پیشنهاد‌های فرشته عاج (٦٨٤)

بازدید
٢,٨٤٧
تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

اهل عمل عملگرا

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تا موقعی که من هستم ( مسئولم ) اجازه نمی دم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به قاعده و صحیح

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در نطفه خفش کن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فراری درجه یک تحت تعقیب

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مفت خور، بی عار

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

استاد مدعو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

آروم باش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با بی اعتنایی تمام

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذا کشیدن. مثلا: Make me a plate برام غذا بکش یا I'll make you a plate برات غذا می کشم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

پیاز داغش را زیاد کردن، یا به گفتار اغراق بخشیدن،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرگز به کم راضی نشو

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به کم راضی شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

برام دعا کنید.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به یک سرط

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اما به یه شرط

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

دنبال چیزی رفتن You have to go for باید بری دنبالش ( البته تلویحا یعنی باید کمی سماجت نشون بدی )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ای وای! برای بیان تعجب یا شوکه شدن از چیزی به کار می رود، اما این تعجب یا شوکه شدن لزوما متبت نیست.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تو بردی وقتی بعد از بحث در مورد موضوعی این عبارت به کار می رود؛ یعنی اعتراف می کنیم که طرف مقابل درست می گوید. یا محق است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

حس می کنم دارن درباره من حرف می زنند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در حد نو وقتی درباره وسایل حرف می زنیم، در حد نو ترجمه می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کنار کشیدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بسیار دانا به زعم من بهترین معادل کلمه خبره است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ساق ران مرغ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

دست و پنجه نرم کردن با

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

هرچیزی به موقعش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

زیروبم I know you inside out. من زیرو بم تو را می شناسم. من کاملا میشناسمت.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

نقطه عطف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جرو بحث کردن. We crossed swords

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

نارو زدن You doubl crossed me. به من نارو زدی.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رسیدن به جایی یا رفتن از جایی یا انجام کاری، ( کمی ) دیر تر از زمان پیش بینی شده.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

صدقه گرفتن صدقه قبول کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تقریبا معادل چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه

پیشنهاد
١

ظرف دو هفته عبارت by the end of به طول زمان اشاره می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نمونه تمام عیار یک مرد یا یک زن بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

تا ببینیم چی میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

تا ببینیم چی میشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فقط اهل شعار بودن طبل تو خالی بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

چشم تنگ تنگ نظر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اختروش دورترین اجرام شناخته شده از منظومه شمسی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

غذای مغذی و پر و پیمون

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

خراشیدن چیزی از روی سطحی غالبا جیزی که دوست نداریم روی سطحی باقی بماند. مثلا می خواهیم کاغذ دیواری های کهنه را از روی دیوار برداریم. Scrape the wall ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

هوایی شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

شرایط سخت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

همون آدم سابقی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

معادل برگ چغندر در گویش عامیانه فارسی What am I, chopped liver من چیه ام، برگ چغندر؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

می فهمم. درکت می کنم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٨

یکی از معانی کلمه good وقتی قبل از اسم بیاید در ترجمه حسابی یا یک دل سیر است. You need a good rest به یک استراحت حسابی نیاز داری. یا She sat down a ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

چشمم آب نمی خوره احتمالش کمه

پیشنهاد
٠

آدم که قحط نیست.