پیشنهاد‌های مـجـتـبـی عـیـوض صـحـرا (١,٦٢٢)

بازدید
١١,٧٧٧
تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-١٦٤

داو!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٤٩

طیف!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢٠

لبیک!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٢٩

امروزه به کسی که خیلی درون پاک، پارسا و ساده دل هست، می گوییم: "هالو!" از واژه" اَهلَو، اَهلاو" وام گرفته است!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٢٦

واژه انگلیسی health از heal گرفته شده است و از واژه پارسی ( هال ) وام گرفته است! واژه عربی "حال: چگونگی - تندرست" هم، از سرهم بندی اهلو ( هال ) پارسی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٧٣

این واژه وَشناد ( بسیار ) ، شِگَرف هست و پایه دین مَزدَِیَسنا ( mazdēyasnā، زرتشتی، خداپرستی ) است! . اَهلَو: اَهلاو، اَهلا - نام پسرانه - واژه پا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٥

هاله ( halo ) : این واژه یونانی است ولی از پارسی وام گرفته است! واژه "هاله، halo" پیامبران و بزرگان: از واژه "اَهلَو، اَهلا" وام گرفته است و درست هما ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
-٩

اَلَلَ - این واژه ترکی است ولی در فارسی هم رواج پیدا کرده و تبدیل به تیکه کلام و لغتی عامیانه گشته است! کاربرد:هنگامی که اتفاق مُهَیّج، جالب، خَفَن و ...

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٧

خوش الحان!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

گُوا: مخفف گُواه، شاهد و. . . شین:دهانه ای در ماه، عیب، زشتی، اذیت، آزار و. . . شاهد دهانه ماه، معشوق دل آزار، محبوب ناقُلا!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٢

این واژه وَشناد ( بسیار ) ، شِگَرف هست و پایه دین مَزدَِیَسنا ( mazdēyasnā، زرتشتی، خداپرستی ) است! . اَهلَو: اَهلاو، اَهلا - نام پسرانه - واژه پا ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١

پلیسِر، پلیسکَر - واژه کردی و لری - نام دخترانه معنی: پرستو، چلچله، اَبال ( اَبابیل: بر وزن اَفاعیل - پرستوها )

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-١

لیچار ( ریچار ) !

پیشنهاد
-١

این اصطلاح از بازی بشین و پاشو برگرفته شده است، که کم کم به یک تنبیه برای سربازان و دانش آموزان تبدیل شد! روابطی سرد و خشک که هر دو طرف به اجبار و زو ...

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٩

دقرنوش!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-١

واژه مرکب - تازه سفر کرده، بکر نورد - تازه کار، نوپا، نوشکفته، نوجوان، نوباوه! - نوظهور، پدیده!

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
-١

جاناقا - اسم پسرانه - واژه مرکّب جان: روح، روان، حیات، نفس، هوش، عزیز، گرامی آقا: ارباب، افندی، کیا، خداوندگار، خواجه، سرور، سید، صاحب، کارفرما، مالک ...

پیشنهاد
٠

دَر نُطق جوش کردن - کنایه از علاقه ای برای سخن گفتن نشان دادن، هیجانی برای صحبت کردن داشتن، میل و اشتیاقی برای حرف زدن و سخنوری داشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کالین!

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٠

چو گَرد - کنایه از با شتاب، به سرعت، به تُندی، فوری، سه سوت! مثالی از شاهنامه فردوسی: به پیش سپاه اندر آمد چو گَرد / چو رعد خروشان یکی ویله کرد با س ...

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٨

طیف!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
٠

آماده دستور باش، برای فرمان حاضر باش، مطیع امر باش، فرمانبر باش، لبیک گو، گوش به زنگ باش!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر بر خط فرمان باش، گوش به فرمان باش

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
٠

آتش به فرمان!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یادآوری از واژه اَبَرسام ( بَرسام ) ! بَرسام، اَبَرسام، بَرسا - نام پسرانه - واژه فارسی میانه ساسانی ( پارسیگ، پارسیک ) نام درست و بُوَنده ( کامل ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٤

واژه آشوری ( بابِلی ) - نام پسرانه راب: پدر، بابا - بزرگ، سَروَر، والا، شامخ، بلندپایه سین: پسوند نسبت و دارندگی معنی: خدای بزرگ ماه در فرهنگ آشور ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دستلاف ( دست لاف ) - واژه پارسی میانه ( پارسیک، پارسیگ ) " لاف" در معنای کهن ( قدیم ) : ستاینده و پرستنده، دست خوش و نازِ شست دادن! کسی که برای دس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٤

یادآوری از واژه " اَهلَو، اَهلاو"! این واژه انگلیسی و به مانند "درود" همان معنای درستی و راستی را می رساند و از واژه آلمانی باستانی برگرفته شده است ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وَراکار - واژه فارسی بوته ای که میوه می دهد مانند: خیار، هندوانه، خربزه و. . . گفتار اندر سیاوش بخش24: بباید شدن تا وراکار چیست نباید که بر رفته ب ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٣

یادآوری از واژه " اَهلَو، اَهلاو"! این واژه انگلیسی و به مانند "درود" همان معنای درستی و راستی را می رساند و از واژه آلمانی باستانی برگرفته شده است ک ...

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٣

پایتابه و پاتابه دو املایی هستند!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٧

بازجای - به مانند: بازگو، بازپرس، بازدید و. . . برگرد، بایست، فرارنکن!

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
-٣

واژه اَوِستایی - ساختمان، عمارت، بنا، خانه، سٓرا، منزل، اتاق، حُجره - پرستشگاه، مَعبَد، صومعه، دَِیر

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٣

comedian - دهخدا: خنداننده >>> خند ( بن مضارع ) ، ان ( در اینجا پسوند حالت و چگونگی ) ، نده ( پسوند فاعلی ) شیخ بهایی: طنزو >>> طنز ( اسم ) ، او ( ...

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

معادل فرانسوی: کمیسیون!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

در ماه مبارک رمضان کنایه از کسانی که اولین بار است روزه می گیرند، روزه اولی!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

یاغی!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

لَت و پار - مجروح ، آسیب، صدمه و. . .

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

مُتَّهَم گردانید - کنایه از به شک و تردید افتادن، گمان کردن، پِنداشتن و. . .

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

مُقَشَّر - پوسته پوسته، ورقه ورقه، پولک شده، فلس ( واژه ای فرانسوی ) شده!

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

آماده و حاضر، مهیّا و فراهم کردن. مثال: زه کردن کمان >>>> یعنی آماده کردن کمان

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-٢

لهجه گیلکی - به سوی و به طرف و به جهت و. . . میدان.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٢

یادآوری از واژه " اَهلَو، اَهلاو"! این واژه انگلیسی و به مانند "درود" همان معنای درستی و راستی را می رساند و از واژه آلمانی باستانی برگرفته شده است ...

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
-١

معادل فرانسوی: کمیسیون!

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
-٥

طناز!

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

یادآوری از واژه هی! به گونه خودمونی بکار می رود! هِی - در چکامه ها ( شعرها ) به گونه "هین" کاربرد دارد! در اوستا: "hadha" ( ( این واژه بیشتر با زوه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
-٤

هله لو: خدا را شکر، ایول ( ای ولله ) ، باریکلا ( بارک الله ) این واژه انگلیسی است و درست همان معنیِ واژه " اَهلَو، اَهلاو" را می دهد و از آن وام گرف ...

پیشنهاد
٠

پَرده نِشین کَردَن سَرِ خواب - کنایه از بستن پلک ها یا پرده چشم در هنگام خواب، چشمامو روی هم میذارمو! مثالی از شعر نظامی در کتاب مخزن الاسرار: پرده ...

تاریخ
٩ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ای ترکی - اسم پسرانه آتا: پدر، بابا - مَرد، جوانمرد، صاحب همّت، انسان بزرگ - جسور، دلیر، شجاع، دلاور، پهلوان، غیور و. . . گلدی: اومدن، رسیدن، ر ...

١