پیشنهادهای امیر ادیب ارجمند (٨٠٥)
به اندازۀ کافی ارزش گذاری یا بهاداده نشده
مناقشه
حل و فصل یک اختلاف یا ادعا ( معنای قدیمی )
برنامه ریزی؛ آمادگی
هماهنگی
کشف کردن
فریبکار فریبنده
چیزی که ارزان تر از معمول خریده یا عرضه شده است
مذاکره کردن دربارۀ شرایط و اوضاع یک معامله
شیر توپی
قطعۀ موسیقی
دلالت گر
غیرمطیع
سرکش
به صورت ملال آور
پرتکاپو
شروع به رشد و فزونی کردن
معمولا نوعا به صورت گسترده و آشکار
فرجام خواهی؛ درخواست استیناف؛ فرجام خواهی کردن
جذاب بودن فرجام خواهی کردن
ناتوان از پرداخت بدهیهای خود؛ شخص ورشکسته
غیرسنتی غیرعرفی نامتعارف
جملۀ پایه؛ جملۀ اصلی
توالی افعال
شکستنی
بیمار
درگذشت؛ موت؛ ارتحال
استفاده از یک منبعِ داده برای اثبات چیزی
کادر
پرسه زن سرگردان
مدت زمان
نامطمئن
تمایز داشتن
دستگاه زباله خردکن سینک دستگاه آشغال خردکن سینک دستگاهی که زیر دستشویی آشپزخانه تعبیه شده و غذا، زباله و غیره را خرد می کند و به لولۀ فاضلاب می ریزد
تغییر دادن در ظاهر، خصوصا با افزودن رنگ های مختلف
طوری که او حرف می زند طرز حرف زدنش
گزافه گفتن
آزرده
کسالت آور، حوصله سربر؛ ملال آور
شخص مطلقه
رنجاندن
آزارگر؛ ایذایی
سرزنش گر؛ نکوهش گر زخم زبان زننده؛ سرکوفت زن
از بین برنده؛ ریشه کن کننده؛ نابود کننده
ناپدید کننده؛ ناپدید شونده؛ هدر دهنده؛ اسراف کننده
موج مانند موج گونه موجی طور موجی شکل
موج مانند
تابدار
دربارۀ حس لامسه؛ مرتبط با حس لامسه؛ قابل لمس؛ لمس کردنی؛ لامسه ای؛ لمسی؛ ملموس؛ محسوس
موهِن