پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٨,٥٣٥)

بازدید
٢٣,٥٠٢
تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) فرد غیر متخصص ( ۲ ) فرد عامی / غیر حرفه ای ( ۳ ) فرد غیر روحانی ( در زمینه مذهبی ) در زبان محاوره ای: آدمی که تخصص ندار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) فرد عادی / شهروند معمولی ( ۲ ) فرد غیر اشرافی / غیر سلطنتی ( ۳ ) فردی از طبقه ی عامه، عوام در زبان محاوره ای: آدم معمول ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 واژه: **Reimbursement** ( اسم – مالی، قراردادی، حقوقی ) 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) بازپرداخت هزینه ( ۲ ) جبران مالی ( ۳ ) پرداخت مجدد بابت هزی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 واژه: **Recoupment** ( اسم – حقوقی، مالی، دفاعی ) /rɪˈkuːp. mənt/ ریکوپمِنت ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 واژه: **Setoff** ( اسم – حقوقی، مالی، حسابداری ) 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) تهاتر حقوقی ( ۲ ) کسر متقابل بدهی ( ۳ ) تسویه ی دوطرفه در زبان محا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) دعوای متقابل ( ۲ ) شکایت متقابل ( ۳ ) پاسخ حقوقی همراه با ادعای جدید در زبان محاوره ای: شکایتی که طرف مقابل علیه شاکی ا ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٥

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) طرف پاسخ گو / خوانده ( در دعاوی مدنی ) ( ۲ ) پاسخ دهنده ( در نظرسنجی یا تحقیق ) ( ۳ ) متهم پاسخ گو ( در برخی پرونده ها ) ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) متهم ( ۲ ) طرف دعوی ( در دعاوی حقوقی ) ( ۳ ) خوانده ( در پرونده های مدنی ) در زبان محاوره ای: کسی که ازش شکایت شده، طرف ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) دست کاری یا دخالت در شاهد ( ۲ ) تهدید یا تطمیع شاهد ( ۳ ) تلاش برای تأثیرگذاری غیرقانونی بر شهادت ______________________ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔹 واژه: **TOEFL** = *Test of English as a Foreign Language* /ˈtoʊ. fəl/ تُوفِل ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 واژه: **GRE** = *Graduate Record Examination* ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) آزمون ورودی دوره های کارشناسی ار ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

/ˈɛl. s�t/ اِل سَت 🔹 واژه: **LSAT** = *Law School Admission Test* 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) آزمون ورودی دانشکده های حقوق ( ۲ ) آزمون پذیرش رشته ی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) آزمون وکالت ( ۲ ) امتحان ورود به حرفه ی وکالت ( ۳ ) آزمون صلاحیت حقوقی ________________________________________ 🔸 تعری ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) حق الوکاله ی ثابت / پیش پرداخت خدمات حقوقی ( ۲ ) قرارداد نگهداری خدمات / توافق مستمر ( ۳ ) وکیل نگه داشته شده / مشاور دائ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٤

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) مدافع / وکیل مدافع ( ۲ ) بازیکن دفاع ( ۳ ) حامی / پشتیبان در زبان محاوره ای: کسی که دفاع می کنه، پشت کسی وایمیسته، جلوی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ( اسم ) وکیل / مدافع / حامی ( فعل ) دفاع کردن / حمایت کردن / پشتیبانی کردن در زبان محاوره ای: طرفداری کردن، پشت کسی یا چیزی وای ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) وکیل / حقوقدان ( ۲ ) مشاور حقوقی ( ۳ ) متخصص حقوق در زبان محاوره ای: وکیل، کسی که قانونو بلده، اونایی که تو دادگاه ازت ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

اِتِرنی ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) وکیل دادگستری ( ۲ ) نماینده ی قانونی ( ۳ ) مشاور حقوقی در زبان محاوره ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) پیگرد قانونی / تعقیب قضایی ( ۲ ) دادستانی / تیم پیگرد ( ۳ ) جریان محاکمه از سوی دولت یا شاکی در زبان محاوره ای: دادستان ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔹 واژه: **Sweeping discovery** ( ترکیب اسمی – علمی، حقوقی، رسانه ای، دراماتیک ) 🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) کشف فراگیر / کشف گسترده ( ۲ ) کشف تحول ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نماینده ی قانونی متهم که وظیفه اش دفاع از حقوق اوست—چه در برابر اتهام، چه در روند محاکمه. ممکنه شامل وکیل خصوصی، وکیل تسخیری، یا تیم حقوقی باشه. وکی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

طرفی که متهم را تحت پیگرد قانونی قرار می دهد/ دادستان / تیم پیگرد/ نماینده ی دولت یا شاکی/ وظیفه اش اثبات جرم و درخواست مجازات نماینده ی دولت یا شاکی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) فراخوان عمومی واحدهای پلیس ( ۲ ) اعلام وضعیت اضطراری به همه ی گشت ها ( ۳ ) پیام رادیویی برای بسیج نیروها در زبان محاوره ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) تعیین لحن / مشخص کردن فضای گفت وگو ( ۲ ) شکل دادن به جو / تنظیم حال وهوای کلی ( ۳ ) پایه گذاری سبک ارتباطی یا رفتاری در ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) حداقلش اینه که. . . ( ۲ ) اگر بخوای کم ترینشو بگی. . . ( ۳ ) با کم ترین اغراق. . . ( ۴ ) مؤدبانه بگم. . . ( ۵ ) بخوام ...

پیشنهاد
٠

قانونی بودن ما، اخلاقی بودن ما را تضمین نمی کند. قانونی بودن، اخلاقی بودن نمی آورد. قانون، جای اخلاق را نمی گیرد. آنچه مجاز است، الزاماً درست نیست ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: شرکت کننده / رقابت کننده / داوطلب مسابقه در زبان محاوره ای: اونایی که تو مسابقه ان، شرکت کننده ها، رقابت کننده ها، کسایی که اومدن ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

متد پیلاتس توسط جوزف پیلاتس در اوایل قرن بیستم در آلمان ابداع شد. او که در کودکی بیماری هایی مانند آسم داشت، به ورزش و تحرک روی آورد تا بدن و ذهن قوی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Wall Pilates یک نوع تمرین پیلاتس است که از دیوار به عنوان تکیه گاه و ابزار کمکی استفاده می کند تا حرکات پیلاتس را با حمایت بیشتر و کنترل بهتر انجام د ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. 👃 ( حسی – محیطی ) : بویی بسیار ناخوشایند، تند یا آزاردهنده که معمولاً ناشی از فساد، آلودگی، یا مواد شیمیاییه مثال: A foul odor was coming from t ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

welfare check یکی از خدماتی است که توسط نیروهای انتظامی یا پلیس انجام می شود تا اطمینان حاصل شود که یک فرد در شرایط ایمن و سالم به سر می برد. این باز ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بارفیکس ( Pull - up ) یک تمرین قدرتی برای عضلات بالاتنه است که شامل آویزان شدن از یک میله و بالا کشیدن بدن با استفاده از قدرت بازوها و عضلات پشت می ش ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حرکت اسکوات پیستول ( Pistol Squat ) یک تمرین پیشرفته و تک پا است که به تقویت عضلات پا، به خصوص عضلات چهارسر ران، همسترینگ، و عضلات سرینی ( باسن ) کمک ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

تورات، در یهودیت، کتاب مقدس و اصلی ترین متن دینی است که به باور یهودیان از حضرت موسی علیه السلام نازل شده است. این کتاب شامل پنج سفر اول کتاب مقدس یه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

یوم کیپور، به زبان عبری יום כיפור و به معنای روز بخشایش گناهان یا روز آمرزش، یکی از مقدس ترین و مهم ترین اعیاد مذهبی یهودیان است. این روز در دهمین رو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

/məˈrɔːd/ مِراد ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: غارت کردن / یورش بردن / چپاول کردن در زبان محاوره ای: تاخت وتاز کردن، ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

اِی اَند ای ________________________________________ 🔸 معادل فارسی: اورژانس / بخش فوریت های پزشکی / بخش تصادفات و اتفاقات در زبان محاوره ای: او ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: بازی باز، بازی بازو می شناسه / حرفه ای، حرفه ایو تشخیص می ده / زرنگ، زرنگو می فهمه در زبان محاوره ای: اونی که تو کاره، می فهمه کی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: کسی رو درس دادن / کسی رو له کردن با مهارت / کسی رو آگاه کردن با قدرت در زبان محاوره ای: حالیش کرد، لهش کرد، نشونش داد کی رئیسِ، یه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: کسی رو آگاه کردن به واقعیت پشت پرده / کسی رو وارد جریان کردن / کسی رو با بازی آشنا کردن در زبان محاوره ای: طرفو آگاه کرد، حالیش کر ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: مرحله به مرحله راهنمایی کردن / قدم به قدم توضیح دادن / همراهی آموزشی در زبان محاوره ای: یاد بده چجوری انجامش بدم، قدم به قدم نشونم ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: ( ۱ ) مرحله به مرحله راهنمایی کردن / یه دور کامل برام توضیح بده ( ۲ ) ( دراماتیک ) منو با شمشیر شکافتن / از وسط زدن در زبان محاو ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

How - to ( اسم و صفت – آموزشی، کاربردی، فنی ) 🔸 معادل فارسی: راهنمای انجام کار / آموزش مرحله به مرحله / دستورالعمل در زبان محاوره ای: آموزش فلان ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Walkthrough ( اسم – کاربردی، فنی، آموزشی ) 🔸 معادل فارسی: راهنمای گام به گام / مرور عملی / آموزش مرحله به مرحله / بررسی قدم به قدم در زبان محاوره ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: باران یخ زده / بارش مخلوط برف و باران / ریزش یخ بار در زبان محاوره ای: بارون یخ زده، برف بارون، بارون تیغ دار، بارونیه که درد داره ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: مه اسکاتلندی / رطوبت پنهان / نم نم غلیظ در زبان محاوره ای: مه ریز و خیس، نم نمِ نامرئی، یه جور بارون که انگار نیست ولی همه جا رو خ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: صدای نم نم باران / تپ تپ ملایم / صدای پاهای کوچک / شرشر لطیف در زبان محاوره ای: تق تق بارون، صدای نم نم، پاهای فسقلی، شرشر آروم _ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: خیس کردن / مرطوب سازی / آب پاشی در زبان محاوره ای: یه کم آب ریختن، خیسش کردن، زمینو نم دار کردن، با آب خوابوندن خاک _____________ ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: دوره ی بارانی / چند روز بارونی / دوره ی رطوبت و بارش در زبان محاوره ای: چند روزه داره بارون میاد، یه دوره ی بارونی داریم، هوا گرفت ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: باران با حس مثبت / بارون دل چسب در زبان محاوره ای: بارون باحال، بارونی که حال می ده، آفتابِ خیس، بارونِ خوش حس _________________ ...