discreet

/ˌdɪˈskriːt//dɪˈskriːt/

معنی: محتاط، فروتن، با احتیاط، با خرد، دارای تمیز و بصیرت
معانی دیگر: پیرانگر، پرهیختار، پرواگر، ملاحظه کار، باپروا، با ملاحظه
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. be discreet and do not refer to her being an orphan!
محتاط باش و اشاره ای به یتیم بودن او نکن !

2. They were gossipy and not always discreet.
[ترجمه منصوره] آنها وراج بودند و هیچوقت محتاطانه رفتار نمیکردند
|
[ترجمه گوگل]آنها شایعه پراکنی بودند و همیشه محتاط نبودند
[ترجمه ترگمان]، اونا شایعه شده بودن و همیشه هم محتاط نبودن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The family made discreet enquiries about his background.
[ترجمه موسی] خانواده درباره سوابق او پرسشهای محرمانه ای انجام دادند.
|
[ترجمه گوگل]خانواده پرس و جوهای محتاطانه ای درباره پیشینه او انجام دادند
[ترجمه ترگمان]خانواده از سوابق او پرس و جو کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He assured her that he would be discreet.
[ترجمه موسی] او به او اطمینان داد که با احتیاط رفتار خواهد کرد.
|
[ترجمه گوگل]او به او اطمینان داد که محتاطانه رفتار خواهد کرد
[ترجمه ترگمان]به او اطمینان داد که احتیاط خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I should make a few discreet enquiries about the firm before you sign anything.
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه هر چیزی را امضا کنید، باید چند پرس و جو محتاطانه در مورد شرکت انجام دهم
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه چیزی امضا کنی، باید چند تا پرس و جو کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He is very discreet in giving his opinions.
[ترجمه گوگل]او در بیان نظرات خود بسیار محتاط است
[ترجمه ترگمان]خیلی محتاط است که عقاید خود را بروز می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The hotel had an air of discreet gentility.
[ترجمه گوگل]هتل هوای ملایمی داشت
[ترجمه ترگمان]این هتل قیافه of داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You ought to make a few discreet enquiries before you sign anything.
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه هر چیزی را امضا کنید، باید چند سؤال محتاطانه انجام دهید
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه چیزی امضا کنی باید کمی پرس و جو کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He took her hand with discreet gentility.
[ترجمه گوگل]دست او را با ملایمت محتاطانه گرفت
[ترجمه ترگمان]با نهایت احتیاط دستش را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A discreet glance at the clock told me the interview had lasted an hour.
[ترجمه گوگل]یک نگاه محتاطانه به ساعت به من گفت که مصاحبه یک ساعت طول کشیده است
[ترجمه ترگمان]یک نگاه دقیق به ساعت به من گفت که مصاحبه یک ساعت طول کشیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Be more discreet or you'll get yourself talked about.
[ترجمه گوگل]محتاط تر باشید وگرنه در مورد خودتان صحبت می شود
[ترجمه ترگمان]بیشتر احتیاط کن وگرنه در این مورد حرف می زنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I stood back at a discreet distance.
[ترجمه گوگل]در فاصله ای محتاطانه عقب ایستادم
[ترجمه ترگمان]من با فاصله کمی از او دور شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The two journalists followed at a discreet distance.
[ترجمه گوگل]دو خبرنگار با فاصله ای محتاطانه را دنبال کردند
[ترجمه ترگمان]دو نفر از روزنامه نگاران پشت سر هم به راه افتادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. My secretary is very discreet. She never tells anyone unconcerned anything about the company's business.
[ترجمه گوگل]منشی من خیلی محتاط است او هرگز به کسی که نگران نیست چیزی در مورد تجارت شرکت نمی گوید
[ترجمه ترگمان]منشی من خیلی محتاط است او هیچ وقت به کسی راجع به کار شرکت چیزی نمی گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

محتاط (صفت)
careful, alert, cautious, wary, prudent, discreet, cagey, circumspect, chary, forehanded, gingerly, prudential

فروتن (صفت)
humble, simple, modest, discreet, meek, artless, blushing, submissive, bashful, coy, low, demure, homely, unpretentious, prostrate

با احتیاط (صفت)
careful, cautious, wary, prudent, discreet, circumspect, prudish

با خرد (صفت)
clever, wise, discreet

دارای تمیز و بصیرت (صفت)
discreet

به انگلیسی

• careful in one's speech, respectful of other's privacy, circumspect; unobtrusive, modest
if you are discreet, you avoid causing embarrassment when dealing with secret or private matters.
something that is discreet is intended to avoid attracting attention.

پیشنهاد کاربران

محرمانه
رازدار - راز
discreet =محتاط
توجه داشته باشین که ( ( محتاط در جلب توجه ) ) میشه

circumspect = cautious = محتاط
( ( محتاط به این معنی که قبل از انجام کاری فکر میکنه به ریسکای احتمالی ) )

تودار
کسی که با ملاحظه و درنظر گرفتن تمامی جواب پیش میره که موجب ناراحتی اسباب اذیت کسی نشه
دست به عصا
با ملاحظه
با ملاحظه
محتاط
Cautious

۱ - محتاط، با ملاحظه در گفتار و کردار
Prudent, judicious، tactful

۳ - یواشکی، بی سرو صد, جلب توجه نکننده ؛ ) ، پنهانی، زیر جلی
Quiet, unobtrusive

۲ - با رعایت همه جوانب، شسته رفته؟؟
A discreet homicide

discreet ( adj ) = محتاط ( توجه به عواقب بالقوه ) ، با ملاحضه، نامحسوس، بی سر و صدا، با سیاست، معقول، عاقلانه، محرمانه، شسته رفته، با تبحر

a discreet investor = یک سرمایه گذار محتاط

examples:
1 - They are very good assistants, very discreet - they wouldn't go talking to the press.
آن ها دستیاران بسیار خوبی هستند، خیلی باملاحظه اند - بدون اجازه با مطبوعات مصاحبه نمی کنند.
2 - She hung the laundry on a line in a discreet corner of the yard.
او رخت های شستنی را بر روی یک بند در گوشه ای شسته رفته از حیاط آویزان کرد.
3 - you can count on me to be discreet.
شما می توانید روی من محتاط حساب وا کنید ( اعتماد کنید ) .
4 - despite the plethora of offers to write her life story, the recently divorced movie queen kept a discreet silence.
علی رغم پیشنهادات فراوان برای نوشتن داستان زندگی خود ، ملکه فیلم که اخیراً طلاق گرفته سکوتی محتاطانه ( نا محسوس ) در پیش گرفت.

نکته: discreet ( adj ) مترادف است با confidential ( adj ) به معنای محرمانه یا سری
careful in what you say or do, in order to keep something secret or to avoid causing difficulty for somebody or making them feel embarrassed
۱_محرمانه
۲_ مودبانه و محتاطانه
آبرومند آبرومندانه
قابل توجه نیست
ظریف ( بدون جلب توجه )
مثال: discreet jewellery
modest
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما