پیشنهادهای پوریا برزعلی (٥٨٢)
رسم یا تشریفات آیینی
مبهم، تار
ناقص
ordinary and not special or exciting in any way معمولی
حمایت غیرنقدی
به خوبی آگاه
پرزحمتو موشکافانه
مغایرت، ناهمخوانی
( صفت ) مایوس، دلسرد
بسی
مراجعه مستقیم ( بدون قرار قبلی )
تجارت/ تبادل کالا به کالا
نمایش/کنسرت/و. . . عالی
سرگرمی صرف
in connection with
مشتاق، پر اشتیاق
کمیته اجرایی
هیئت اجرایی
کارشناس عمومی
تامین بودجه ناکافی
به همان ناگهانی
ساختار سازمانی مسطح یا درهم تنیده
ظاهر بامزه
خوش آمد قهرمانانه
۱. غذای سگ ۲. پیش مرگ ( [از پرسنل یک شرکت] از محصول یا خدمات توسعه یافته توسط آن شرکت استفاده می کنند تا قبل از اینکه در دسترس مشتریان قرار گیرد ، آن ...
حزب محافظه کار
به این معنی بود
در سالهای بعد
یا Show biz به معنی صنعت سرگرمی ( مثل سینما، تئاتر و. . . ) است.
بازی تمرینی
قسمت بزرگی از تقصیرات را به دوش کشیدن
مهارت، practical knowledge and ability
بیش اتکا
سخن چین
حول و حوش
پهنه , گستره
غیر قابل تجدید پذیر
معیار, شاخص, ملاک
دوری و دوستی
بیشتر اوقات
آدم بیخیالی که شانس می آورد
بلند پرواز
دنیای جداگانه
منقرض ( adjective )
دمپایی صندل لا انگشتی - صندل
پاپوش ( کفش - shoes, boots, or any other outer covering for the human foot )
متصدی فروش
لباس بیرونی ( لباسی که روی لباسهای دیگر در زمان بیرون رفتن از منزل می پوشیم )
پیام رسان فوری
1 - فرسخ شمار 2 - نقطه عطف