پیشنهادهای سیدحسین اخوان بهابادی (٣,١٣٤)
اوایل قرن هفتم، حمله مغول به امپراتوری خوارزمشاهیان با پیروزی قاطع مغول ها وسقوط سلسله ی خوارزمشاهیان منتهی شد. این حمله، آغاز تهاجم مغول به ایران بو ...
اوایل قرن هفتم، حمله مغول به امپراتوری خوارزمشاهیان با پیروزی قاطع مغول ها وسقوط سلسله ی خوارزمشاهیان منتهی شد. این حمله، آغاز تهاجم مغول به ایران بو ...
اوایل قرن هفتم، حمله مغول به امپراتوری خوارزمشاهیان با پیروزی قاطع مغول ها وسقوط سلسله ی خوارزمشاهیان منتهی شد. این حمله، آغاز تهاجم مغول به ایران بو ...
اشکانیان، سلسله ای از پادشاهان ایران که از نژاد اشک میباشند و پس از سرداران اسکندر مقدونیائی تا زمان پادشاهی ساسانیان مدت چهارصد و شصت و یک سال در ای ...
اشکانیان، سلسله ای از پادشاهان ایران که از نژاد اشک میباشند و پس از سرداران اسکندر مقدونیائی تا زمان پادشاهی ساسانیان مدت چهارصد و شصت و یک سال در ای ...
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت. اما بازی با کلمات، پیرامون ازبک و ازبکستان: پیش فرض: اُزبَک: [عامیانه، اصطلاح] بی ریخت ...
سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. در شهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، ت ...
سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. در شهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، ت ...
سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. درشهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، تو ...
سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. در شهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، ت ...
سنجد دونه دونه، انار هش هش ، توت مشت مشت. درشهرستان بهاباد درباره خوردن سنجد، انار و توت سفید چنین گفته شده: سِنجِد دونِه دونِه، اَنار هُش هُش ، تو ...
تمرین تبریک برای یک تمبر تبریک
در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...
در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...
در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...
در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...
پس ترقیدن/pastaraghghidan/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای واترقیدن. [ ت َ رَق ْقی دَ ] . پسرفت ( متضاد پیشرفت ) وتنزل است. گاهی در جامعه چیزهایی می ...
در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...
در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی /pas pasaki/ به معنای� عقب� و قهقرا ، پسکی�/pasaki / گفته می شود. در گویش شهرستان بهاباد به جای پس پسکی رفتن/p ...
پس ترقیدن/pastaraghghidan/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای واترقیدن. [ ت َ رَق ْقی دَ ] . پسرفت ( متضاد پیشرفت ) وتنزل است. گاهی در جامعه چیزهایی می ...
پس ترقیدن/pastaraghghidan/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای واترقیدن. [ ت َ رَق ْقی دَ ] . پسرفت ( متضاد پیشرفت ) وتنزل است. گاهی در جامعه چیزهایی می ...
در گویش شهرستان بهاباد به کربلایی رضا، کبلرضا/kablarazaa/ یا کبرضا/kabrazaa/ گفته می شد. بطور مثال، مرحوم علیِ کبلرضا، فردی بودند که اسمشان علی بود و ...
در گویش شهرستان بهاباد به کربلایی رضا، کبلرضا/kablarazaa/ یا کبرضا/kabrazaa/ گفته می شد. بطور مثال، مرحوم علیِ کبلرضا، فردی بودند که اسمشان علی بود و ...
روخونه/rukhuneh/ رودخانه ( گویش شهرستان بهاباد ) در ضمن، در این شهرستان رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندا ...
در گویش شهرستان بهاباد، رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندارد، وقتی سیل می آید رودخانه ها ( روخونه: تلفظ محلی ...
در گویش شهرستان بهاباد، رودبند به معنای سیل بند بکار برده می شود. چون رود دایمی در شهرستان وجود ندارد، وقتی سیل می آید رودخانه ها ( روخونه: تلفظ محلی ...
ناشور/naashur/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای ناشسته، ناشوی و کثیف است. چرا ظرف ها ناشوره؟ ( شسته نشده )
ناشور/naashur/ در گویش شهرستان بهاباد به معنای ناشسته، ناشوی و کثیف است. چرا ظرف ها ناشوره؟ ( شسته نشده )
ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ ( سوره یونس: ۱۰ ) . السُّوأَىٰ ک ...
رجوع شود به اساءوا. ثُمَّ کَانَ عَاقِبَهَ الَّذِینَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُونَ ( سوره یونس ...
عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...
عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...
عذاب قوم های نوح، عاد و ثمود: ﻗﻮم ﻧﻮﺡ ( ﻃﻮﻓﺎﻥ ) ﻭ ﻗﻮم ﻋﺎﺩ ( ﺑﺎﺩ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻣﺴﻤﻮم ) ﻭ ﻗﻮم ﺛﻤﻮﺩ ( ﺻﺎﻋﻘﻪ ) برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی ...
دقت کنید مَدْیَن با مداین فرق می کند. مَدیَن نامی جغرافیایی است در شمال غربی شبه جزیره عربستان. برخی محققان این شهر را جزو شهرهای شام به حساب آورده ...
چرا اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی نام گرفته است: طبق مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی، روز اول اردیبهشت یادروز سعدی می باشد. کوروش کمالی سروستانی، مد ...
چرا ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ نام گرفته است: کوروش کمالی سروستانی، پژوهشگر، زبان شناس و نویسنده که روز بزرگداشت حافظ را به ثبت رسانده در خصوص چگونگی ...
در گویش شهرستان بهاباد از این ترکیب عطفی استفاده می شود. حرکات و سکنات. [ ح َ رَ ت ُ س َ ک َ ] یعنی رفتار و کردار.
در گویش شهرستان بهاباد، چپ اندر چار/chapandarchaar/ یعنی کج ومعوج. قیافه چپ اندر چار، چه حرف های چپ اندر چاری نوشته، چه خط چپ اندر چاری. چپ اندر قی ...
در گویش شهرستان بهاباد، چپ اندر چار/chapandarchaar/ یعنی کج ومعوج. قیافه چپ اندر چار، چه حرف های چپ اندر چاری نوشته، چه خط چپ اندر چاری.
خدا به سر شاهده. خدا بالای سر شاهد است. در گویش شهرستان بهاباد خدا سر شاهده/khodaa sar shaahede / گفته می شود و نوعی قسم محسوب می شود. مثلا خدا سر ...
در گویش شهرستان بهاباد، به جای خدا به سر شاهده، خدا سر شاهده/khodaa sar shaahede / گفته می شود و نوعی قسم محسوب می شود. مثلا خدا سر شاهده رفتم ولی بس ...
کَلافِ سَر دَر گُم
اِشلونَک: یعنی حالت چطوره؟
آنکه نوعی صابون محسوب می شود اِشنان یا اشنون است گیاهی که در قدیم با آن رخت و یا دست می شستند و کار صابون را داشته است. رجوع شود به اشنان.
اِشنان. در گویش شهرستان بهاباداِشنان، اِشنوم تلفظ می شود گیاهی که در قدیم با آن رخت و یا دست می شستند و کار صابون را داشته است.
اِشنان. در گویش شهرستان بهاباد اِشنوم تلفظ می شود گیاهی که در قدیم با آن رخت و یا دست می شستند و کار صابون را داشته است.
نام بلاگ:اصطلاحات عربی در اربعین ( عبارات مهم در پیاده روی اربعین )
سَرپایی. در گویش شهرستان بهاباد سَرپایی به معنای دمپایی است.
سَرپایی. در گویش شهرستان بهاباد به معنای دمپایی است.
گُمْب : ( gomb ) در گویش شهرستان بهاباد و گناباد به معنی صدای زمین افتادن چیزی ، صدای پا هنگام راه رفتن. مثال یک چیزی گُمبی از اون بالا افتاد پایین. ...