پیشنهادهای امیر ادیب ارجمند (١,١٣٠)
بی توجیه
دیر
بی هزینه
نادرست نامقبول
بی توجه؛ بی خبر؛ بی اعتنا؛ فراموش کار
�اجاره نشین
آموزه دکترین
غافلگیرانه حمله کردن
استثمار کردن
دستخوشِ
دستخوشِ در معرضِ
نشان دهنده حاکی
وجه اشتراک داشتن
وجه اشتراک داشتن
بدون توجه به
رهایی از محدودیتها یا قیدهای معمول در رفتار
( در مناطق اسپانیایی زبان ) ملک بزرگ یا کشتزار همراه با خانه ای مسکونی
زمین ضمیمه شده به یک مِلک اربابی؛ تصاحب اموال غیرمنقول
نامرتب نابسامان
خوابیدن go to bed
درنگ کردن
مرتبط با
گویا
بیش از حد
فراتر رفتن
زیاده نمایی کردن
فوق العاده
نقد؛ انتقاد؛ ارزیابی؛ سنجش؛ نقد کردن؛ انتقاد کردن؛ ارزیابی کردن؛ سنجیدن
عیب گرفتن اشکال کردن
مطالعه و طبقه بندی صداهای گفتاری
روشی برای آموزش خواندن به افراد با مرتبط کردن صداها با حروف در یک نظام نوشتاری الفبایی
تظاهر کردن
گویا انگار به نظر
متفاوت از بقیۀ یک گروه یا مجموعه متمایز از بقیۀ یک گروه یا مجموعه
دور ( چیزی ) خط کشیدن
آبراهۀ باریک
مدفن
نهایتا
دائم التغییر
دائم التغییر
موخَّر به تاخیر افتاده
پرمشقت نیازمند تلاش و وقت قابل توجه
عبارت وصفی
حواست باشد حواستان باشد
قَمَری
محدود
سر و سامان به ذهنم بدم و در نتیجه ش: تصمیممو بگیرم
قشون کشی؛ صف آرایی ( نظامی ) ؛ آرایش نظامی