apparently

/əˈperəntli//əˈpærəntli/

معنی: ظاهرا
معانی دیگر: ظاهرا

بررسی کلمه

قید ( adverb )
(1) تعریف: judging from all available information or visible evidence; seemingly.
مترادف: evidently, seemingly

- They apparently left in a hurry; the TV is still on and they left the door unlocked.
[ترجمه سجاد] آن ها ظاهرا با عجله رفتند؛ تلوزیون هنوز روشن است و در را قفل نکرده رها کردند
|
[ترجمه گوگل] آنها ظاهراً با عجله رفتند تلویزیون هنوز روشن است و در را باز گذاشتند
[ترجمه ترگمان] آن ها ظاهرا عجله داشتند؛ تلویزیون هنوز روشن است و در را باز گذاشته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- No one knows exactly how the accident happened, but, apparently, the driver was speeding.
[ترجمه گوگل] هیچ کس دقیقاً نمی داند که تصادف چگونه اتفاق افتاده است، اما ظاهراً راننده در حال سرعت گرفتن بوده است
[ترجمه ترگمان] هیچ کس نمی داند که تصادف چگونه اتفاق افتاد، اما ظاهرا راننده به سرعت حرکت می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: most certainly; clearly.
مترادف: clearly, plainly, undoubtedly

- Apparently, you don't care how anybody else feels about it!
[ترجمه گوگل] ظاهراً برای شما مهم نیست که دیگران در مورد آن چه احساسی دارند!
[ترجمه ترگمان] ظاهرا، مهم نیست که دیگران چه احساسی نسبت به آن دارند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. apparently he is ill
ظاهرا مریض است.

2. apparently somebody has tampered with these documents
ظاهرا یک نفر این اسناد را دستکاری کرده است.

3. hossein is apparently planning to go on a trip
حسین ظاهرا قصد سفر دارد.

4. his behavior is apparently free of all calculation
رفتار او ظاهرا عاری از هرگونه نیرنگ و حسابگری است.

5. She was taken to hospital, apparently amnesiac and shocked.
[ترجمه شیخلو] او به بیمارستان منتل شد ، ظاهرا دچار فراموشی شده و خیلی شوکه بود
|
[ترجمه گوگل]او را به بیمارستان منتقل کردند، ظاهراً دچار فراموشی و شوکه شده بود
[ترجمه ترگمان]او به بیمارستان برده شد، ظاهرا شوکه شده بود و شوکه شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Psychological problems very often underlie apparently physical disorders.
[ترجمه گوگل]مشکلات روانی اغلب زمینه ساز اختلالات ظاهری جسمانی است
[ترجمه ترگمان]مشکلات روانی اغلب زمینه ساز اختلالات فیزیکی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He was apparently quite converted from his anarchist views.
[ترجمه گوگل]او ظاهراً کاملاً از دیدگاه های آنارشیستی خود گرایش پیدا کرده بود
[ترجمه ترگمان]ظاهرا از عقاید آنارشیستی خود کاملا تغییر یافته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The plane apparently overshot the runway after landing.
[ترجمه گوگل]ظاهراً هواپیما پس از فرود از باند فرودگاه عبور کرده است
[ترجمه ترگمان]هواپیما ظاهرا بعد از فرود از باند خارج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The army apparently refused point blank to do what was required of them.
[ترجمه گوگل]ارتش ظاهراً از انجام کاری که از آنها خواسته شده بود خودداری کرد
[ترجمه ترگمان]ارتش ظاهرا از انجام آنچه مورد نیاز بود خودداری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Apparently, you have done a lot of work.
[ترجمه گوگل]ظاهراً شما کارهای زیادی انجام داده اید
[ترجمه ترگمان]ظاهرا کار زیادی کردی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Apparently some people have an inborn tendency to develop certain kinds of tumour.
[ترجمه گوگل]ظاهراً برخی از افراد تمایل ذاتی به ایجاد انواع خاصی از تومور دارند
[ترجمه ترگمان]ظاهرا برخی افراد تمایل ذاتی برای توسعه انواع تومور دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Apparently he's a sod to work for.
[ترجمه گوگل]ظاهراً او اهل کار کردن است
[ترجمه ترگمان]ظاهرا کار سختیه براش کار کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He was apparently much surprised at the news.
[ترجمه گوگل]ظاهراً او از این خبر بسیار شگفت زده شده بود
[ترجمه ترگمان]ظاهرا از شنیدن خبر یکه خورده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He was apparently unconcerned by his failure to gain a university place.
[ترجمه گوگل]او ظاهراً نگران شکستش در کسب مقام دانشگاهی نبود
[ترجمه ترگمان]او ظاهرا از عدم موفقیت خود در به دست آوردن یک مقام دانشگاهی ابراز نگرانی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Apparently it's going to rain today.
[ترجمه Reza] ظاهرا امروز قرار است باران ببارد
|
[ترجمه غ ع مسجدی] ظاهرا قرار است امروز باران ببارد
|
[ترجمه گوگل]ظاهرا امروز بارون میاد
[ترجمه ترگمان]ظاهرا امروز باران می بارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. His love letters were hot stuff, apparently.
[ترجمه گوگل]نامه های عاشقانه او ظاهراً چیزهای داغی بودند
[ترجمه ترگمان]ظاهرا نامه های عاشقانه ش خیلی داغ بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Modern tennis rackets are now apparently 20 per cent lighter.
[ترجمه گوگل]راکت های تنیس مدرن اکنون ظاهراً 20 درصد سبک تر هستند
[ترجمه ترگمان]توپ های تنیس جدید اکنون ظاهرا ۲۰ درصد سبک تر هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ظاهرا (قید)
apparently

انگلیسی به انگلیسی

• evidently, obviously; allegedly, seemingly
you use apparently to refer to something that seems to be the case although it may not be.

پیشنهاد کاربران

According to what you heard or read
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
فعل ( verb ) : appear
اسم ( noun ) : appearance
صفت ( adjective ) : apparent
قید ( adverb ) : apparently
evidently
جوری که معلومه
میگن که. . .
شنیدم که. . .
طوری که میگن. . .
از قرار معلوم
Apparently, the company will be losing a lot of money
ظاهرا، کمپانی پول زیادی از دست میده ( خواهد داد ) .
اینطور که بوش میاد
اینطور که به نظر میاد
ظاهرا
تا اونجایی که یه نفر میدونه
گویا / انگار که / مثل اینکه
باطل چیزی که امکان حقیقت ان کم است
از لحاظ ظاهری
به نظر میاد
ظاهرا
clearly , obviously
sth that seems to happen but not sure
📘📘
ظاهرا = seemingly
ظاهرا، از قرار معلوم
ظاهراً
اینطور که شنیدم
به وضوح، اشکار ، به طور قطع ، بدون تردید ا
به ظاهر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٧)

بپرس