تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوواژه برای جایگزینیِ #to_justify به معنای برای رفتارِ خود دلیلِ خوب آوردن؛ توجیه کردن؛ موجه نشان دادن؛ دلیلِ قانونی آوردن؛ و جُزین ا↙️ #یساویدن ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_justify به معنای برای رفتارِ خود دلیلِ خوب آوردن؛ توجیه کردن؛ موجه نشان دادن؛ دلیلِ قانونی آوردن؛ و جُزین ا↙️ #یساویدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

�↕️ ❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_vaccinate�به معنای�دادن یا زدنِ یک واکسن به کسی تا از دچار شدنِ او به یک بیماریِ معین پیشگیری شود، واکسن زدن، واکسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

�↕️ ❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_vaccinate�به معنای�دادن یا زدنِ یک واکسن به کسی تا از دچار شدنِ او به یک بیماریِ معین پیشگیری شود، واکسن زدن، واکسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_participate یا #to_partake به معنای در یک فعالیت مشارکت کردن یا درگیر شدن؛ شرکت کردن؛ و جزین ا↙️ #پرسیفتن ( parsiftan ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_derive یا #to_derivate به معنای مشتق شدن از؛ ریشه گرفتن از؛ از منبعی ویژه ( مادری یا نیاکانی ) ریشه گرفتن و جدا گشتن؛ و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوواژه برای جایگزینیِ #to_inflect یا #to_decline تغییر دادنِ دیسه ی یک اسم یا فعل با کاستن یا افزودنِ عناصری از ( به ) آن برای رسیدن به معناهای دستور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١٢

پیشنهادِ نوواژهٔ یا برابرنهادهٔ فارسی برای بخش های مختلفِ یک چاقو و گونه های مختلفِ چاقوها و برش افزارهای دیگر در زبانِ انگلیسی: بخش های گوناگونِ یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشنهادِ نوواژهٔ یا برابرنهادهٔ فارسی برای بخش های مختلفِ یک چاقو و گونه های مختلفِ چاقوها و برش افزارهای دیگر در زبانِ انگلیسی: بخش های گوناگونِ یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیشنهادِ نوواژهٔ یا برابرنهادهٔ فارسی برای بخش های مختلفِ یک چاقو و گونه های مختلفِ چاقوها و برش افزارهای دیگر در زبانِ انگلیسی: بخش های گوناگونِ یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

درودها، واژه "چاقو" در زبان پارسی، در بیخ "چاکو" بوده است. چاکو ( بسیار چاک دهنده ) ترسو ( بسیار ترسنده ) گوزو ( بسیار گوزنده ) شاشو ( بسیار شاش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_travel به معنایِ به مسافرت ( - ِ - معمولاً طولانی ) رفتن، سفر کردن، مسافرت کردن و جُزین ا↙️ #رهتاریدن ( rah. t�r. id. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_travel به معنایِ به مسافرت ( - ِ - معمولاً طولانی ) رفتن، سفر کردن، مسافرت کردن و جُزین ا↙️ #رهتاریدن ( rah. t�r. id. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_travel به معنایِ به مسافرت ( - ِ - معمولاً طولانی ) رفتن، سفر کردن، مسافرت کردن و جُزین ا↙️ #رهتاریدن ( rah. t�r. id. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_travel به معنایِ به مسافرت ( - ِ - معمولاً طولانی ) رفتن، سفر کردن، مسافرت کردن و جُزین ا↙️ #رهتاریدن ( rah. t�r. id. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_travel به معنایِ به مسافرت ( - ِ - معمولاً طولانی ) رفتن، سفر کردن، مسافرت کردن و جُزین ا↙️ #رهتاریدن ( rah. t�r. id. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: 🔸� #professionalism 🔸� #پیشتاردگی � یا:�� #پیشتارینگی � یا:�� #پیشتارگرایی ▪️مثال: ۱ - ما از پیشتاردِگیِ ( حرفه ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: 🔸� #professionalism 🔸� #پیشتاردگی � یا:�� #پیشتارینگی � یا:�� #پیشتارگرایی ▪️مثال: ۱ - ما از پیشتاردِگیِ ( حرفه ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: 🔸� #professionalism 🔸� #پیشتاردگی � یا:�� #پیشتارینگی � یا:�� #پیشتارگرایی ▪️مثال: ۱ - ما از پیشتاردِگیِ ( حرفه ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_professionalize به معنایِ حرفه ای کردن، ویژگیِ حرفه ای به کسی یا چیزی بخشیدن، کار را به شیوهٔ حرفه ای پیش بردن، به شیوهِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_professionalize به معنایِ حرفه ای کردن، ویژگیِ حرفه ای به کسی یا چیزی بخشیدن، کار را به شیوهٔ حرفه ای پیش بردن، به شیوهِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_professionalize به معنایِ حرفه ای کردن، ویژگیِ حرفه ای به کسی یا چیزی بخشیدن، کار را به شیوهٔ حرفه ای پیش بردن، به شیوهِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_be_responsible_for به معنایِ مسئولیتِ مراقبت یا انجامِ چیزی یا کسی را داشتن، مسئولِ چیزی بودن، موظف به انجامِ کاری بودن، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_be_responsible_for به معنایِ مسئولیتِ مراقبت یا انجامِ چیزی یا کسی را داشتن، مسئولِ چیزی بودن، موظف به انجامِ کاری بودن، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_shower یا #to_take_a_shower به معنایِ حمام کردن زیرِ دوش، حمام کردن، دوش گرفتن، حمام گرفتن ، و جُزین ا↙️ #افشودن ( af. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_shower یا #to_take_a_shower به معنایِ حمام کردن زیرِ دوش، حمام کردن، دوش گرفتن، حمام گرفتن ، و جُزین ا↙️ #افشودن ( af. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_ethnicize یا #to_ethnize به معنای ویژهٔ یک قوم کردن ( امنیت، اقتصاد، پلیس و . . . ) ، قومی ساختن، و جزین ا↙️ #وتینیدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ ا👆👆👆 ادامهٔ فرستهٔ پیشین: 🔹 #to_de_ethnicize 🔹 #وا_وتینیدن ▪️مثال: کوشش های دولت برای این که رواندا را واوَتینَد ( قومیت زدایی کند ) تا کنون ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ ا👆👆👆 ادامه ٔ فرستهٔ پیشین: 🔹� #ethnarchy 🔹� #وتین سالاری ▪️مثال: او همواره آرزوی وَتین سالاری ( قوم سالاری ) داشت، و به همین دلیل بود که اب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_ethnicize یا #to_ethnize به معنای ویژهٔ یک قوم کردن ( امنیت، اقتصاد، پلیس و . . . ) ، قومی ساختن، و جزین ا↙️ #وتینیدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_ethnicize یا #to_ethnize به معنای ویژهٔ یک قوم کردن ( امنیت، اقتصاد، پلیس و . . . ) ، قومی ساختن، و جزین ا↙️ #وتینیدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

🔹 نوواژه برای جایگزینیِ #nation به معنای ملت، یا کشوری با مردمانی که در یک مرز جغرافیاییِ معین زندگی می کنند و دولت، زبان، فرهنگ، تاریخ و علاقمندی ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

🔹 نوواژه برای جایگزینیِ #nation به معنای ملت، یا کشوری با مردمانی که در یک مرز جغرافیاییِ معین زندگی می کنند و دولت، زبان، فرهنگ، تاریخ و علاقمندی ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

🔹 نوواژه برای جایگزینیِ #nation به معنای ملت، یا کشوری با مردمانی که در یک مرز جغرافیاییِ معین زندگی می کنند و دولت، زبان، فرهنگ، تاریخ و علاقمندی ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

🔹 نوواژه برای جایگزینیِ #nation به معنای ملت، یا کشوری با مردمانی که در یک مرز جغرافیاییِ معین زندگی می کنند و دولت، زبان، فرهنگ، تاریخ و علاقمندی ه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_relieve یا #to_alleviate به معنای تسکین دادنِ درد یا مشکل؛ التیام بخشیدن؛ بهبود بخشیدن؛ و جُزین ا↙️ #آریفتن ( āriftan ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_relieve یا #to_alleviate به معنای تسکین دادنِ درد یا مشکل؛ التیام بخشیدن؛ بهبود بخشیدن؛ و جُزین ا↙️ #آریفتن ( āriftan ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_hypnotize به معنای قرار دادنِ کسی در حالتی ذهنی شبیه به خواب، که در آن همه ی ذهن و فکرِ او در اختیارِ درمان گر قرار می گ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گرتام برابر محور👇👇👇 ♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_pivot به معنای بر محوری چرخیدن ( چرخاندن ) ؛ محوردار کردن؛ بر محوری تکیه کردن؛ تغییرِ محور و مسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #gland به معنای اندامی ( معمولاً مدور یا دارای خمیدگی، ) در جانداران که وظیفه اش آزاد کردنِ برخی موادِ شیمیایی با اثرهایی وی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #hyperbola به معنای شکلِ هندسیِ هذلولی ا↙️ #ژوگان ( zhugān ) 👈 ژوگ ( ستاکِ برساخته از ریشه ی نیاایرانیِ - yaug به معنای ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزنیِ واژه ی #ellipse یا #oval به معنای شکلِ هندسیِ بیضی ا↙️ #هاوین ( havin ) 👈 هاو ( ستاکِ برساخته از ریشه ی نیاایرانیِ - āvia ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_strategize به معنای ابداع کردنِ یک طرحِ کامل برای رسیدن به موفقیت در موقعیت هایی مانندِ جنگ، سیاست، کار، صنعت و ورزش؛ طر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_strategize به معنای ابداع کردنِ یک طرحِ کامل برای رسیدن به موفقیت در موقعیت هایی مانندِ جنگ، سیاست، کار، صنعت و ورزش؛ طر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_strategize به معنای ابداع کردنِ یک طرحِ کامل برای رسیدن به موفقیت در موقعیت هایی مانندِ جنگ، سیاست، کار، صنعت و ورزش؛ طر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_course به معنای حرکت کردن در طولِ یا از میانِ چیزی ؛ درنوردیدن؛ پی گرفتنِ یک مسابقه؛ تعقیب کردن؛ سرازیر گشتن؛ و جُزین ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کاشت ( گونه ای جراحی ) 👇👇👇 ♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_transplant به معنای کندن از جایی و کاشتن در جایی دیگر؛ برداشتنِ یک بافت یا اندام از بدن و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_implant به معنای جاگذاشتن یا کاشتنِ یک افزارِ مصنوعی در بدنِ یک فرد، بویژه از طریقِ جراحی ا↙️ #آکاریدن ( ākāridan ) 👈 ...

پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_implant به معنای جاگذاشتن یا کاشتنِ یک افزارِ مصنوعی در بدنِ یک فرد، بویژه از طریقِ جراحی ا↙️ #آکاریدن ( ākāridan ) 👈 ...

پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_implant به معنای جاگذاشتن یا کاشتنِ یک افزارِ مصنوعی در بدنِ یک فرد، بویژه از طریقِ جراحی ا↙️ #آکاریدن ( ākāridan ) 👈 ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #pyramid به معنای یک چندوجهی با وجه های جانبیِ سه گوش که به شکلِ شیب دار بالا رفته و دارای رأسِ مشترک هستند؛ هرم ا↙️ #دیما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_resuscitate به معنای دوباره زنده کردنِ کسی از وضعیتِ نزدیک به مرگ؛ احیا کردن؛ دوباره به حرکت آوردن؛ باز جان بخشیدن؛ و جُ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

احیای جانی👇👇👇 ♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_resuscitate به معنای دوباره زنده کردنِ کسی از وضعیتِ نزدیک به مرگ؛ احیا کردن؛ دوباره به حرکت آوردن؛ با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صرف در دستور زبان👇👇👇 نوواژه برای جایگزینیِ #to_inflect یا #to_decline تغییر دادنِ دیسه ی یک اسم یا فعل با کاستن یا افزودنِ عناصری از ( به ) آن بر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

نوواژه برای جایگزینیِ #to_inflect یا #to_decline تغییر دادنِ دیسه ی یک اسم یا فعل با کاستن یا افزودنِ عناصری از ( به ) آن برای رسیدن به معناهای دستور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_commute به معنای سفر کردنِ روزانه به محلِ کار و بازگشتن به خانه؛ رفت وآمد کردن؛ و جُزین ا↙️ #رفادن ( rafādan ) یا: #ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ پیشنهادِ چند واژه برای جایگزینیِ #salad به معنای آمیزه ای از سبزی های خام مانندِ کاهو، گوجه فرنگی، خیار و . . . که به صورت جداگانه یا همراه با غذا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️⭐️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_eroticize یا #to_erotize به معنای کیفیتِ شهوانی به کسی یا چیزی بخشیدن؛ با احساسِ شهوت آغشتن؛ و جُزین ا↙️ #ورنادن ( v ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

♦️⭐️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_eroticize یا #to_erotize به معنای کیفیتِ شهوانی به کسی یا چیزی بخشیدن؛ با احساسِ شهوت آغشتن؛ و جُزین ا↙️ #ورنادن ( v ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

♦️⭐️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_eroticize یا #to_erotize به معنای کیفیتِ شهوانی به کسی یا چیزی بخشیدن؛ با احساسِ شهوت آغشتن؛ و جُزین ا↙️ #ورنادن ( v ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ ادامه ی فرسته ی پیشین 👆👆👆 🔸 #to_coevolve 🔸 #هم آوالیدن ▪️مثال: اسپرم و تخمک برای آنکه باروری ِ تخم را حفظ کنند باید هم آوالَند ( با هم تطور ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️⭐️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_evolve به معنای تغییریافتنِ گونه های زیستی با گذشتِ زمان ( در زیست شناسی؛ ) تغییر و تحول یافتن در هر شکل از ساختارهای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_employ به معنای کار دادن به کسی و سپس پول پرداختن به وی برای کاری که انجام می دهد ( رسمی؛ ) استخدام کردن ( رسمی؛ ) به کا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #nature به معنای طبیعت ( مجموعِ چیزهای زنده و نازنده در زمین در برابرِ آنچه انسانی یا انسان ساخته است. ) ا↙️ #زتار ( zot. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_share به معنای بخشی از چیزی را به دیگری یا دیگران دادن؛ تقسیم کردنِ چیزی با دیگری یا دیگران؛ سهم به دیگران دادن؛ بخش کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_share به معنای بخشی از چیزی را به دیگری یا دیگران دادن؛ تقسیم کردنِ چیزی با دیگری یا دیگران؛ سهم به دیگران دادن؛ بخش کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_share به معنای بخشی از چیزی را به دیگری یا دیگران دادن؛ تقسیم کردنِ چیزی با دیگری یا دیگران؛ سهم به دیگران دادن؛ بخش کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ#to_penalise به معنای مجازات کردن یا جریمه کردن ا↙️ #کنالیدن ( kenālidan ) یا: #کناشتن ( kenāshtan ) 👈 کن ( ستاکِ برساخته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ#to_penalise به معنای مجازات کردن یا جریمه کردن ا↙️ #کنالیدن ( kenālidan ) یا: #کناشتن ( kenāshtan ) 👈 کن ( ستاکِ برساخته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ#to_penalise به معنای مجازات کردن یا جریمه کردن ا↙️ #کنالیدن ( kenālidan ) یا: #کناشتن ( kenāshtan ) 👈 کن ( ستاکِ برساخته ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_dramatize به معنای به صورتِ نمایشی و داستانی درآوردنِ یک رویداد یا گزارش؛ جذاب، مبالغه آمیز و هیجانی بیان کردنِ یک گزارش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_dramatize به معنای به صورتِ نمایشی و داستانی درآوردنِ یک رویداد یا گزارش؛ جذاب، مبالغه آمیز و هیجانی بیان کردنِ یک گزارش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_censor به معنای بررسی کردنِ رسمیِ ( کتاب، فیلم، ترانه و جُزین، ) و حذف کردنِ بخش هایی از آن که تصور می شود ناپذیرفتنی اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_censor به معنای بررسی کردنِ رسمیِ ( کتاب، فیلم، ترانه و جُزین، ) و حذف کردنِ بخش هایی از آن که تصور می شود ناپذیرفتنی اس ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_care_for یا #to_desire به معنای میل داشتن، اشتها داشتن، علاقه داشتن، خواستن ( دِل ) و جزین ا↙️ #ژفتن ( zhoftan ) یا: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_care_for یا #to_desire به معنای میل داشتن، اشتها داشتن، علاقه داشتن، خواستن ( دِل ) و جزین ا↙️ #ژفتن ( zhoftan ) یا: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_adjust به معنای به آرامی تغییر دادنِ چیزی برای مناسب تر کردن ِ آن برای منظوری خاص؛ تنظیم کردن؛ تطبیق دادن؛ و جُزین ا↙️ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_adjust به معنای به آرامی تغییر دادنِ چیزی برای مناسب تر کردن ِ آن برای منظوری خاص؛ تنظیم کردن؛ تطبیق دادن؛ و جُزین ا↙️ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_adjust به معنای به آرامی تغییر دادنِ چیزی برای مناسب تر کردن ِ آن برای منظوری خاص؛ تنظیم کردن؛ تطبیق دادن؛ و جُزین ا↙️ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_exile به معنای تبعید کردن؛ نفیِ بلد کردن؛ و جزین. ا↙️ #آزشتن ( �zeš. t. an ) یا: #آزیلیدن ( �z. il. id. an ) 👈 آز ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_exile به معنای تبعید کردن؛ نفیِ بلد کردن؛ و جزین. ا↙️ #آزشتن ( �zeš. t. an ) یا: #آزیلیدن ( �z. il. id. an ) 👈 آز ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_authenticate به معنای اعتبار داشتنِ چیزی را ثابت کردن؛ راست شمردن؛ معتبر دانستن؛ تایید کردن ا↙️ #رشمادن ( rashmādan ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_authenticate به معنای اعتبار داشتنِ چیزی را ثابت کردن؛ راست شمردن؛ معتبر دانستن؛ تایید کردن ا↙️ #رشمادن ( rashmādan ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

♦️⭐️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_experience_industry به معنای صنعت ورزیدن؛ انجام دادنِ کارِ صنعتی؛ و جُزین ا↙️ #سناشتن ( san�shtan ) یا: #سناریدن ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_venture به معنای انجام دادنِ کاری مخاطره آمیز یا رفتن به جایی خطرناک؛ گفتنِ سخنی که احتمالِ نقد و سرزنش دارد؛ و جُزین ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ابتارش برابر ماجراجویی خوشه واژه در زیر را بنگرید👇👇👇 نوواژه برای جایگزینیِ #to_venture به معنای انجام دادنِ کاری مخاطره آمیز یا رفتن به جایی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_venture به معنای انجام دادنِ کاری مخاطره آمیز یا رفتن به جایی خطرناک؛ گفتنِ سخنی که احتمالِ نقد و سرزنش دارد؛ و جُزین ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_exacerbate به معنای وضعیتِ بد را بدتر کردن؛ وخیم کردن؛ تشدید کردن؛ و جُزین ا↙️ #افسامیدن ( afsāmidan ) 👈 اف ( پیشوندِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_exacerbate به معنای وضعیتِ بد را بدتر کردن؛ وخیم کردن؛ تشدید کردن؛ و جُزین ا↙️ #افسامیدن ( afsāmidan ) 👈 اف ( پیشوندِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_exacerbate به معنای وضعیتِ بد را بدتر کردن؛ وخیم کردن؛ تشدید کردن؛ و جُزین ا↙️ #افسامیدن ( afsāmidan ) 👈 اف ( پیشوندِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_exacerbate به معنای وضعیتِ بد را بدتر کردن؛ وخیم کردن؛ تشدید کردن؛ و جُزین ا↙️ #افسامیدن ( afsāmidan ) 👈 اف ( پیشوندِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_exacerbate به معنای وضعیتِ بد را بدتر کردن؛ وخیم کردن؛ تشدید کردن؛ و جُزین ا↙️ #افسامیدن ( afsāmidan ) 👈 اف ( پیشوندِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_exacerbate به معنای وضعیتِ بد را بدتر کردن؛ وخیم کردن؛ تشدید کردن؛ و جُزین ا↙️ #افسامیدن ( afsāmidan ) 👈 اف ( پیشوندِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #link به معنای پیوند با یک چیز یا آدم، یا بین چیزها یا آدم ها، حلقه ی اتصال میانِ چیزها یا آدم ها، ارتباط و جزین ا↙️ #بنزه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_combust به معنای مصرف شدن ( کردن ) یا نیست شدن با آتش؛ احتراق یافتن؛ مشتعل شدن؛ و جُزین ا↙️ #هیداختن ( hid. ( d ) �xt. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_combust به معنای مصرف شدن ( کردن ) یا نیست شدن با آتش؛ احتراق یافتن؛ مشتعل شدن؛ و جُزین ا↙️ #هیداختن ( hid. ( d ) �xt. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_combust به معنای مصرف شدن ( کردن ) یا نیست شدن با آتش؛ احتراق یافتن؛ مشتعل شدن؛ و جُزین ا↙️ #هیداختن ( hid. ( d ) �xt. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_archive به معنای بایگانی کردن؛ نگهداری کردنِ اسناد و مدارکِ تاریخی در یک آرشیو؛ و جُزین ا↙️ #باگیستن ( bāgistan ) 👈 ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_archive به معنای بایگانی کردن؛ نگهداری کردنِ اسناد و مدارکِ تاریخی در یک آرشیو؛ و جُزین ا↙️ #باگیستن ( bāgistan ) 👈 ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_archive به معنای بایگانی کردن؛ نگهداری کردنِ اسناد و مدارکِ تاریخی در یک آرشیو؛ و جُزین ا↙️ #باگیستن ( bāgistan ) 👈 ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_archive به معنای بایگانی کردن؛ نگهداری کردنِ اسناد و مدارکِ تاریخی در یک آرشیو؛ و جُزین ا↙️ #باگیستن ( bāgistan ) 👈 ب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_rank به معنای قرار دادنِ چیزها در رتبه های مختلف بر پایه ی یک سیستم ِ رتبه بندی ِ معین؛ در جایگاهی بالاتر یا پایین تر قر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_rank به معنای قرار دادنِ چیزها در رتبه های مختلف بر پایه ی یک سیستم ِ رتبه بندی ِ معین؛ در جایگاهی بالاتر یا پایین تر قر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_finance به معنای فراهم کردنِ پول یا سرمایه برای ؛ پول رسانی کردن به ؛ و جُزین ا↙️ #افمادن ( afmdan ) یا: #افماییدن ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_deport به معنای اخراج کردن از کشور؛ بیرون راندن از کشور؛ کسی را مجبور به ترکِ کشور کردن؛ و جُزین ا↙️ #اسرادن ( esrādan ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_opt به معنای انتخاب کردن از میانِ گزینه های پرشمار؛ ترجیح دادن؛ برترشمردن و برگزیدن؛ و جُزین ا↙️ #شازیدن ( shāzidan ) ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_dope به معنای دادن یا تجویزِ دارو به انسان یا جانور برای آن که تواناییِ وی را در رقابت های ورزشی بیفزایند یا بکاهند. ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_cite به معنای نقلِ قول کردن؛ ارجاع دادن؛ استناد کردن؛ رجوع کردن به؛ خاطرنشان کردن؛ ذکر کردن؛ اشاره کردن به؛ و جُزین ا↙️ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_cite به معنای نقلِ قول کردن؛ ارجاع دادن؛ استناد کردن؛ رجوع کردن به؛ خاطرنشان کردن؛ ذکر کردن؛ اشاره کردن به؛ و جُزین ا↙️ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_repeat به معنای تکرار کردن؛ باز رُخ دادن؛ دوباره انجام دادن؛ و جُزین ا↙️ #وابتیدن ( vābatidan ) 👈 وا ( پیشوندِ تکرار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_repeat به معنای تکرار کردن؛ باز رُخ دادن؛ دوباره انجام دادن؛ و جُزین ا↙️ #وابتیدن ( vābatidan ) 👈 وا ( پیشوندِ تکرار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_repeat به معنای تکرار کردن؛ باز رُخ دادن؛ دوباره انجام دادن؛ و جُزین ا↙️ #وابتیدن ( vābatidan ) 👈 وا ( پیشوندِ تکرار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_rumor به معنای ساختن یا پراکندنِ خبری که ممکن است واقعیت نداشته باشد؛ شایعه ساختن و پراکندن؛ و جُزین ا↙️ #راویدن ( rāv ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_propagandize به معنای تبلیغات راه انداختنِ سویه دار به زیان یا به سودِ کسی یا چیزی؛ تبلیغات راه انداختنِ جهت دار برای به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_antique یا #to_antiquate به معنای به روشهای مصنوعی نمای کهنه به چیزی دادن؛ عتیقه نما کردن؛ کهنه نما کردن؛ و جزین ا↙️ # ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_antique یا #to_antiquate به معنای به روشهای مصنوعی نمای کهنه به چیزی دادن؛ عتیقه نما کردن؛ کهنه نما کردن؛ و جزین ا↙️ # ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_dump به معنای ریختن و خالی کردنِ چیزی از درونِ چیزی؛ خلاص کردنِ خود از دستِ چیزی یا کسی با رها ساختنِ آن ها؛ و جُزین ا↙ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_dump به معنای ریختن و خالی کردنِ چیزی از درونِ چیزی؛ خلاص کردنِ خود از دستِ چیزی یا کسی با رها ساختنِ آن ها؛ و جُزین ا↙ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_dump به معنای ریختن و خالی کردنِ چیزی از درونِ چیزی؛ خلاص کردنِ خود از دستِ چیزی یا کسی با رها ساختنِ آن ها؛ و جُزین ا↙ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_confide به معنای اطمینان کردن؛ با اطمینان رازِ خویش را با کسی درمیان گذاشتن؛ و جُزین ا↙️ #هرداییدن ( hardāyidan ) یا: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_confide به معنای اطمینان کردن؛ با اطمینان رازِ خویش را با کسی درمیان گذاشتن؛ و جُزین ا↙️ #هرداییدن ( hardāyidan ) یا: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_energize به معنای نیرو بخشیدن به کسی؛ انرژی دار کردن؛ انرژیِ حرکتی یا برقی برای چیزی فراهم کردن؛ فعال و سرزنده کردنِ چیز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_panoramize به معنایِ گرداندن یا گستردنِ نما یا ظرفیتِ چیزی برای داشتنِ پهنه ای وسیع تر از آن، شرحِ جامع از چیزی تهیه کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_panoramize به معنایِ گرداندن یا گستردنِ نما یا ظرفیتِ چیزی برای داشتنِ پهنه ای وسیع تر از آن، شرحِ جامع از چیزی تهیه کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_problematize به معنای مسئله ای کردنِ یک موضوع برای آنکه نیاز به راه ِحل پیدا کند؛ به عنوانِ مسئله فرض کردن یا تلقی کردنِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_problematize به معنای مسئله ای کردنِ یک موضوع برای آنکه نیاز به راه ِحل پیدا کند؛ به عنوانِ مسئله فرض کردن یا تلقی کردنِ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

♦️⭐️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_defend یا #to_defense به معنای مقاومت کردن دربرابرِ حمله؛ محافظت کردن از خود ( و دیگران ) دربرابرِ هر گونه زیان؛ دفاع ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

️♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_use به معنای استفاده کردن ( از چیزی ) ، به کار بردنِ ( چیزی ) ، بهره گرفتن ( از چیزی ) ا↙️ #بهراییدن ( bahr. �y. id. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

هموگِش برابر معادله

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تفاوتِ تَشان ( toxin ) و سم ( poison ) و زهر ( venum ) : ‏#toxin وقتی مادهٔ سمّی در بدنِ جاندار تولید شده، یا توسطِ یک ریزاندامگان در بدنِ جاندار آزا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_imagine یا #to_envisage همگی به معنای تصور کردن یا تصویر کردنِ چیزی درونِ ذهن ا↙️ #انوسیدن 👈 enusidan 👈 ان ( پیشوندِ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_imagine یا #to_envisage همگی به معنای تصور کردن یا تصویر کردنِ چیزی درونِ ذهن ا↙️ #انوسیدن 👈 enusidan 👈 ان ( پیشوندِ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_inject به معنای تزریق کردن ا↙️ #اناژیدن 👈 enājhidan 👈 ان ( به معنای درون، در ) آژیدن ( به معنای سوراخ کردن و فرو کرد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_inject به معنای تزریق کردن ا↙️ #اناژیدن 👈 enājhidan 👈 ان ( به معنای درون، در ) آژیدن ( به معنای سوراخ کردن و فرو کرد ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_announce یا #to_ennunciate به معنای رسماً تصمیم، حقیقت یا رویدادی را اعلام کردن؛ به اطلاعِ عموم رساندن؛ اعلان کردن؛ و جُ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_officiate به معنای اداره کردن؛ وظایفِ رسمیِ ( یا مذهبیِ ) خود را انجام دادن؛ خدمتِ رسمی کردن؛ مسئولِ اداره ی کاری بودن؛ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_accent به معنای تاکید یا تکیه بر بخشی از واژه یا بر واژه ی در جمله کردن؛ با تکیه تلفظ کردن؛ تاکید کردن بر چیزی؛ و جزین ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نوواژه برای جایگزینیِ #to_circuit به معنای دورِ چیزی گشتن؛ دور زدن؛ مسیرِ قوسی ( منحنی ) پیمودن؛ مدار ساختن؛ و جُزین ا↙️ #گردشتن ( gard. eš. t. an ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_circulate به معنای چرخیدنِ ( چرخاندن ) پیوسته در یک سیستمِ بسته؛ به گردش درآمدن ( درآوردن ) ؛ پخش شدن ( کردن ) ؛ و جُزین ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_vote به معنای رأی دادن؛ نظرِ خود را دادن؛ و جُزین ا↙️ #هوتادن ( hootādan ) 👈 هوت ( ستاکِ برساخته از ریشه ی نیاایرانیِ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

سافیدن. رأی دادن. ( منبع: واژه نامه زبان پاک احمد کسروی ) رجوع شود به سافه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_vote به معنای رأی دادن؛ نظرِ خود را دادن؛ و جُزین ا↙️ #هوتادن ( hootādan ) 👈 هوت ( ستاکِ برساخته از ریشه ی نیاایرانیِ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_lock به معنای کسی یا چیزی را در جایی حبس کردن؛ در به روی کسی بستن؛ قفل کردن؛ قفل شدن بستن؛ تنگ بستن؛ و جُزین ا↙️ #کلای ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

♦️ پیشنهادِ چند جایگزین برای واژهٔ #menu به معنای فهرستی از غذاها یا چیزهای دیگر که برای گزینش و دستور دادنِ مشتری به وی داده می شود، فهرستی از گزین ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_parliamentarize به معنایِ مجهز ساختنِ یک کشور یا یک منطقه به مجلس یا پارلمان، مسئله ای را به یک مسئلهٔ پارلمانی ( حل وفص ...

پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_parliamentarize به معنایِ مجهز ساختنِ یک کشور یا یک منطقه به مجلس یا پارلمان، مسئله ای را به یک مسئلهٔ پارلمانی ( حل وفص ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_parliamentarize به معنایِ مجهز ساختنِ یک کشور یا یک منطقه به مجلس یا پارلمان، مسئله ای را به یک مسئلهٔ پارلمانی ( حل وفص ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_ban و #to_forbid هر دو به معنای ممنوع کردنِ چیزی یا کاری، بویژه از سوی سازمانی رسمی؛ پیشگیری کردن از کاری؛ و جُزین ا↙️ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در گویش کرمانی سین برابر طرف بکار می بریم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

♦️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_pixelate یا #to_pixelize به معنایِ بخش بخش کردنِ یک تصویر به واحد های بسیار ریزِ تابناک، بزرگ نمایش دادنِ یک تصویر به ان ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

زاوه برابر نسل می توان گفت. از کرپایه ی ( مصدر ) برساخته آزاویدن به چمار ( معنای ) تولید کردن. خوشه واژگانی را می توانید در زیر بنگرید: ♦️ نوواژه برا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

گِردالگاه