تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

noun - countable : توکا پرنده ای با منقار بزرگ و پرهای رنگین، ساکن بخش استوایی قاره آمریکا به عنوان نمونه : From the comfort of the water we saw tou ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

pherasal verb : پشت کسی را خالی کردن دست از پشتیبانی کسی برداشتن حمایت نکردن کسی به عنوان نمونه : Every child deserves a chance to live up to her po ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

phrase : به هر قیمتی که شده هر جور که شده مهم نیست که چه خطرات یا مشکلاتی ممکن است به وجود بیاید به عنوان نمونه : This book is of such importance th ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

verb - transitive - formal : 1 - ایفای نقش کردن ( در یک فیلم، نمایش، تئاتر و . . . . ) به عنوان نمونه : a drama enacted on a darkened stage 2 - چی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

noun - countable : محل ساخت، تعمیر یا نگهداری قایق ها به عنوان نمونه : I have a boatyard in my constituency which has recently run into trouble

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

noun - countable : 1 - بَلَم ( قایق دراز با کفی صاف که در رودخانه ها با کمک فشردن یک چوب بلند به کف رودخانه، حرکت می کند. ) به عنوان نمونه : A punt ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : Bake - off ۱ - مسابقه آشپزی به عنوان نمونه : Here are the brownies that got me 3rd place in the bakeoff ۲ - رقابت بین دو یا چند ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : Miniature Circuit Breaker کلید مینیاتوری ( که به اشتباه به آن فیوز مینیاتوری گفته می شود. )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

Noun - countable : Turbine vent هواکش توربینی هواکش چرخان ( نوعی از هواکش ها که بر بالای پشت بام نصب می شود و به کمک باد چرخیده و باعث عوض شدن هوا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : Whirly bird هواکش توربینی هواکش چرخان ( نوعی از هواکش ها که بر بالای پشت بام نصب می شود و به کمک باد چرخیده و باعث عوض شدن هوای ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Adjective : چرخان چرخنده گَردان درحال چرخش دورانی به عنوان نمونه : Also on the dessert side, the King Kong Sundae, with 24 scoops of ice cream cover ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : Fuse extractor فیوز کِش ابزاری که به کمک آن فیوزهای کاردی را از درون پایه فیوز خارج می کنند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : Fuse puller فیوز کِش ابزاری که به کمک آن فیوزهای کاردی را از درون پایه فیوز خارج می کنند.

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

Noun - countable : پولک رنگی در فیوزهای فشنگی

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

noun - countable : نوازنده آکاردئون به عنوان نمونه : Only later did she realize that he had used them to pay the restaurateur for his services, to i ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پِرت دورریز باطله پسماند هدر رفته بلا استفاده از بین رفته

پیشنهاد
٣

Phrase - informal : قلق کاری را به دست آوردن روش انجام کاری را پیدا کردن ( به ویژه هنگامی که این روش انجام کار، آشکار و ساده نمی باشد. ) سرانجام رو ...

پیشنهاد
١

Idiom - informal : از کله سحر تا بوق سگ کار کردن به عنوان نمونه : Back in the twenties, the Millay sisters were known in New York society for burnin ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

دیکته صحیح این کلمه explicit است.

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

Noun - countable - offensive : پیرِ خِرِفت ( اشاره دارد به زنی مسن و غیر قابل تحمل ) عجوزه ( اشاره دارد به زنی مسن و غیر قابل تحمل ) پیرِ کفتار ( ا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

idiom : a bitter pill to swallow جام زهر حقیقت تلخ واقعیت تلخ شرایط سخت و تلخی که مجبور به پذیرش آن باشیم به عنوان نمونه : The knowledge that his f ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

American English - informal : آزار دهنده ناراحت کننده اعصاب خرد کن ( به خصوص برای کودکان به کار می رود. ) به عنوان نمونه : she can be a real pill ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

idiom : sugar the pill شرایط کاری را برای دیگران آسان تر کردن محیط کاری مناسبی را برای کارمندان فراهم کردن به عنوان نمونه : To sweeten the pill, the ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد

Noun - countable : Hobby سرگرمی دل مشغولی به عنوان نمونه : In the US , Baseball is considered the national pastime

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

Idiom - informal : بیهوده خودت را خسته نکن انرژیت را بی جهت تلف نکن او به حرف تو گوش نمی کند، پس بی جهت با وی صحبت نکن. به عنوان نمونه : I don't k ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Idiom - informal : Have other fish to fry کارهای مهمتری برای انجام داشتن وقت برای توجه به مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، نداشتن به عنوان نمونه: I ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

noun - plural : قاشقک یک نوع آلت موسیقی ساخته شده از دو قطعه ی گرد کوچک چوبی یا پلاستیکی که در یک دست گرفته شده و به هم کوبیده می شوند. این آلت موسیق ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٢

idiom : به دنبالِ. . . . در طلبِ. . . . در جستجویِ. . . . به دنبالِ کسبِ . . . . در تعقیبِ. . . . . به دنبال تحققِ . . . . . در پی به دست آوردن ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Adjective : ۱ - مذاب ذوب شده آب شده به عنوان نمونه : The night was filled with that eerie light that only molten rock can produce ۲ - داشتن گرما یا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Phrase : فردی ضعیف را مورد حمله قرار دادن درک کردن ضعیف بودن یک فرد و سپس حمله کردن به وی به عنوان مثال : Government critics have smelled blood in ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

noun - countable : حلقه اتصال کوتاه فلزی در کنتاکتورهای AC که بر روی هسته ثابت آن ها قرار گرفته و به آن frager spire ، shading coil ، frager coil نی ...

پیشنهاد
٢

Idiom : سیلی نقد به از حلوای نسیه قدر داشته های خود را دانستن ( و در طمع به دست آوردن مال بیشتر، آن ها را از دست ندادن ) به عنوان نمونه : Do not pu ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Phrasal verb : کسی را به زور ساکت کردن کسی را به زور از انجام کاری بازداشتن به عنوان نمونه : The boss is going to sit on him to make sure he says no ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Phrase : Burn one's boats پل های پشت سر را خراب کردن راه برگشت را خراب کردن چاره ای باقی نگذاشتن به عنوان نمونه : If you insult the boss when you l ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

Phrasal verb - informal - American English : کسی را عصبانی کردن شخصی را خشمگین ساختن به عنوان نمونه : I was really burned up by her comment

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

noun - countable : نوشیدنی الکلی ساخته شده از وُدکا و آب پرتقال

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
١

adverb : deliberately عمدا تعمدا از روی قصد به عنوان نمونه : Stansfield would never have knowingly become involved in political espionage

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

idiom : شانس خود را به دلیل غُلُو کردن، از دست دادن با اعتماد به نفس بیش از حد رفتار کردن دچار خود بزرگ بینی شدن به عنوان نمونه : The unions overpla ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - uncountable : سارگاسوم نوعی جلبک دریایی قهوه ای رنگ که در خلیج فارس نیز یافت می شود و می تواند در مساحت زیادی روی آب رشد کرده و شناور بماند. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

Noun - countable - uncountable - British English : tarp ( American English ) پارچه ضد آب برزنت به عنوان نمونه : 1 - Yanto could see something behi ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

Noun - countable - uncountable - American English : مخفف کلمه tarpaulin ( British English ) پارچه ضد آب برزنت به عنوان نمونه : 1 - Yanto could see ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : هیدرو موتور موتور هیدرولیکی Hydraulic motor موتوری است که انرژی لازم جهت دوران را از روغن هیدرولیک دریافت می کند. به عنوان نمون ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : تاکومتر دورسنج دستگاهی که جهت سنجش سرعت چرخش شفت الکتروموتورها به کار می رود و در دو نوع تماسی و غیرتماسی و آنالوگ و دیجیتال وجود ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : واشر فنری واشری که زیر مهره و بر روی پیچ قرار می گیرد و از شُل شدن پیچ جلوگیری می کند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : Wire lug وایر شو سَرسیم قطعه ای رسانا، که به سرِ سیمها وصل شده و به کمک این قطعه، سیم به ترمینال، پیچ و . . . بسته می شود.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : Wire shoe سرسیم به عنوان نمونه : A wire lug is a device used for connecting electrical cables to electrical appliances, surface ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Noun - countable : نرخ نامه فهرست بها لیست قیمت ها به عنوان نمونه : The hotel had a price sheet for everything

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Adjective : بی توجه بی اطلاع بی حواس بی اعتنا به عنوان نمونه : She seemed completely oblivious to the noise around her

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

Adverb - US : به طور پیوسته مکررا دائما بی امان بی وقفه بدون توقف همیشه به عنوان نمونه : 1 - On and on the rain will fall 2 - The opera seemed to go ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Verb - transitive - formal : مغایرت داشتن با در تضاد بودن با مخالفت داشتن با به عنوان نمونه : The sale of untreated milk may contravene public healt ...