تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

Adept: ماهر ، چیره دست Adapt: وفق دادن، سازگار شدن، اقتباس کردن Adopt: قبول کردن، به فرزندی پذیرفتن، اتخاذ کردن، اقتباس کردن

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

Discrete: جدا و مجزا، مستقل، گسسته، ناپیوسته Discreet: محتاط، محتاطانه Discern: تشخیص دادن ، درک کردن Discretion: تشخیص، احتیاط، ملاحظه، اختیار، آزا ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

( حق، قانون و . . ) نقض نکردنی، تخطی ناپذیر ؛ مصون از تعرض

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

1. توخالی، میان تهی ۲. ( اجزای صورت ) گود افتاده و لاغر ۳. ( صدا ) گرفته و نامشخص ۴. غیر صادق، ریاکار و دورو ۵. پوچ و بی معنی، بی ارزش I've seen en ...

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

Libel: توهین تهمت افترازدن Liable: مسئول، پاسخگو، ( قانون و جریمه و . . . ) مشمول، ( بیماری، مشکل و . . ) مستعد، دارای احتمال

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

1. ( در جلوگیری از اتفاقات بد ) کوتاهی کردن، نادیده گرفتن To connive at the violation of a law نادیده گرفتن تخطی از قانون ۲. تبانی کردن، توطئه کردن A ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. مبله کردن، مزین کردن ۲. مجهز کردن ۳. تهیه کردن، تدارک دیدن ۴. موجب. . . . شدن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

۱. کسل کننده و خسته کننده. ۲ ( خوراک و . . ) بدون نمک و ادویه بی مزه ۳. نجیب ، آرام ، خوشایند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Fill out: پر کردن، تکمیل کردن ( فرم، پرسشنامه، چک و . . . ) = acknowledg کمی چاق شدن