پیشنهادهای نگار اسلامی (٢٢)
آوانویسی: /ʃemenidan/ ( نقش دستوری: مصدر ( فعل متعدی ) تعریف ( فارسی ) مایع یا غذای نیمه مایع را با قاشق، ملاقه یا وسیله ای دیگر به هم زدن تا مواد ...
آوانویسی: /belom/ نقش دستوری: فعل امری تعریف ( فارسی ) مرا رها کن؛ دست از سرم بردار؛ مزاحم من نشو. معادل های فارسی ولم کن. رهایم کن. دست از سرم ...
/kashkwar/ حرکتِ کشیدنِ خمیازه همراه با کش وقوس دادن بدن، دست ها یا اندام ها، معمولاً پس از خواب، استراحت یا خستگی، که باعث احساس تجدید نیرو و رفع کس ...
آوانویسی: /moʃgelom/ نقش دستوری: قید / عبارت گفتاری تعریف ( فارسی ) برای بیان تردید نسبت به وقوع یا درستیِ چیزی؛ به معنای �بعید می دانم�، �گمان نمی ...
آوانویسی: /pal�m bor�m/ نقش دستوری: عبارت عاطفی / شبه جمله تعریف ( فارسی ) عبارتی برای ابراز تأسف، انزجار، شرمندگی یا نکوهش در برابر کاری بسیار ناپ ...
نقش دستوری: عبارت فعلی تعریف ( فارسی ) نداشتن میل، اشتیاق یا حال وهوای حضور در جشن ها، مهمانی ها، بزم ها یا دیگر گردهمایی های شاد. معادل های فارسی ...
آوانویسی: /dɑːlu/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : زن سالخورده؛ پیرزن. معادل های فارسی: پیرزن زن سالخورده بانوی سالمند English: old woman elderly ...
آوانویسی: /tilike/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : نوعی خوراک سنتی لری که از ماست و سبزیجات، به ویژه سبزی های کوهی، تهیه می شود. این غذا با موادی ...
آوانویسی: /t͡ʃulestan/ نقش دستوری: مصدر ( فعل لازم ) تعریف ( فارسی ) : از شدت خستگی، کار یا فشار جسمی کاملاً از پا افتادن، توان خود را از دست دادن ...
آوانویسی: /lu d�ge/ نقش دستوری: عبارت فعلی تعریف ( فارسی ) : لرزیدن یا تکان خوردن لب ها بر اثر سرما. معادل های فارسی: لب از سرما لرزیدن لب به رعشه ...
نقش دستوری: مصدر تعریف ( فارسی ) : لرزیدن یا به رعشه افتادن بر اثر سرما. معادل های فارسی: از سرما لرزیدن به رعشه افتادن از سرما از سرما به خود لرزید ...
آوانویسی: /kelesb�r/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : جهنم؛ در کاربردهای روزمره اغلب در نفرین، دشنام یا برای راندن کسی به کار می رود. معادل های فا ...
نقش دستوری: عبارت فعلی تعریف ( فارسی ) : ناگهان و بر اثر ترس، شوک یا غافلگیری از جا پریدن یا به شدت هراسان شدن. معادل های فارسی: از جا پریدن یک دفعه ...
نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : سخن گفتن دربارهٔ کسی در غیاب او، به ویژه با بیان عیب ها، انتقادها یا مطالب ناخوشایند؛ پشت سر کسی حرف زدن یا غیبت کر ...
نقش دستوری: عبارت دعایی / اصطلاح تعریف ( فارسی ) : عبارتی برای قدردانی از لطف یا پیشنهاد کمکِ کسی که معمولاً هنگام رد کردن مؤدبانهٔ آن به کار می رود. ...
آوانویسی: /rekest�n/ ( تقریبی ) نقش دستوری: مصدر ( فعل لازم ) تعریف ( فارسی ) : خراشیده شدن یا ساییده شدن سطح پوست یا جسم در اثر تماس با سطحی زبر ی ...
واژه: ریاسی آوانویسی: /rij�si/ ( تقریبی ) نقش دستوری: اسم ( در ترکیب هایی مانند �سی ریاسی� ) ؛ گاهی نیز در نقش قید به کار می رود. تعریف ( فارسی ) : ...
/pen. t͡ʃok/ ( تقریبی ) نقش دستوری: صفت تعریف ( فارسی ) : صفتی برای فردی که فضولانه می خواهد از همه چیز سر دربیاورد، در کار دیگران دخالت کند یا از ا ...
/�l�z�ŋɡi/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : موجودی خیالی یا دیوی در افسانه ها و داستان های عامیانهٔ لری که برای ترساندن کودکان و بازداشتن آن ها از ا ...
/�semun ɣorombe/ نقش دستوری: اسم تعریف ( فارسی ) : رعد و برق؛ پدیدهٔ جوی همراه با صدای رعد و درخشش برق، معمولاً هنگام طوفان. معادل های فارسی: رعد و ...
/dezg/ نقش دستوری: صفت تعریف ( فارسی ) : غذایی که به طور کامل نپخته باشد. مثل هویج نپخته معادل های فارسی: نیم پز ناپخته خوب جا نیفتاده ( بسته به بافت ...
معنی فارسی : کلمه ی لری به معنای قابلمه :Synonyms Container Cooking pot Saucepan ( if specifically for cooking ) :Definition A round, deep contain ...