پیشنهاد‌های پوریا برزعلی (٥٨٢)

بازدید
٢,٤٢١
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

the opposite, less good, or less popular side of something روی دیگر سکه - وجه دیگر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

( صفت ) ضمنی متضادش: explicit

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

( صفت ) صریح متضادش : implicit

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( صفت ) آبرومندانه done so that other people will continue to respect you

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

فرهنگ جمع گرایی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تعریف و تمجید/ انتقاد زیاد از کسی کردن ( عبارت فعلی ) to give someone a lot of praise, criticism, etc

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

the amount of money that you receive from your job after taxes etc have been taken out خالص دریافتی ( بعد از کسر مالیات )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سالهای آخر زندگی/عمر Last few years of one's life

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

۱. نجیب ( اخلاق ) ۲. استاندارد، قابل قبول of a good enough standard or quality

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

تامل کردن ( اندیشیدن ) to spend time considering a possible future action, or to consider one particular thing for a long time in a serious way

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سرآغاز ( اسم ) the beginning, when someone starts to do something, or a process starts

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

to develop in a particular way or in a successful way به بار نشستن، به ثمر نشستن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

to make someone feel less confident and slightly frightened مرعوب کردن ، ترساندن ( فعل )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

۳. علناً

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

something that happens or that is made or done only once یک باره ( نه چند باره ) ، فقط برای یک دفعه ( noun )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

to begin to understand something فهمیدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

برون رانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

to send someone a copy of an email you are sending to someone else

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

پاداش مشخص

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

1 - آوازی 2 - صریحاً by expressing opinions and complaints often

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

If someone has more than one string to their bow, they have more than one ability or thing they can use if the first one they try is not successful. ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

مخفف رزومه یا همان CV هست

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

۱. ربودن = grab ۲. قاپیدن فرصت ( فعل )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

به طور دقیق تر ( بگم ) , از جمله، شاملِ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

۱. فقط ۲. ناچیز ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

به مراتب بیشتر ≠ far fewer به مراتب کمتر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

به مراتب کمتر ≠ far more به مراتب بیشتر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تعلق خاطر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

1 - مسافت طولانی travelling a long distance 2 - زمان طولانی a period of years, rather than days, weeks, or months

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

در طولانی مدت over a long period into the future

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

در پی If something happens in the wake of something else, it happens after and often because of it

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

پارچه لی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

a fly - by - night company or businessman is one that you cannot trust because they have only been in business for a short time and are only interes ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

زمانی طولانی محبوب بودن last or remain popular for a long time.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

گزینه پیش فرض

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

بهبود دادن ( فعل )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

آرام ولی آماده بخدمت - ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

( اسم ) بستری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

۱. انجام با مهارت ۲. بازیچه یا ملعبه دست

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

مجذوب , فریفته، مفتون ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٥

تدارک دیدن، فراهم آوردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

فرافکنی، برون افکنی، پرتو افکنی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

someone's relatives who lived a long time ago نیاکان - اجداد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

very many; a lot ( of ) فراوان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( noun ) a product, service, store, etc. that is so successful that similar products, businesses, etc. fail because they cannot compete صنف کش ( محص ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

( صفت ) معتقدان به ظهور منجی موعود ( در ادیان مختلف ) A messianic religious group believes that a leader will or has come who has the power to chang ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

1 - ناجی موعود a person who is expected to come and save the world 2 - مسیح ( ع ) In the Christian religion, the Messiah is Jesus. 3 - ( در مذهب یه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

بدیهی - خودگواه - پر واضح

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

خیلی دقیق، نازک بینانه، موشکافانه ( adjective )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( دادن شغل و امتیازات ناسزیده به خویشاوندان ) تبارگماری