پیشنهادهای گلی افجه (٨٢٤)
اعم از . . . چه این چه ان
لباس ریزش دار ، گشاد و لخت که چسبان نیست
استایل ژولیده یا نامرتب که عمدا لباس نامرتب یا کهنه بنظر بیاد.
شانسی ، گاهی خوب در میاد گاهی بد ( اصطلاح )
سمت پشت ، ، مثلاً پشت لباس آنطرف، مثلاً وقتی لباس را پشت و رو می کنیم
در جواب تعارف نه ممنون من خوبم
در بوکس مشت یا ضربه عامیانه مشت زدن فنی: ایجاد سوراخ در کاغذ یا ورق
موقع تعارف به معنی نه متشکرم من خوبم
در بوکس مشت یا ضربه عامیانه مشت زدن فنی ایجاد سوراخ در کاغذ یا ورق
سبز زمردی
زرد کهربایی
نگفتنی ، غیر قابل بیان
یه اتفاق خوب بطور شانسی
رنگ شرابی ، قرمز تیره مایل به بنفش
کپی شده ، شبیه سازی شده.
گارسون رستوران
در رستوران ها و هتل ها یک اصطلاح خدماتی است به معنی سرو غذا و نوشیدنی و پخش آن روی میز ها
فروش به قیمت ارزان بخاطر تخلیه انبار و پاکسازی فروشگاه
به فرد مجرد هم گفته میشه در محاوره
اسم رقص معروف مایکل جکسون که بر حرکت پاها تمرکز دارد
کسی که در کازینو کارت پخش می کند
تصویر یا مدلی نمایشی برای هویت دیجیتال که بجای فرد واقعی استفاده میشه
ابزار قدیمی برای قفل کردن مجرم ها در شهر در جهت تحقیر یا عبرت
جشن پایان دبیرستان
She is so full of herself او خیلی از خود راضی هست محاوره ای
انعام و راهنمایی بسته به جمله
استفاده از کلمات انگلیسی بین صحبت های روزمره قاطی کردن زبان ها بین دو زبان جابجا شدن .
الگو یا طرز فکر یانگرش ، ، چارچوب فکری
الگو ، ، چارچوب فکری یا طرز نگرشپ
الگو یا طرز نگرش ، ، چارچوب فکری
بدون فرزند
بدون فرزند کسی که به انتخاب خودش بچه دار نمی شود
نزدیک بود ، کم مانده بود ، تاکید عامیانه
دوست صمیمی رفیق خیلی نزدیک ( معمولا بین دخترها ) دختر هایی که دوست هستند ، اصطلاح
حالشو ندارم
واکنش بدون تامل و فکر
آدم عوضی
در روزمره ، فهمیدن منظور یا رفتار کسی
تخته نقاشی یا طراحی که کاغذ روی آن ثابت می شود
انجام چند کار همزمان/ متضاد monotaksing انجام و تمرکز بر یک کار
فقط تمرکز روی یک کار انجام ندادن چند کار همزمان
تغییر تدریجی رنگ یا نور وقتی یک رنگ آرام و تدریجی تبدیل به رنگ دیگه میشه
فشار زیاد ، بار گران ، سنگینی بار ، فرسوده شدن
معمولا باید قبل از اون could باشه ولی خلاصه شده میتونه به معنی جور بودن یا مورد پسند بودن باشه
هیچ. . .
نسل z افراد بین ۱۴ تا ۲۹ سال
در تماس بودن
رویداد مهم نقطه عطف در مرحله ای از زندگی در زمان های دور علامت کنار جاده بود که راهنما یی می کرد چقدر فاصله باقی مونده