resources


مدارک، منابع اماد روانشناسى : منابع بازرگانى : منابع علوم نظامى : ذخایر
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. financial resources
منابع مالی

2. natural resources
منابع طبیعی

3. our resources have been pushed to the limit
از منابع ما حداکثر بهره برداری شده است.

4. renewable resources
منابع زادپذیر (قابل تجدید)

5. lean natural resources
منابع طبیعی ناچیز

6. narrow natural resources
منابع طبیعی محدود

7. that country's natural resources
منابع طبیعی آن کشور

8. to exhaust one's resources
منابع خود را تا آخر مصرف کردن

9. to misapply one's resources
منابع خود را هدر دادن

10. to top new resources
از منابع جدید بهره برداری کرد.

11. an abundance of mineral resources
وفور منابع کانی

12. the preservation of natural resources
حفظ منابع طبیعی

13. to exploit the mineral resources of the country
بهره برداری از منابع معدنی کشور

14. a country with many natural resources
کشوری با منابع طبیعی بسیار

15. a drain on the country's resources
کاهنده ی منابع کشور

16. corrupt politicians looted the country's resources
سیاست بازان فاسد منابع کشور را چپاول کردند.

17. the thoughtless despoliation of natural resources by mankind
چپاول نابخردانه ی منابع طبیعی توسط بشر

18. the book value of the company's resources
ارزش اسمی دارایی های شرکت

19. the depletion of the world's natural resources
ته کشیدن دخایر طبیعی جهان

20. the despoilment of the country's natural resources by one generation will occasion the curses of other generations
تاراج منابع طبیعی کشور توسط یک نسل موجب نفرین نسل های دیگر خواهد شد.

21. the exhaustion of the world's natural resources
تمام شدن منابع طبیعی جهان

22. the exploitation of the country's oil resources
بهره برداری از منابع نفت کشور

23. the husbandry of the country's water resources
سرپرستی دقیق منابع آبی کشور

24. our responsibility as stewards of the earth's resources
مسئولیت ما به عنوان نیکداران منابع زمین

25. the extravagant use of the country's natural resources
مصرف بی رویه ی منابع طبیعی کشور

26. we ought to husband the country's natural resources
باید از منابع طبیعی کشور مدبرانه بهره برداری کنیم.

27. we want to mesh our vast natural resources with their capital and know-how
می خواهیم منابع عظیم طبیعی خود را با سرمایه و دانش آنها تلفیق کنیم.

28. the war was a drag on the country's resources
جنگ باعث تحلیل رفتن منابع کشور بود.

29. our generation should not use up all of the world's resources
نسل ما نباید همه منابع جهان را مصرف کند.

30. they cut down the trees and stripped the land of its natural resources
آنان درختان را بریدند و غنایم طبیعی زمین را به یغما بردند.

تخصصی

[حسابداری] منابع
[زمین شناسی] تمرکز زغال در جابه شکلی که استخراج اقتصادی قابل اجرا یا امکان پذیر باشد
[معدن] منابع (عمومی اکتشاف)

به انگلیسی

• wealth, financial means; ability, capability; source of wealth; something which can be used for benefit or profit

پیشنهاد کاربران

Some thing in nature that can used by people
ذخایر
منابع
things such as tree or oil that exist in
nature and can be used by people
امکانات
using the natural resources doesn't mean that we can do everything to harm nature
استفاده کردن از منابع طبیعی به این معنی نیست که ما میتوانیم هر صدمه ای به طبیعت وارد کنیم💔
منابع ماخذ
Medical resources
تجهیزاتِ پزشکی
منابع نفتی
به معنی منابع هست و عموما بعدش یه اسم میاد
resources ( مهندسی منابع طبیعی - محیط زیست و جنگل )
واژه مصوب: منابع
تعریف: 1. امکانات و ذخائر طبیعی یک منطقه شامل جنگل و انواع رویشگاه طبیعی و ارزش های حوزۀ آبخیز و ارزش های تفریحی و زیستگاه حیات وحش 2. عناصر و مواد موردنیاز اندامگان برای ماندگاری و رشد و تولیدمثل 3. تمامی کارکنان و تجهیزات دردسترس برای اطفای حریق
داشته ها
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما