self serving

شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: acting to advance one's own interests, esp. selfishly.

- a self-serving public statement
[ترجمه ترگمان] یک بیانیه عمومی که به خود خدمت می کند
[ترجمه گوگل] یک بیانیه خدمت به خودی خود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a self-serving politician
[ترجمه ترگمان] یک سیاست مدار خود خدمت
[ترجمه گوگل] یک سیاستمدار خودخواه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

ارتباط محتوایی

بررسی کلمهصفت ( adjective ) • : تعریف: acting to advance one's own interests, esp. selfishly. - a sel ...
معنی self serving، مفهوم self serving، تعریف self serving، معرفی self serving، self serving چیست، self serving یعنی چی، self serving یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف s، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف s
کلمه بعدی: self serving declaration statement
اشتباه تایپی: سثمب سثقرهدل
آوا: /سلف سروینگ/
عکس self serving : در گوگل

پیشنهاد کاربران

خودخواه، خودمختار
متکبر خودخواه خودپسند مغرور
خودخواه، حق به جانب

https://www. merriam - webster. com/dictionary/self - serving
خودسود

خود خدمتی
خوش خدمتی
خودپسند
حق به جانب
خودیاوری ( روانشناسی )
خودیاری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما