پیشنهادهای امیر ادیب ارجمند (٨٠٥)
موصوف به احساساتی بودن مفرط؛ بیش از حد احساساتی
باملاحظه
الحاقیه پیوست
تکمله ضمیمه پیوست
شکایت؛ شکوه؛ گلایه؛ گله
واداشتن
آب رسانی آب دهی
در؛ درپوش؛ سر؛ سرپوش
روحیه
عامیانه ش: بی دل و دماغ
ملال انگیز
غرقِ [در کسی یا چیزی]
کمک کننده
مطابق
به شعر درآوردن؛ به نظم درآوردن؛ با شعر بیان کردن
کوته فکر
مغلوب؛ رکودی؛ بازگشتی؛ ارتجاعی خصیصه یا ژن مغلوب
متفکر؛ متعمق؛ متأمل؛ ژرف اندیش؛ اندیشناک؛ فکور؛ متفکرانه؛ ژرف اندیشانه
سکوی مد
بزرگداشت گرفتن
زنده نگاه داشتن ( یاد کسی یا چیزی )
کلام منظوم سخن منظوم
علیهِ
بر علیهِ
انگار گوییا گویا گویی
تاییدیۀ دریافت اعلام وصولی
رنج آور
چیزی که آزاردهنده یا حواس پرت کن است
مادۀ سوزش آور
دلخوری؛ ناراحتی؛ رنجش؛ آزردگی
آزارنده ملال آور
آزرده رنجیده
دارای مشخصات یک قهرمان
تکرار یک عمل یا سخن
مکررا گفتن یا انجام دادن
باستان شناسانه
روان شناسانه
وجه وصفی
به شکل مزمن؛ به صورت مزمن
پیوسته مدام
ارجاع دادن استناد دادن
نِکو
ابراز تعجب ( goodness! )
خدای بانو
کشتن کسی به خاطر باورهایش
بیماری عدم تعادل و سرگیجۀ گوسفند، بز و گاو
هنرپیشگی
به اندازۀ کافی ارزش گذاری یا بهاداده نشده