پیشنهاد‌های پوریا برزعلی (٥٨٢)

بازدید
٢,٤٢١
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

1 - حل کردن مشکل و مسئله 2 - عزم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

قانع کننده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

the most unhappy that someone has ever been in their life بدبخت و بیچاره ( noun )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

“Hitting rock bottom” is a phrase that almost everyone has heard when talking about the topic of addiction. . . . Generally, rock bottom refers to a ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

مغازه ی گروبرداری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

( صفت ) 1 - فارغ التحصیل شده 2 - درجه بندی شده ، مدرج

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

( an example of ) serious crime that can be punished by one or more years in prison تبه کاری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

( adjective ) تکمیلی - مکمل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

to add information in support of an idea, opinion, or statement تکمیل کردن ، کامل کردن ( اضافه کردن ) ( فعل )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( در انحلال شرکت ها و غیره ) مدیر تصفیه an official person or organization that is given the job of closing a company, by selling its assets so that ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

قابل فروش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

to drive someone somewhere اگر فعل باشد : رساندن کسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

قدیمی مسلک - امل

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بستنی فروشی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مهار رایگان ( یک نوع مدل کسب و کار است که معمولاً یک کالا مانند نرم افزار، رسانه، بازی یا خدمات وب به صورت رایگان به درخواست کننده ها ارائه می شود ول ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

Trialability is the ease with which customers can try a new product or service. This is quite important for innovative products that have to be exper ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

1 - the act of sending goods somewhere ترابری 2 - goods that are being sent somewhere محموله

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

کسی که فکر میکند از دیگران پاکتر و مقدس تر است ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

People who are holier - than - thou think that they are morally better than anyone else.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

مورد کم توجهی قرار دادن، نادیده گرفتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

درباره چیزی روشنگری کردن - نادرست بودن یک تئوری را اثبات کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

نادرست بودن یک تئوری را اثبات کردن - درباره چیزی روشنگری کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

پرحرارت و آتشین و قاطع ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

شدیداً و قویاً

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

منطقه مرکزی وحیاتی ( noun )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

someone who is unwilling to change or give up their ideas or ways of behaving, even when there are good reasons to do so لجوج و با استقامت بر سر فکر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

1 - soft when pressed - نرم، شکل پذیر 2 - not clear or exact - مبهم ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

large ( adjective$ ) 1 - قابل ملاحظه 2 - بزرگ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

عذرخواهی میکنم ، فعل نیست ، "صفت" هست.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

full of hope, happiness, and good feelings خوشحال و خوش بینن ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

شدید ( especially of actions ) severe and sudden or having very noticeable effects

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

1 - مشتی از چیزی 2 - تعداد کم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

خلاف انتظار ( adjective ) Something that is counter - intuitive does not happen in the way you would expect it to

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

منتقدِ عیب جو ( اسم )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

درخواست رسمی کردن ( فعل )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

محیطی که در آن فرد فقط با عقاید یا عقایدی منطبق بر عقاید خود روبرو می شود ، بنابراین دیدگاه های موجود وی تقویت می شود و ایده های جایگزین در نظر گرفته ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

= filter bubble

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

( اسم ) کم گفتن ( در مقابل : اغراق =overstatement ) a statement that describes something in a way that makes it seem less important, serious, bad, e ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - ( adjective ) تراجنس used to describe someone who feels that they are not the same gender ( = sex ) as the gender ( = sex ) they were said to hav ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

to pay part of the cost of something یارانه دادن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

سر دفتراسناد رسمی an official who has the legal authority to say that documents are correctly signed or true or to make an oath ( = promise ) official

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٣

1 - ( فعل ) آسان کردن - تسهیل کردن 2 - ( اسم ) سهولت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

متحمل شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

if you give someone an amount of money up front, you pay them before they do something for you پیش پرداخت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

جانبداریِ غرضمندانه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

دست کم گرفتن - کم ارزش تلقی کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

نو هراسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - راه انحرافی 2 - میانبُر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

خائن به نژاد ( خود ) Race traitor is a pejorative reference to a person who is perceived as supporting attitudes or positions thought to be against ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

1 - وضوح 2 - راه حل 3 - تصمیم برای تغییر عادت 4 - قطعنامه