk has gone off
شیر خراب شده است.

34. the milk is boiling over
شیر دارد (می جوشد و) سر می رود.

35. the milk mantled in the cup
شیر در فنجان رویه بست.

36. the milk started boiling and spilling over
شیر شروع کرد به جوشیدن و سر رفتن.

37. the milk was boiling and frothing
شیر داشت می جوشید و کف می کرد.

38. this milk has been thoroughly creamed
خامه ی این شیر کاملا گرفته شده است.

39. this milk is free of any additives
این شیر عاری از هرگونه مواد اضافی است.

40. this milk tastes sour
این شیر ترش است (ترش مزه است).

41. to milk a cow
گاو را دوشیدن

42. warm milk is good for settling an upset stomach
شیر گرم برای آرام کردن معده ی منقلب خوب است.

43. watered milk
شیر که آب در آن ریخته اند

44. whole milk
شیر خالص

45. coconut milk
شیر نارگیل (آبی که در وسط نارگیل قرار دارد)

46. children need milk
کودکان به شیر نیاز دارند.

47. she thickens milk by boiling it
او با جوشاندن شیر را غلیظ می کند.

48. to adulterate milk
آب در شیر کردن

49. to drink milk through a straw
با نی شیر نوشیدن

50. to skim milk
چربی شیر را گرفتن

51. vinegar causes milk to curdle
سرکه موجب دلمه بستن شیر می شود.

52. without refrigeration milk spoils soon
شیر را اگر در یخچال نگذارند در مدت کوتاهی فاسد می شود.

53. flowing with milk and honey
پر از نعمت و وفور

54. in the milk
(در مورد ذرت و گندم و غیره) نارس،سفت نشده

55. a baby drinks milk
بچه شیر می خورد.

56. a baby drinks milk from the mother's breast
نوزاد از پستان مادر شیر می خورد.

57. a bottle of milk
یک بطری شیر

58. a carton of milk
یک کارتن شیر

59. a mess of milk made by crumbling bread into it
خوراک شیر که در آن نان تلیت کرده بودند

60. for growing children milk is just the ticket
برای کودکان در حال رشد شیر بهترین چیز است.

61. he drank the milk off
او (همه ی) شیر را سر کشید.

62. perishables such as milk must be refrigerated
چیزهای فاسد شدنی مانند شیر باید در یخچال نگهداری شوند.

63. she funneled the milk into the bottle
او شیر را با قیف در بطری ریخت.

64. she spilled the milk on the floor
شیر را روی کف اتاق ریخت.

65. the baby wants milk
کودک شیر می خواهد.

66. the child poured milk into his glass until it started brimming over onto the carpet
کودک آنقدر شیر توی لیوان خود ریخت تا اینکه شروع کرد به سر رفتن و ریختن روی فرش.

67. the cold causes milk to coagulate
سرما شیر را می بندد.

68. cry over spilt milk
غصه ی عمل انجام شده ای را خوردن،بیهوده زاریدن

69. a land flowing with milk and honey
سرزمینی که در (جوی های) آن شیر و عسل جاری است.

مترادف ها

شیر (اسم)
valve, plug, lion, faucet, tap, milk

شیره گیاهی (اسم)
sap, latex, milk

دوشیدن (فعل)
squeeze, milk

شیره کشیدن از (فعل)
sap, milk

به انگلیسی

• white liquid produced by female mammals that serves as nourishment for their young; this liquid from some mammals (cows, sheep, and goats) that is processed for human consumption; similar liquid produced by certain plants (as the coconut)
draw milk from the udder of a cow or another animal; sap, use, draw excessive amount from
milk is the white liquid produced by cows and goats, which people drink and make into butter, cheese, and yoghurt.
when someone milks a cow or goat, they get milk from it by pulling its udders.
milk is also the white liquid from a woman's breasts which babies drink.
if you milk something such as an organization or situation, or if you milk money or benefit from it, you selfishly get as much money or benefit as you can from it.

پیشنهاد کاربران

( v. )
شیر دوشیدن
( n. )
شیر
milk doesn't agree with me
شیر به مزاج من سازگار نیست
My milk is hot
شیر من داغ است.
the white liquid from a cow that you can drink

شیر کیسه ای :/
شیر خوراکی ، awhite liquid that you can drink and it have a lot of calcium
I'm milking to my baby
من به فرزندم شیر می دهم.
Milking
شیر دادن
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
I drink milk
من شیر می نوشم
Milk
شیر
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
I milked the cows
من شیر گاو ها را دوشیدم
Milk
دوشیدن
the milk went bad
شیر فاسد شد 🔏
پ. ن : ( expression )
شیر
He makes butter from milk
او از شیر کره درست می کند ↕️
شیر :شیر خوردنی ( پاکتی، بطری و. . . ) 😊❤
شیر خوردنی

توضیحاتی در رابطه با اسم milk
به مایعی سفید رنگ گفته میشود که سرشار از پروتئین و چربی است. این مایع توسط پستاندارانی ( ماده ) چون گاو، گوسفند و بز و . . . تولید می شود. مثال:
cow's milk ( شیر گاو )

منبع: سایت بیاموز
cow juice
to milk something
نهایت استفاده رو از چیزی کردن
Sandy and Helen drink milk and cookies for their breakfast🥛🍪❤️
سندی و هلن برای صبحانه کوکی ( کلوچه، بیسکوییت ) و شیر می خوردند ( می نوشند ) 🥛🍪❤️😋

When we drinks milk daily helps our bones healthy🥛🦴❤️
وقتی ما روزانه ( هر روز ) شیر می خوریم به سلامت استخوان هایمان کمک می کند🥛

The kitten drinks Milk 😺🥛🍼😻
گربه کوچولو شیر می نوشد😺🥛🍼

Milk=شیر🥛
شیر خوردنی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما