پیشنهاد‌های پوریا برزعلی (٥٨٢)

بازدید
٢,٤٢١
پیشنهاد
٠

مدیر ارشد اداری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

مطالعه /بررسی طولی. یک روش پژوهشی برای مطالعه فرد در گستره زمان و ارزیابی وی در فواصل منظم زمانی

پیشنهاد

ادغام عملکرد متقابل

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

دفتر کل

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

نظر اجمالی a short description of a subject or situation that gives the main ideas without explaining all the details

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

به خوبی آشنا، به خوبی آگاه ، کاملا آشنا و آگاه در مورد یک شخص یا موضوع

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

سواد کار با کامپیوتر داشتن، سواد کامپیوتری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

چه چیزی جا افتاده? چه چیزی مفقود شده است؟

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

not hurt or damaged صحیح و سالم مثال: Three days later, the hikers were found safe and sound.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

the large size or importance of something بزرگی و اهمیت ( اسم )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

needing great strength and determination بسیار دشوار ( صفت )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

to support an activity or opinion

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

( فعل ) 1 - to perform a story or play اجرا/بازی کردن ( نمایش ) 2 - قانون گذاشتن to make a law, or to make an idea into a law

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

1 - حساب سر انگشتی 2 - قاعده کلی و تجربی ( علمی و دقیق نیست )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

to develop توسعه دادن ( عبارت فعلی )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

Cultural sensitivity, also sometimes referred to as cross - cultural sensitivity or simply cultural awareness, is the knowledge, awareness, and accep ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

=rowhouse

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

جمع سپاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

Social loafing describes the tendency of individuals to put forth less effort when they are part of a group. Because all members of the group are poo ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤

تنبلی گروهی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

quick and exact either in movement or thoughts فرز و زیرک ( صفت )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

to have a strong desire for something ( فعل ) اشتیاق شدید داشتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٤

فردی که بسیار تغییر شغل می دهد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

نر غالب، نر برتر، نر رهبر

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

a person who achieves more than the average person in their work [فرد] با عملکرد بالا ( صفت )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

جاری و در حال پیشرفت ( صفت )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

حقایق تلخ - تلخی های واقعیت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

an employee کارمند ( اسم ) ( البته فعل هم هست )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٢

to improve or increase something بهبود/ افزایش دادن ( فعل )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١١

( اسم ) ۱. ساخت و ساز ۲. سازه ( بنا، ساختمان )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

refusing to change your opinions or behaviour لجباز ( adjective )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

to avoid risks and actions that might cause problems or make you feel uncomfortable, with the result that you might not achieve what you want to achi ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

( noun ) روشنایی - اشراق - light

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

action and reflection

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

in addition/ in addition to what has already been done or said.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

( فعل ) 1 - با قاشق غذا دادن to feed a baby or other person using a spoon 2 - به کسی آنقدر کمک یا اطلاعات دادن که شخص خودش نیازی به امتحان کردن نداش ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

a pole with a sign on it, esp. showing the way to a place or the name of a road جهت دادن ( راهنمایی کردن )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

the state of being confidential رازداری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

1 - آدرس، نشانی ( اسم ) 2 - مورد ملاحظه قرار دادن ( فعل ) to give attention to or deal with a matter or problem

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

to depend on something وابسته بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

کمبود بودجه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( مخففش میشود : VP ) 1 - معاون رئیس جمهور the elected official immediately below the president who is elected with the president every four years 2 ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

to leave a situation ترک کردن - خارج شدن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

وضع را بدتر کردن to make the situation even more unpleasant or difficult

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

If something comes to a head or someone brings something to a head, a situation reaches a point where something must be done about it حاد شدن، بغرنج ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نتیجه اخلاقی داستان ( چیست؟ )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

= in a related vein به همین سیاق؛ به همین ترتیب

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

to be easily seen or noticed برجسته بودن، مشخص بودن ( عبارت فعلی/phrasal verb )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

despite what has just been said با این وجود، با این اوصاف

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

به راحتی - فوراً