پیشنهاد‌های پوریا برزعلی (٦١٩)

بازدید
٢,٨٢٧
تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کنایه از آدم با تجربه ( با وجود داشتن حرف اس ، مفرد است )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

سمج

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

( اسم ) نکته یا بُعد مثبت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

the range of things that someone is good at, especially things that are useful in a particular job مجموعه مهارت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

کوته بین

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

to eat a meal in a restaurant and then leave without paying: بخور و در رو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

to put something in a private, safe place در جای امن گذاشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

نامرتب to arrange parts of a machine or system so that they do not fit together correctly, with the result that they do not work well together

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

a time when you have to make a difficult decision about something.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

اولویت - برتری ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

کنکاش - کاوش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

سرزمین بزرگ

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

noun ) . an ordinary person or citizen; an average man. ) ( سم ) مرد یا آدم معمولی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تزلزل ناپذیر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١١

ورزش بشین و پاشو ( در مدارس میگفتن: برپایی ) تقریبا معادل squat

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

( صفت است و دو معنی تقریبا متضاد دارد که بسته به جمله معنا پیدا میکند ) 1 - جزئی ، نامحسوس 2 - کوچک اما مهم

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

مانع

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

1 - ( اسم ) لانه کبوتر 2 - ( اسم ) قفسه نامه های پستی 3 - ( فعل ) طبقه بندی کردن ، دسته بندی کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تکامل خرد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

If someone falls by the wayside, they fail to finish an activity, and if something falls by the wayside, people stop doing it, making it, or using it ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

خشم شدید

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

someone with a very great ability that usually shows itself when that person is a young child جوان یا کودک با استعداد ( اسم )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

( صفت ) پر کالا

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

( صفت ) غذای مفصل در رستوران

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

یه جورایی شاید معنی �گدایی کردن� بده

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

رشد و توسعه سریع کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

Sometimes

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

involving everyone who works for a company or an organization همه افراد یک سازمان / تیم ( صفت )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

اشتیاق ( اسم )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

no longer being considered چیزی که دیگه بررسی نمیشه ( مثلا چون قدیمی شده یا تاریخش گذشته )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

An investor objective that addresses risks associated with project and program financing and design.

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

ارتباط سازمانی ، ارتباط بین پرسنل یا واحدهای یک سازمان Reporting relationships refers to an organizational structure in which every employee is plac ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

اندیشه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

مشوق مشروط

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

[روانپزشکی] تثبیت کارکردی. یک آمایه مفهومی که در آن اشیاء مورد استفاده برای کارکردی خاص فقط برای آن کارکرد مفید شناخته می شوند هر چند در سایر زمینه ه ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤

ساختن مشترک

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

کم توجهی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

رسم یا تشریفات آیینی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

مبهم، تار

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٢

ناقص

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

ordinary and not special or exciting in any way معمولی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

حمایت غیرنقدی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

به خوبی آگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

پرزحمتو موشکافانه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

مغایرت، ناهمخوانی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

( صفت ) مایوس، دلسرد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

بسی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٩

مراجعه مستقیم ( بدون قرار قبلی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

تجارت/ تبادل کالا به کالا

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

نمایش/کنسرت/و. . . عالی