پیشنهادهای پوریا برزعلی (٥٨٢)
a combination of sounds or musical notes that are not pleasant when heard together: ناهمسازی - ناموزونی ( noun )
a look that shows one does not understand what someone has said or does not know the answer to a question My question only drew/got a blank stare. ن ...
ناهمخوانی، تفاوت ، عدم همخوانی ( noun )
1 - حامی 2 - مشتری همیشگ
معاون اجرایی
شمار خوانندگان، خوانندگان
بازیچه یا ملعبه دست ( اسم )
ضد استدلال
بیزار - بی میل ( adjective )
یکدفعه غوغا به پا شد، ناگهان محشر شد
چرب زبانی کردن
مراقب چیزی بودن
کنایه از : یک سر و گردن بالاتر بودن ( مزیت یا برتری داشتن )
کنایه از آدم با تجربه ( با وجود داشتن حرف اس ، مفرد است )
سمج
( اسم ) نکته یا بُعد مثبت
the range of things that someone is good at, especially things that are useful in a particular job مجموعه مهارت
کوته بین
to eat a meal in a restaurant and then leave without paying: بخور و در رو
to put something in a private, safe place در جای امن گذاشتن
نامرتب to arrange parts of a machine or system so that they do not fit together correctly, with the result that they do not work well together
a time when you have to make a difficult decision about something.
اولویت - برتری ( صفت )
کنکاش - کاوش
سرزمین بزرگ
noun ) . an ordinary person or citizen; an average man. ) ( سم ) مرد یا آدم معمولی
تزلزل ناپذیر
ورزش بشین و پاشو ( در مدارس میگفتن: برپایی ) تقریبا معادل squat
( صفت است و دو معنی تقریبا متضاد دارد که بسته به جمله معنا پیدا میکند ) 1 - جزئی ، نامحسوس 2 - کوچک اما مهم
مانع
1 - ( اسم ) لانه کبوتر 2 - ( اسم ) قفسه نامه های پستی 3 - ( فعل ) طبقه بندی کردن ، دسته بندی کردن
تکامل خرد
If someone falls by the wayside, they fail to finish an activity, and if something falls by the wayside, people stop doing it, making it, or using it ...
خشم شدید
someone with a very great ability that usually shows itself when that person is a young child جوان یا کودک با استعداد ( اسم )
( صفت ) پر کالا
( صفت ) غذای مفصل در رستوران
یه جورایی شاید معنی �گدایی کردن� بده
رشد و توسعه سریع کردن
Sometimes
involving everyone who works for a company or an organization همه افراد یک سازمان / تیم ( صفت )
اشتیاق ( اسم )
no longer being considered چیزی که دیگه بررسی نمیشه ( مثلا چون قدیمی شده یا تاریخش گذشته )
An investor objective that addresses risks associated with project and program financing and design.
ارتباط سازمانی ، ارتباط بین پرسنل یا واحدهای یک سازمان Reporting relationships refers to an organizational structure in which every employee is plac ...
اندیشه
مشوق مشروط
[روانپزشکی] تثبیت کارکردی. یک آمایه مفهومی که در آن اشیاء مورد استفاده برای کارکردی خاص فقط برای آن کارکرد مفید شناخته می شوند هر چند در سایر زمینه ه ...
ساختن مشترک
کم توجهی