پیشنهادهای امیر ادیب ارجمند (١,١٢٩)
داستان قابیل و هابیل
مماس
آمپول زدن
دست رد
رد شده
a person or thing dismissed as failing to meet standards or satisfy tastes. مطرود رد شده
غمگین کردن افسرده کرن
برون فرست
اضافه کردن
واگذاری؛ انتقال مال یا پول به کسی، به ویژه از طریق ارث
دسترسی چیدمان نحوۀ قرارگیری چیزی
فروش سهام، املاک یا سایر دارایی ها
دور ریزی دفع
دور ریختن از شر چیزی خلاص شدن
حقیر دانستن
کینه؛ کینه توزی؛ بدخواهی؛ غرض ورزی؛ کینه ورزیدن؛ کینه توزی کردن؛ بدخواهی کردن؛ غرض ورزی کردن
ملزم بودن به انجام کاری به دلیل موقعیتی که فرد دارد، یا توافقی که انجام داده است
( در رابطه با کشتی ) : تکیه دادن یا سبب تکیه کردن به یک سمت؛ یک ور شدن؛ ( به یک سو ) لمیدن؛ کج کردن
لیست کردن
مونوپولی ( یک نوع بازی تخته ای )
احساس برانگیز
شورآفرین
پد الکلی
حرف ندا برای بیان تشویق یا پرس و جو
استخراج کردن ارز دیجیتال
بی هدف رفتار یا حرکت کردن
لیوان ( دسته دار )
لیوان ( بدون دسته )
خدمات اورژانسی در ایالات متحده و کانادا تلفظ: نایْنْ وانْ وانْ
گفتار
در فوتبال: گل زدن
ملالت بار
عناد
فرهیخته حکیم اندیشمند
ارجاع مجدد پرونده یا زندانی به دادگاهی دیگر؛ اعاده دادن
( مهمانی ) کباب خوری
سور عروسی
مایل بودن
مورد مطالعه قرار دادن
ایدۀ انتزاعی
به چالش کشیدن
هماهنگی؛ توافق؛ همسازی ( در موسیقی )
( رسمی ) : هماهنگی؛ توافق؛ ترتیب دادن چیزی بر اساس توافق یا هماهنگی متقابل
( منسوخ ) : بسیار گسترده؛ دامنه دار؛ گستره؛ وسعت
امتداد؛ دنباله؛ تمدید؛ ضمیمه؛ افزونه؛ الحاقی؛ اضافی؛ توسعه؛ گسترش؛ بسط؛ کشش؛ دامنه؛ خط ( تلفن ) داخلی؛ خط ( تلفن ) فرعی؛ ( آموزش ) غیر تمام وقت؛ دورۀ ...
خوش باور
دلتنگِ گذشته